یادداشت محدثه سهامی

        "کلاف سر در گم "

آنه ، تکرار روزهای غریبانه‌ات چگونه گذشت وقتی که روشنی چشم‌هایت در  پشت پرده‌های مه‌آلود اندوه پنهان بود ؟


کمتر کسی هست که با این دیالوگ‌ها خاطره‌ای نداشته باشه .
بیشترمون هنوز هم وقتی این دیالگ‌ها رو می‌شنویم یا صحنه‌ای از آنشرلی رو می‌بینیم ؛ ناخودآگاه به وجد میایم و  پرت می‌شیم به روزهای شیرین کودکی .

کلاف سر در گم کتابیه از همون نویسنده خلاق و خوش‌ذوق ؛ مونتگمری .
کتابی که ممکنه همون حال و هوای آنشرلی رو در جاهایی از کتاب براتون تداعی کنه.

داستان در جزیره پرینس ادوارد روایت می‌شه ؛
جایی که همه آدم‌ها یا پنهلو ان یا دارک مگر اینکه خلافش ثابت بشه !
قصه با مهمونی عمه بکی شروع می‌شه . عمه بکی که مرگ خودش رو نزدیک می‌بینه ، مردم جزیره رو جمع می‌کنه توی خونه‌اش تا اعلام کنه کوزه تاریخی قراره به کی برسه .
کوزه‌ای که سرنوشت خیلی‌ها رو عوض می‌کنه !

تعداد شخصیت ها زیاده و ممکنه گیجتون کنه ، ایرادی نداره کم‌کم اونا رو می‌شناسین و با زندگی و گاهی گذشتشون آشنا می‌شین .

پیشنهاد می‌کنم بخونین و مسحور قلم جذاب و توصیفات بی‌نظیر مونتگمری بشین.
      
78

10

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.