یادداشت Reza madridista

سلام وقت ب
        سلام وقت بخیر
اول از همه راجع به محتوای کتاب باید بگم اگه به داستانهای مربوط به رایش سوم و جنگ های جهانی علاقه دارید این کتاب می‌تونه براتون لذتبخش باشه. داستان برای من شروع بشدت جذابی داشت و اواسط یکم از تب و تاب افتاد ولی تقریبا یک سوم پایانی کتاب دوباره جون میگیره به داستانهای اردوگاه‌های کار اجباری رایش سوم می‌پردازد. اما چند تا نکته هست راجع به داستان اول اینکه بهتره شما یه اطلاعات نسبیی راجع به هیتلر و حکومت نازی و وضعیت آلمان بعد ج ج اول داشته باشید که پادکستهای رخ و بی پلاس و دو سه تا اپیزود اول پادکست پرچم سفید چیزی که میخواید رو بهتون اضافه می‌کنه. دوم اینکه تو کتاب صحبت خاصی از هیتلر نمیشه و اکثر فرمانها رو دوش هیملره. سوم اینکه متاسفانه تو کتاب بخش های مربوط به سقوط نازی خیلی سرسری بهش پرداخته میشه در حد چند تا دیالوگ. 
اما راجع به ترجمه باید بگم که ترجمه این کتاب می‌تونه تبدیل به عذاب بشه براتون. خود ترجمه مشکل خاصی ندارم جاهایی ک فارسی نوشته شده شیوا و رساست ولی مترجم یه سری جملات رو آلمانی وارد کتاب آورده ک مثلا صفحه 20 تو پاورقی فارسیش رو نوشته و صفحه 200 تو باید یادت باشه چی بود. و این جملاتی که میگم واقعا جملاتی نیستن ک لازم باشه آلمانی بیان مثلا خب که اینطور،البته که باید این اتفاق بیوقته، جملاتی از این دست یا تو یک سوم آخر کتاب،کتاب پر میشه از اسامی مثل هم برای درجه بندی اعطای اس اس که همه به آلمانی اومده و این مشکلات در کنار چاپ ضعیف و کاغذای بی کیفیت(برخلاف معمول) نشر نگاه خوندن کتاب رو سخت می‌کنه. 
کتاب درکنار این موضوع که لذت خوندن کتاب رو کم می‌کنه انصافا پاورقی های کاملی داره ک خیلی گریز زده میشه به کتاب ظهور و سقوط رایش سوم شایرر که منبع میشه گفت موثقیه ولی خب تو پاورقی ها هم یک سری جبهه گیریهای مسخره دیده میشه مثلا یجا نوشته همقطار دلقک هیتلر، موسیلینی!
در کل کتاب کتاب جذابیه و خوندنش خالی از لطف نیست ولی کتابی نیست که دوباره بخوام بخونم و یا حتی به کسی پیشنهاد بدم ک بخش زیادیش بخاطر ترجمس
      

1

(0/1000)

نظرات

درمورد جدلی ک راجع به این کتاب هست هم گفتم نظرم رو بگم
یه سریا معتقدن این کتاب در تلاشه تا رودلف رو بی نگاه نشون بده و بگه ک فقط تحت تاثیر دستورات مافوقش بوده...
آره بنظرم این موضوع درسته ولی چیز مهم تر ک باعث میشه رودلف بیگناه نباشه اینه که رودلف بخاطر عشق کورکورانه‌ش به ارتش تمام عقل خودشو دو دستی تحویل اول ارتش و بعد حزب نازی کرد به طوری ک اوایل کتاب میبینیم بخاطر یه جمله کسی که تو ارتش بوده کاملا از دین خودش رو جدا می‌کنه و تصمیم میگیره دیگه کلیسا نره و نماز نخونه 
یا اواخر کتاب با یک تلنگر به خودش میاد و میبینه چقدر خلا تو عقایدش هست
در کل امثال رودلف کم نیستن و میشه گفت اگه رودلف نبود یه رودلف دیگه برا این کار ساخته میشد

0