بریدهای از کتاب ده گفتار اثر مرتضی مطهری
1403/11/4
صفحۀ 49
آیا میتوان در این مطلب شک کرد که یکیاز حالات عادی و معمولی بشر این است که عیب را در خود نمیبیند و در دیگران میبیند و حال آنکه خودش بیشتر به آن عیب مبتلاست؟ آیا علت این نابینایی نسبت به عیب خود جز عجب و خودپسندی و مغروری چیز دیگری هست؟ آیا تردیدی هست که مردمان متقی که مجاهده اخلاقی دارند و بر عجب و طمع و سایر رذائل نفسانی فائق آمدهاند بهتر و روشنترعیب خود و درد خود را درک میکنند؟و آیا برای انسان علم و حکمتی مفیدتر از اینکه خود را و عیب خود را و راه اصلاح خود را بشناسد وجود دارد؟
آیا میتوان در این مطلب شک کرد که یکیاز حالات عادی و معمولی بشر این است که عیب را در خود نمیبیند و در دیگران میبیند و حال آنکه خودش بیشتر به آن عیب مبتلاست؟ آیا علت این نابینایی نسبت به عیب خود جز عجب و خودپسندی و مغروری چیز دیگری هست؟ آیا تردیدی هست که مردمان متقی که مجاهده اخلاقی دارند و بر عجب و طمع و سایر رذائل نفسانی فائق آمدهاند بهتر و روشنترعیب خود و درد خود را درک میکنند؟و آیا برای انسان علم و حکمتی مفیدتر از اینکه خود را و عیب خود را و راه اصلاح خود را بشناسد وجود دارد؟
0
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.