یادداشت 𝒜𝗅︎𝗅︎𝗂𝗌𝗈𝗇︎

        هتل مگنفیک یکی از اون رمان‌های فانتزیه که مثل یک رویای رنگارنگ آدم رو می‌بره به دنیایی پر از جادو و شگفتی. داستان درباره‌ی هتلیه که هر شب جابه‌جا می‌شه و در هر شهری که ظاهر می‌شه، درهایش به روی مردم باز می‌شن و اون‌ها می‌تونن دنیایی متفاوت و سحرآمیز رو تجربه کنن. همین ایده‌ی جابه‌جایی هتل و تغییر مداومش، جذاب‌ترین بخش کتابه که باعث می‌شه همیشه غافلگیر بشیم.
قهرمان داستان، دختریه که همراه خواهرش وارد این هتل می‌شه و کم‌کم متوجه می‌شه که پشت همه‌ی این جادوها، رازهای تاریکی پنهان شده. در کنار زیبایی و شکوه هتل، یک ترس پنهان وجود داره که فضای کتاب رو پر از هیجان و تعلیق می‌کنه.
نثر نویسنده خیلی شاعرانه و پرتصویرپردازیه. وقتی هتل و اتاق‌هاش رو توصیف می‌کنه، آدم حس می‌کنه خودش وارد اون فضا شده؛ پر از نور، رنگ، و خیال. اما در عین حال، سایه‌ای از خطر همیشه همراه داستانه که اجازه نمی‌ده فقط به زیبایی‌ها دل ببندیم.
از نظر مضمون، کتاب درباره‌ی انتخاب، شجاعت و ارزش آزادیه. شخصیت اصلی باید یاد بگیره که برای آینده‌ی خودش تصمیم بگیره و به چیزی که واقعاً باور داره، وفادار بمونه—even اگه به قیمت از دست دادن رویاها و زیبایی‌های موقت باشه.
در کل، هتل مگنفیک یه ترکیب جذاب از فانتزی، ماجراجویی، و کمی تاریکی پنهانه. برای کسایی که عاشق دنیاهای جادویی و مرموز هستن، قطعاً کتابی لذت‌بخش و فراموش‌نشدنی خواهد بود.
      
27

9

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.