یادداشتهای کافنون ؛ (2) کافنون ؛ 5 روز پیش تنها برای لبخند: شرحی از حیات جهادی و عروج عارفانه مربی مجاهد شهید علی خلیلی بهنام حشمدار 4.3 6 کتاب تنها برای لبخند برای من شروع یک آشناییست؛ آشنایی با شهید علی خلیلی، که نهتنها مرا با خودش، بلکه با جایی که در آن رشد کرد و برات شهادتش را گرفت، آشنا کرد. هیئتی که هر سال، هر وقت روضهٔ حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) خوانده میشود، دلها بیشتر میسوزد به یاد شهیدی که در همین کوچهپسکوچههای تهران، نه سوریه و لبنان و عراق، شهید شد؛ آن هم برای دفاع از ناموس این کشور. قلم کتاب، صمیمیست؛ به دور از پیچوخمهای ادبی. انگار آمده دست نوجوانها را بگیرد و بنشاند پای کتاب تا بفهمند چطور میشود کسی در ابتدای سالهای جوانیاش، با دل و غیرت، راهی شود و جاودانه بماند. 0 1 کافنون ؛ 6 روز پیش به صرف قهوه و پیتا؛ سفرنامه و عکس های بوسنی و هرزگوین معصومه صفایی راد 3.9 41 اولینسفرنامهایکهخواندم. ــــــــــ ؛ بین قفسههای کتابخانه گشتم و چشمم نام کتابی را گرفت، بهصرف قهوهوپیتا کتاب را برداشتم و رنگِ آبیِ جلدش چشمم را نوازش داد. خواستم بر دارمش ولی پایین جلد کتاب وقتی مُهر سفرنامه را دیدم، کمی تعلل کردم. تا به حال سفرنامه نخواندهام! نمیدانم چه چیز انتظارم را میکشید اما احتمالا بعدِ کنکور دلم تجربه کتابهای جدیدتری بخواهد که از یکنواختی درآوردم. سفرنامه خواندن گزینهی خوبی ست! مخصوصا اگر در نامِ کتاب، اسم قهوه باشد؛برای منِ قهوهدوست، همهی گزینه های مثبت را برای یک انتخاب خوب دارد. دوروزه با خانم صفایی راد به بوسنیوهرزگوین سفر کردم، با تعجبش، متعجب شدم به خندهش خندیدم و از مناظر سارایوو و مخصوصا مارش میرا لذت بردم. وقتی پای پیتا به کتاب باز شد، قدم به قدم دلم پیتا خواست! الحق که سفرنامه خواندن هم لذت خودش را دارد. به قولِ خانمِ مصاحبه گرِ دانشگاه : اگه سفرنامه خوب نبود که ناصرخسرو سفرنامه نمینوشت!! اما اکنون که این سفرنامه را تمام کردم، حالِ خوبی دارم. و افسوس میخورم که چرا زودتر درباره بوسنیوهرزگوین و تاریخِ دردناک و زیبایش نمیدانستم. 🌱' . #کاف_نون 0 4