یادداشت سحر ایمانی
1404/1/1
کتاب شعر ِ خیلی پراحساسی بود، همونجوری که از خانم غاده السمان انتظار میره :) میخوام اینجا چند تا از نابترین شعرهای کتاب رو بنویسم، تا ببینید که راست میگم: از آن زمان که تو را دوست میدارم جهان رنگین شده است بعد از آنکه سیاه و خاکستری بود همچون فیلمهای قدیمی از دست رفته نغمهها به حجرهها بازگشتهاند و قلب من دوباره در بیشهها میتازد و چونان برهآهویی سرکش و نفسزنان، نغمه ساز میکند... ------- من علیه تو اعلان عشق میدهم علیه تو اعلان صلح میدهم علیه تو اعلان اشتیاق میدهم علیه تو اعلان عفو میدهم بیهیچ پشیمانی چرا که من روحم را به تو بخشیدم ------- تو چنان صاعقه در من رخنه کردهای و مرا به دو نیم ساختهای نیمی که تو را دوست میدارد و نیمی که در عذاب است، بهخاطر آن نیم دیگری که تو را دوست میدارد! ------- من به تو میگویم آری به تو میگویم نه به تو میگویم بیا به تو میگویم برو به تو میگویم مرا پروای تو نیست، و تنها تو این همه را ادراک میکنی، بیهیچ تناقضی که از آنچه که گفته میشود چیزی باقی نمیماند جز آنکه، دوستت دارم!
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.