یادداشت niyayesh
1403/10/22
کتاب عروس درمورد دختر خونآشامی هست که از بچگی به عنوان سفیر یا بهتره بگیم گروگان در سرزمین انسانها بوده و الان که بزرگسال شده، قراره پیشکش و گروگانی برای سرزمین گرگها باشه. این رسمی قدیمی بین گرگها، خونآشامها و انسان بوده و هر کدام گروگانی که فرد مهمی هم بوده بین قلمروهاشون رد و بدل کنند. میزری به عنوان همسر آلفای گرگها وارد سرزمین گرگینهها میشه. اونجا موقعیتهایی پیش میآد که درگیر مشکلات گرگها میشه و مسیر سختی هم برای جلب اعتمادشون باید طی کنه. علارغم اینکه به نظر میرسه با یه کتاب کلیشهای رو به رو هستیم، کمی پختگی رو درون متن میبینیم. از نظر من شخصیتها کمی پختگی دارن و تا حد به نسبت خودشون رفتار میکنن. بنابراین شاهد رفتار عجیب یا نامعقولی نیستیم که این به نوع خودش امتیاز مثبته (و برخلاف خلاصه کتاب، به نظر من اصلا انمی تو لاورز نیست). از طرف دیگه، مشکلاتی وجود داره که میزری در درونش داره با اونا مبارزه میکنه و به دنبال حس تعلق میگرده (یا به قولی لنگرگاه زندگیش). بنابراین به نظرم از این جهت نویسنده خوب پیش اومده، اما یه نکته منفی داره که انگار نویسنده عجولانه از کنار توصیف افکار و احساسات و... گذشته (شاید بشه گفت که زاویه دید از زبان اول شخصه و میزری احساسات زیادی رو تجربه نمیکنه و طبیعیه، اما به افکار میزری هم سطحی توجه میشد). در کل شاید کتاب و موضوعش قوی نباشه، اما کتاب روان و خوش خوانیه و در طی اتفاقات ما میفهمیم که مشکلات درونی و بیرونی میزری چطور قراره حل و برطرف بشن.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.