معرفی کتاب دام اثر تادئوش روژه ویچ مترجم محمدرضا خاکی

دام

دام

تادئوش روژه ویچ و 1 نفر دیگر
4.0
1 نفر |
1 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

0

خوانده‌ام

0

خواهم خواند

0

ناشر
بیدگل
شابک
9782000450535
تعداد صفحات
188
تاریخ انتشار
1375/10/12

توضیحات

        «دام» نمایش نامه ای است با پانزده تابلو که پرسوناژ اصلی اش فرانتس کافکاست.عناوین پانزده گانه تابلوها به ترتیب زیر است: «اتاق خدمتکار»، «چند سال بعد»، «قربانی توبه کاری»، «فروشگاه مبل»، «والدین»، «در اتاق یک هتل»، «محاکمه خود»، «حلقه ها»، «اعلام کننده»، «برادران و خواهران»، «من با دستان دوستم آتش می زنم»، «پیش سلمانی»، «برو اونو ببین»، «اون هیچ وقت بالغ نمیشه» و «در برابر دیوار».اگرچه هر ۱۵ تابلوی نمایش به کافکا و زندگی او، از کودکی تا مرگ، مربوط است، خط روایی روشنی در نمایش نامه وجود ندارد و نمی توان آنچه در طول نمایش روایت می شود را تعریف کرد.با این حال، نمایش نامه با کودکی کافکا و رابطه او با زن های خانواده اش شروع می شود و بعد به خشونت سفت وسخت پدرش پرداخته می شود و درنهایت کافکای نویسنده ای را می بینیم که در زندگی اش ماکس برود، فلیسه یا زن هایی دیگر وارد شده اند.روژه ویچ نه به دنبال ارائه تصویری اسطوره ای از کافکا به عنوان یکی از بزرگ ترین نویسندگان قرن بیستم، بلکه برعکس در جست وجوی کافکایی است که ترس ها، نگرانی ها، ضعف ها و دغدغه های خودش را دارد.روژه ویچ در نمایش نامه «دام» با همین شیوه به سراغ ترس کافکا از زندگی روزمره و زن ها رفته است.روژه ویچ در دوره ای که خود بدل به یکی از مهم ترین شاعران، نویسندگان و نمایش نامه نویسان لهستان شده بود، کافکا را «حفره ای سیاه» در آسمان ادبیات اروپا می نامد و می نویسد: «درباره او باید با احتیاط عمل کرد؛ او می تواند همه چیز را ببلعد و نابود کند».«دام» آمیخته ای از واقعگرایی و فراواقعگرایی توام با گروتسکی اکسپرسیونیستی است.
      

یادداشت‌ها

dream.m

dream.m

1404/5/12

          هفت‌روز_هفت‌نمایشنامه 
نمایشنامه هفتم

فرانتس (در نور کم، رو به صندلی خالی):
«پدر! تو فکر می‌کنی من اگر ننویسم، هنوز وجود دارم؟
یا من فقط زمانی وجود دارم که مشغول نابود کردن اون چیزی باشم که خودم نوشته‌ام؟»
......
انسان، آن‌گونه که تجربه زیستن نشان می‌دهد، از پیش انتخاب نکرده که باشد.
هیچ‌کس پیش از تولد، حق گزینش نداشته؛
بااین‌حال، هر یک از ما ناگزیر است معنایی برای بودن خویش بیابد یا بسازد.

در نمایشنامه‌ دام، این وضعیت یک گام فراتر می‌رود. فرانتس نه‌تنها با جهان درگیر ست، بلکه عمیقاً در درون خویش سقوط کرده؛
انگار در چاهی فروافتاده باشد که دیواره‌های آن از خاطره، زخم، و صداهای دیگران ساخته شده است. و پدر، مادر، معلم، جامعه، و حتی معشوق، هریک سهمی در ساختن این درون پرآشوب دارند.
فرانتس، برخلاف شخصیت‌های کلاسیک که با بحران‌هایی بیرونی مواجه‌اند، دشمنی بیرون از خود ندارد. آن‌چه او را درون ذهنش به اسارت گرفته، خودآگاهی است؛ بحرانی که در آن سوژه نه می‌تواند از خویشتن بگریزد، نه می‌تواند به آن پناه ببرد.
او در دامی زیست می‌کند که از واژه، حافظه و نگاه دیگران ساخته شده است.
در ظاهر، نوشتن برای فرانتس راهی‌ست برای تاب‌آوردن. او می‌نویسد تا از اضطراب‌ها، فشارها و خاطره‌ها فاصله بگیرد. اما هر واژه که نوشته می‌شود، خود بدل به حلقه‌ای از زنجیر جدیدی می‌گردد. هر تلاش برای رهایی، بازتولید همان دام است؛ کلماتی که به‌جای گشودن درها، دیوارهایی تازه می‌سازند. نوشتن برای فرانتس، شبیه همان تلاشی‌ست که عنکبوت از طریق آن تار می‌تند، اما در نهایت خود نیز در آن گیر می‌افتد.

تادئوش رژویچ در این اثر، «دام» را صرفاً به عنوان یک استعاره‌ روان‌شناختی به‌کار نمی‌برد، بلکه آن را به نمادی هستی‌شناختی بدل می‌کند:
کنش‌هایی چون نوشتن، اندیشیدن، یا حتی بودن، در اینجا نه ابزارهایی برای رهایی، بلکه نشانه‌هایی از اسارت‌اند.
نمایشنامه‌ دام نه‌فقط روان انسان را عریان می‌کند، بلکه ادراک ما از هستی، آگاهی و حتی هنر را نیز زیر سؤال می‌برد.
در نهایت، شاید آن‌چه ما زندگی می‌نامیم، چیزی جز دامی ناپیدا نباشد؛ دامی که هر روز، با هر فکر و هر کلمه، عمیق‌تر در آن فرو می‌رویم.
.............
پایان همخوانی با دوستان لطیف‌تر از برگ گل و الهام‌بخش‌تر از خیال♡♡♡♡♡♡
        

13