یادداشت یحیی دشتی

        نقد و بررسی کتاب «لذتی که حرفش بود» نوشتهٔ پیمان هوشمندزاده

✍️یحیی دشتی
کتاب «لذتی که حرفش بود» نوشتهٔ پیمان هوشمندزاده، شش تک‌نگاری است از طبیعی، فراموشی، سکوت، خیال، لذت و تن‌ترسه. این شش تک‌نگاری، دریچه‌هایی تازه‌ای به جهان اطراف می‌گشایند و با نگاهی ظریف و هنرمندانه به پدیده‌هایی که گاه بی‌اهمیت می‌پنداریم، معنا می‌بخشند. نویسنده، با دقت و نبوغی کم‌نظیر، چیزهایی را می‌بیند که شاید بسیاری از ما هرگز متوجهشان نشده باشیم و این توانایی او شایستهٔ ستایش است.
با این حال، آنچه این کتاب را متفاوت و جذاب می‌کند، همان چیزی است که شاید برای برخی خوانندگان، چالشی محسوب شود. نثر خاص و پر از جزئیات نویسنده می‌تواند برای مخاطبانی که به دنبال متنی سریع و روان هستند، اندکی خسته‌کننده به‌نظر برسد. هرچند این ویژگی برای خوانندگانی که به تأمل و تحلیل علاقه دارند، نقطهٔ قوت محسوب می‌شود، اما برای دیگران ممکن است حس سنگینی ایجاد کند.
همچنین، نویسنده با توجه به پس‌زمینهٔ عکاسی خود، بسیاری از مفاهیم را به هنر عکاسی پیوند زده است. هرچند این ارتباطات، هنرمندانه و خلاقانه‌اند، اما گاه ممکن است برای خوانندگانی که با این هنر آشنایی چندانی ندارند، کمی گنگ یا دور از ذهن به نظر برسند.
از سوی دیگر، کتاب با وجود حجم اندکش، به‌گونه‌ای است که نیازمند زمان و صبر است. این اثر را نمی‌توان در یک نشست ساده و گذرا خواند؛ چراکه مفاهیم آن نیازمند تأمل و بازخوانی هستند. برای برخی، این ویژگی می‌تواند محدودیتی باشد، به‌ویژه اگر به دنبال کتابی باشند که بتوان آن را سریع مطالعه کرد.

با وجود این، «لذتی که حرفش بود» نثری روان و دلنشین دارد که با داستان‌ها و خاطرات شخصی نویسنده جان گرفته است. اگرچه اثر از ساختاری غیرمعمول بهره می‌برد و شاید همه نتوانند به راحتی با آن ارتباط برقرار کنند، اما برای کسانی که به دنبال تغییری در نگاه خود به جهان هستند، این کتاب پیشنهادی ارزشمند است.

در مجموع، این کتاب سفری لذت‌بخش و گاه چالش‌برانگیز است که همواره نمی‌توان از آن انتظاری ساده و سرراست داشت. اما اگر آماده‌اید تا جهان را از دیدگاه یک هنرمند تجربه کنید، این کتاب می‌تواند تجربه‌ای خاص و ماندگار برایتان رقم بزند.
      
260

9

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.