یادداشت starrygirl⭐🌟
1404/5/22
دنیایی که مرگ طبیعی توش وجود ندارد؟ چه کسی میدونه قراره چجوری باشه ... این داستان دنیایی را روایت میکند در آینده ای نه چندان دور که انسان ها بر نیروی طبیعت مقابله کرده اند و مرگ طبیعی را از بین برده اند دنیایی که توش مفهوم چیز هایی مثل مرگ بر اثر پیر شدن، تصادف و حتی افتادن از یک ساختمان صد طبقه بی معنی شده است؛ جهانی که مردم در آن سن خود را به عقب بر میگردانند و زندگی جدیدی را شروع میکنند، دوباره و دوباره. جایی که عشق و هنر و ... حالا بسیار متفاوت تر از دورانی هستند که به آن دوران فناپذیری میگویند. دنیایی که توسط تاندرهد کنترل میشود که به بهترین نحو از بشریت محافظت میکند، چیزی که بسیار با گذشته اش که چیزی جز فضای ابری نبود خیلی فرق میکند و حالا جای سیاستمدارانی است که نشان دادند که نمیتوانند بشریت را کنترل کنند. تنها کسانی که میتوانند جان انسان ها را بگیرند، داس ها هستند. سازمان داس ها برای کنترل جمیعت به وجود آمد، سازمانی که حت تاندرهد هم کنترلی بر روی آن ندارد. داس ها عجیب هستند و هریک با دیگری متفاوتند اما همه میدانند که نباید به آنها نزدیک شد. این داستان دو نوجوان را به نام های روئن و سیترا نشان میدهند که حالا به کارآموز های داس تبدیل شده اند دو نوجوان که هیچوقت نمی توانند به زندگی قبلی خود برگردنند و حالا باید تمام تلاش خود را برای داس شدن بکنند وگرنه ... این داستان بسیار قشنگ میتواند جامعه ایی را روایت کند که حالا بسیار متفاوت تر از چیزی شده که ما میشناسیم. نکته مورد علاقه من در مورد این کتاب نحوه ی توصیف داستان از زبان شخصیت های متفاوت است مثلا مدتی از زبان سیترا داستان را روایت کرده و بعد به سراغ روایت از زبان روئن میرود و حتی دیدگاه داس ها که به صورت یادداشتی از دفتر خاطرات آنها بیان میشود که درک خواننده را از آن دوران و یا حای اتفاقات فصل بعد بیشتر میکند . این کتاب واقعا به یکی از کتاب های مورد علاقه من تبدیل شد اما فقط خواننده ممکنه کمی اول داستان خسته بشود اما قول میدم این داستان شما را جذب خواهد کرد به طوری که کتاب را که دست بگیرید، تا تمام نشود زمین نگذارید. من این کتاب را به خوانندگان داستان های علمی تخیلی و علاقه مندان به همچین موضوعاتی مانند مرگ و حتی فناناپذیری و یا خوانندگان دیگر پیشنهاد میکنم
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.