سفرهای گالیور

سفرهای گالیور

سفرهای گالیور

جاناتان سویفت و 1 نفر دیگر
4.2
14 نفر |
4 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

4

خوانده‌ام

42

خواهم خواند

19

این توضیحات مربوط به نسخۀ دیگری از این کتاب می‌باشد.

گالیور پزشک جوانی است که در سفر دور و درازش قدم به سرزمین هایی عجیب می گذارد او به دست آدم هایی اسیر می شود که به اندازه ی انگشت دست هستند. آن ها به این فکر می افتند که از گالیور در جنگ علیه کوتوله های سرزمین همسایه استفاده کنند. تکلیف گالیور چیست ؟ او در ادامه ی سفرش به جزیره ی دیگری می رسد که آدم هایش آن قدر غول پیکرکه گالیور در کنار آن ها به اندازه ی انگشت دست است ! پایان این سفر کجاست ؟

بریدۀ کتاب‌های مرتبط به سفرهای گالیور

نمایش همه
بریدۀ کتاب

صفحۀ 294

من از سلامت کامل جسمانی و آرامش ذهنی بهره می‌بردم؛ نه خیانت‌پیشگی یا بی‌وفایی دوستی را حس کردم و نه آسیب‌های دشمنی پنهان یا آشکار را. هرگز پیش نیامد که رشوه بدهم، چاپلوسی یا قوادی کنم تا لطف مردی بزرگ یا نوچه‌اش را به دست بیاورم. نیازی به حفاظ مقابل کلاهبرداری و ستم نداشتم؛ اینجا نه پزشک بود تا بدنم را از بین ببرد و نه وکیل تا ثروتم را بر باد بدهد؛ نه خبرچینی که مراقب گفتار و کردارم باشد یا در ازای دستمزد برایم پاپوش بدوزد. اینجا نه طعنه‌زن بود، نه ملامتگر، بدگو، جیب‌بر، راهزن، سارق، وکیل، دلاله، لوده، قمارباز، سیاستمدار، بذله‌گو، ترش‌رو، وراج، اهل جدل، متجاوز، قاتل، دزد، هنرمند؛ نه رهبران یا پیروان احزاب و دسته‌ها؛ نه کسی که از راه اغوا یا الگوسازی مشوق رذیلت باشد؛ نه سیاه‌چال، تبر، چوبه‌ی دار، محل شلاق‌زنی یا قاپوق؛ نه مغازه‌دار یا کارگر حقه‌باز، نه غرور، خودپسندی یا تظاهر؛ نه خودنما، قلدر، دائم‌الخمر، روسپی ولگرد یا سفلیس؛ نه زنان یاوه‌گو، هوسران و پرخرج، نه فضل‌فروشان احمق و مغرور؛ نه هم‌نشینان مزاحم، ازخودراضی، پرخاشگر، پرسروصدا، عربده‌کش، پوچ، متکبر و دشنام‌گو؛ نه اراذلی که به‌لطف رذایلشان از خاک برخاسته باشند یا نجیب‌زادگانی که به‌خاطر فضایل خود به خاک نشسته باشند؛ نه لرد، نه ویولن‌زن، نه قاضی و نه استاد رقص.

یادداشت‌های مرتبط به سفرهای گالیور

            عالی...عالی...فوق العاده ... بی نظیر
حتی ذره ای در خوندنش شک نکنید. اگر فکر می‌کنید که با یک اثر تخیلی و فانتزی و صرفا سرگرم کننده مواجه خواهید شد و پیش زمینه ذهنتون اون کارتون نوستالوژی دهه شصتی و بچگی مونه ، سخت در اشتباهید. شما با یک اثر بی نظیر ، پر از تمثیل و انتقادهای تیز و کوبنده طرفید.
بخونید و فکر کنید‌ . خیلی آدم رو به فکر فرو میبره. 
زشتی های جامعه و انسان و مسائل مربوط به انسان رو مثل یه سیلی توی صورتتون میکوبه که تا مدتها بعد خوندن هنوز از خوردن این سیلی گیج میمونید‌.
اکثر فیلم و سریال‌ها و انیمه هایی که از این رمان ساخته شده مربوط به اولین سفر گالیور به لیلیپوت و اون شخصیت های کوچولو و بانمک شونه و از سه سفر بعدی و مخصوصا سفر آخرش توی ساخته های تصویری خبری نیست. ضمن اینکه اون کاراکتر نوستالوژی ای که هی میگفت " من میدونستم ... ما می‌میریم " هم توی کتاب اثری نیست.
این کتاب مثل یک گنجینه ست که باید برید سراغش تا کشفش کنید...

در خوندنش ثانیه ای تردید نکنید.
          
            شاهکار است. خودمان را محروم کرده‌ایم از خواندن این کلاسیک‌ها. 
کتاب چهار بخش دارد. بخش اول ضعیف‌ترین قصه‌اش است که حضور گالیور در میان لی‌لی‌پوت‌ها را روایت می‌کند، همان ماجرایی که گالیور را با آن برای ما به ابتذال کشیده‌اند. سه بخش بعدی، قصه‌ی حضور گالیور در میان انسان‌های غول‌پیکر، جامعه‌ی دانشمندان انتزاع‌زده و سپس جامعه‌ی آرمانی هویهنهنم‌ها یا همان اسب‌هاست. کتاب بخش به بخش جذاب‌تر می‌شود و در جامعه‌ی اسب‌ها به اوج می‌رسد.

سفرهای گالیور هرچند تأثیری جدی بر ژانر فانتزی و علمی‌تخیلی داشته و اولین رمان پادآرمانشهری هم دانسته‌اندش، صراحتا هجویه‌ای است بر سفرنامه‌های دروغ‌آلود عصر اکتشافات. اصلا می‌توان گفت همین «هجو» هنر بی‌نظیر سوییفت است (دریغ‌آمیز است که سوییفت را در جایگاه یکی از طنزنویس‌های برتر جهان حداقل به ما ایرانی‌ها معرفی نکرده‌اند). 
کتاب داستانی کاملا فلسفی است با نشانه‌های آشکار انتقاد فلسفی و سیاسی و اجتماعی. رذالت و حقارت نوع بشر را نشان می‌دهد و بر طبل عقل محض می‌کوبد، عقلی که آن را (بیش از همه در بخش سوم) از مباحثات بیهوده و انتزاعی نیز پرهیز می‌دهد. 
در واقع، در سه بخش اول بر سه جنبه‌ی متفاوت از ویرانی بشر تأکید می‌کند و ویرانشهرهایش را به تصویر می‌کشد و در بخش آخر جامعه‌ی آرمانی‌اش را نشان می‌دهد، جامعه‌ی اسب‌های فرهیخته که نوع بشر را حقیرترین و پلیدترین جانوران می‌دانند و آن‌ها را به گاری می‌بندند، جامعه‌ای که برای دروغ و بدی و خیانت هیچ واژه‌ای ندارند.
بخش سوم کتاب، جامعه‌ی احمقانه‌ی دانشمندان، به جهان امروز ما بیش از همه‌ی بخش‌ها طعنه می‌زند. 

از سوییفت خیلی کم ترجمه شده تاکنون. اما قصد دارم به سراغ همه‌ی آثارش بروم. شد یکی از محبوب‌ترین نویسنده‌هایم. 

(آن نیم‌ستاره را هم به خاطر همان بخش اول کم کردم.)