یادداشت نازنین زهرا فلاح

        دارکوس پسری سیزده ساله است که پدرش ناپدید شده و تصمیم میگیرد راز ناپدید شدن پدرش را کشف کند.
یک روز اتفاق عجیبی می افتد ، سوسک بزرگی از پاچه همسایه حال به هم زن عمویش بیرون می افتد.دارکوس باورش نمی شود ،آخر سوسکه می خواهد باهاش رفیق بشود ، حتی انگار حرف هایش را هم می فهمد .
ولی مگر می شود سوسک ها با آدم ها رفیق شوند؟ نکند این ماجرا ربطی به گم شدن پدرش داشته باشد ؟ به لوکریشا کاتر چطور؟ همان خانم طراح لباسی که جواهرهای عجیب و غریب به لباسش می زند. .
      
1

0

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.