یادداشت امیرحسین

کاوشی در خصوص فهم بشری
        تقریبا تمام فیلسوفان پیشگام دوران مدرن من جمله هیوم ساحت انسان را به عقل راسیونال یا امپریکال تقلیل می دهند ولی همین امر باعث تمرکز و ممحض شدن روی بخشی از قوای ذهنی بشر شده است. تحلیل ظریف هیوم لز فرایند فاهمه تحربه محور بشر و نکته سنجی هایش عملا فلسفه و علوم انسانی را وارد فاز جدیدی می کند و همین فلسفه سلبی مسیر فلسفه را عوض میکند تا فیلسوفان بعدی در زمین جدیدی بازی کنند فلذا شاید فهم مکاتب فلسفی یعدی در گرو فهم تحلیل های هیوم از فاهمه بشر باشد. هیوم به حق بعضی از مفاهیمی که پیش فرض و اصول موضوعه تفکر ماست متزلزل کرد و اگر بخواهیم بعضی از مفاهیم مثل علم حضوری، علیت و... را مستمسک استدلال هایمان قرار دهیم بعد از هیوم پیش فرض گرفتن آن ها ممکن نیست!
 
من از ترجمه سر رشته چندانی ندارم ولی به نظرم نثر کتاب برخلاف محتوایی که در واقع اصلا پیچیده نیست خیلی دیریاب است و این اتفاق تا حد بسیار زیادی بخاطر ترجمه ایست که با افتحار هیچ تلاشی برای رفع پیچیدگی هایی که ربطی به فارسی امروز ندارد نکرده است. مترجم برای حفظ ساختار نثر قرن هجدهمی دیوید هیوم مکررا ساختار زبان فارسی را به هم ریخته و خواننده حس میکند با جملاتی طرف است که اصطلاحا "یصح السکوت"  نیستند و تا بارها خوانده نشوند و تمام پاراگراف یک جا در ذهن  در نظر گرفته نشود هیچ معنایی شکل نمیگیرد، در نهایت با تجمیع قرائن می توان به مفهومی رسید که «احتمالا» مورد نظر بوده است!
      

3

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.