یادداشت محدثه سهامی
1404/5/23
"کلاف سر در گم " آنه ، تکرار روزهای غریبانهات چگونه گذشت وقتی که روشنی چشمهایت در پشت پردههای مهآلود اندوه پنهان بود ؟ کمتر کسی هست که با این دیالوگها خاطرهای نداشته باشه . بیشترمون هنوز هم وقتی این دیالگها رو میشنویم یا صحنهای از آنشرلی رو میبینیم ؛ ناخودآگاه به وجد میایم و پرت میشیم به روزهای شیرین کودکی . کلاف سر در گم کتابیه از همون نویسنده خلاق و خوشذوق ؛ مونتگمری . کتابی که ممکنه همون حال و هوای آنشرلی رو در جاهایی از کتاب براتون تداعی کنه. داستان در جزیره پرینس ادوارد روایت میشه ؛ جایی که همه آدمها یا پنهلو ان یا دارک مگر اینکه خلافش ثابت بشه ! قصه با مهمونی عمه بکی شروع میشه . عمه بکی که مرگ خودش رو نزدیک میبینه ، مردم جزیره رو جمع میکنه توی خونهاش تا اعلام کنه کوزه تاریخی قراره به کی برسه . کوزهای که سرنوشت خیلیها رو عوض میکنه ! تعداد شخصیت ها زیاده و ممکنه گیجتون کنه ، ایرادی نداره کمکم اونا رو میشناسین و با زندگی و گاهی گذشتشون آشنا میشین . پیشنهاد میکنم بخونین و مسحور قلم جذاب و توصیفات بینظیر مونتگمری بشین.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.