یادداشت روانشناس آدمخوار (سهند)

        ـ در این کتاب با دو داستان کوتاه مواجه هستیم، اگر بخوام در یک جمله توصیف کنم در داستان اول زن و مردی عاشق هستند، زن میمرد.

 ـ با اینکه در داستان اول از همان ابتدا نویسنده پایان رو لو میده اما همچنان خواننده کشش مورد نیاز رو برای دنبال کردن و خوندن یک عاشقانه ی غمگین داره.

 کتاب بیشتر شبیه به قدم زدن در کوچه و خیابان با نویسنده هست، هیچ هدفی رو دنبال نمی‌کنه اما با این حال زیباست. حتی در دل داستان آنچنان دیالوگ هایی رد و بدل نمیشه و روایت به صورت اشاره ای دنبال میشه که تجربه جذاب و شدیدا گیرایی رو به وجود میاره.

ـ در بخشی از داستان شخصیت به راننده پول میده تا راننده بی هدف در دل خیابون بگرده و او بیرون رو تماشا کنه و به نظر من این بخش کتاب بهترین توصیف برای داستان اول این مجموعه هست.

ـ اما در داستان دوم روایت فرق داشت بعضا می گویند این داستان خودنگاری نویسنده از خود است.

ـ برعکس داستان اول شخصیت مورد نظر در پروسه ترک سیگار است و روند این پروسه را برایمان بازگو می کند شاید اگر انسانی باشید که به سادگی تحت تاثیر قرار می گیرد این روایت از ترک سیگار شما را معتاد به سیگار کند.

ـ نویسنده سیگار را چیز خوبی می بیند که به دنبال ترکش است پس او سیگار و خوشحالی را با هم ترک می کند.


پ.ن: تغییر لحن بخش اول و دوم مرور بخاطر متفاوت بودن لحن داستان اول و دوم هست.


      
128

12

(0/1000)

نظرات

مهدیه

مهدیه

4 روز پیش

عالی بود♥️
1

1