یادداشت محمد مهدی شاطری
1403/12/17
گاه میشود صحنهای از کتابی در ذهنم فرو رفته و مدام جلوی چشمم رژه میرود. گاه خوب، گاه بد. و البته معمولا بد. در سقوط چنین صحنههایی دامنم را گرفت. اما یک صحنه از همه پررنگ تر بود. آنجایی که شخصیت اصلی نابینایی را از خیابان رد میکند و به نشانه احترام کلاه را از سرش بر میدارد. او میداند که نابینا قادر به دیدن این احترام نیست. این نمایش برای دیگرانی است که او را میبینند. به زندگی خودم نگاه میکنم. اینکه چند بار چنین کاری را انجام دادهام....
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.