یادداشت Haniyeh

Haniyeh

Haniyeh

4 روز پیش

        "- فکر کردی خدا از چاقو محافظتت میکنه چون کشیشی؟ 
+ خدا قرار نیست ما رو از چاقو محافظت کنه، پسرم. به خاطر همین هم برامون همنوع آفریده. تا ما از همدیگه محافظت کنیم."

این پنجمین کتابی بود که از فردیک بکمن خوندم و حتی بدون خوندن بقیه کتابهاش میگم که دوستشون خواهم داشت. روابط انسانها در کتابهاش بسیار زیبا هستن و دلت نمیخواد داستان تموم بشه و از دنیای اونا بیرون بیای. 
در کتابهای فردریک بکمن همه به هم کمک میکنن، حتی آدمهایی که فکر نمیکنیم هیچوقت حاضر به کمک به دیگری بشن.
جدای این، بکمن اطلاعات عمومی خوبی داره و نکات جالبی رو درباره موضوعات مختلف با ما درمیون میذاره. مثلا:

"اگه تونسته باشی کارها رو جوری پیش ببری که کارمندهات حس کنن خودشون تنهایی تونستن از عهده اش بربیان، یعنی کارت رو خوب انجام دادی."

"ما بیشتر با آنهایی دعوا میکنیم که شبیهمان هستند، نه آنها که با ما فرق دارند."

با خوندن این کتاب متوجه میشیم که بقیه آدمها هم مثل ما در زندگیشون سختی میکشن، خسته میشن، کم میارن اما با همدلی و دوستی دوباره خودشون رو پیدا میکنن.
پیشنهاد میکنم اگر حال دلتون خوب نبود، سراغ کتابهای این نویسنده برید. پشیمون نمیشید.
      
6

0

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.