یادداشت Arefeh Asadi
1404/5/11
فریدا مک فادن بازهم یه اثر عالی به منتشر کرد. ایمی دانشجوی پزشکیه و باید یک شب تا صبح رو در داخل بخش بیماران روانی شیفت بده و در طول شیفت درها قفل میشه و او تا صبح دسترسی به آنتن یا اینترنت نداره و بیمار خطرناکی که همه ازش میترسن توی اتاق انفرادیایه که درهاش قفله و اما ماجرای اصلی موقعی شروع میشه که برق ها میره و ایمی متوجه اتفاقاتی توی بخش میشه و دوست قدیمی ایمی که اونجا بستریه و قتل های مشکوک و غیب شدن همکار ایمی ....... کتابی که به خوبی گذشته و حال شخصیت ها رو به صورت آرام و منظم و مطابق اتفاقات توی بخش بهم پیوند داد و به ما رسوند و سر نخ هایی از گذشته شخصیت ها به ما میداد و همزمان هم ما رو گیج میکرد به طوری که به هیچ کدوم از شخصیت ها حتی شخصیت اصلی ماجرا نمیتونستی اعتماد کنی و بعد از هر اعتماد به یک شخصیت متوجه میشدی که دوباره گول خوردی و این خیلی داستان رو جذاب و روان میکرد و از همه مهمتر بخش پایانی که پرده از راز قتل ها برداشته میشد به قدری تمیز بود که خواننده هم همراه با شخصیت اصلی کاملا شوکه میشد .
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.