یادداشت سیده حدیث فاطمی زاده

        برای منی که عاشق و شیدای جنوبم، بی نظیر بود.کتابش بوی شرجی میده،بوی دریا،بوی ماهی شکم پر و خرما. 
تو یه قصه چون راوی عوض میشد نمیفهمیدم چی داره میشه،برمی‌گشتم از اول می‌خوندم،اما چیزی از ارزش هاش کم نمی‌کنه.
 ۸ تا داستان کاملا متفاوت که هر کدومو میخوندم تموم می‌شد میگفتم این از بقیه بهتر بود و میرفتم صفحه بعد و "این از بقیه بهتر بود" بعدی.البته برای من جوری نبود که تو یه نشست بشینم همشو بخونم،اتفاقا آروم آروم می‌خوندم.انتظار هیجان نداشته باشید،این کتاب آرامشش بیشتره.
همه گفتن منم بگم،موقع خوندنش(به خصوص داستان کافه حاج رئیس)،قارئه الفنجان عبدالحلیم حافظ رو گوش بدید.[بزنید نسخه کوتاه،تو اصلیش نیم ساعت فقط آهنگه خودش نمیخونه]
پ.ن:کاش نویسنده کتاب بودم و میتونستم این کتابو تقدیم کنم به خانم خانزاده،دبیر ادبیاتم که سر کلاس برای ما جماعت بی ذوق و نیمه هوشیار(چون زنگ اول بود و خواب بودیم)، با صدای قشنگش قارئه الفنجان می‌خوند.💘

      
22

2

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.