یادداشت زهرا

زهرا

زهرا

3 روز پیش

        حدس می‌زنم که این اثر، اولین اثر خانم ولی نژاد بوده. اثری با قلم ادبیاتی قوی و پیرنگ خوب و موضوعی بکر که کلیشه‌ای نبود.
ولی نقاط ضعفی داشت که با توجه به مطالعه‌ی سایر رمان‌های خانم ولی‌نژاد فهمیدم باید خیلی بهش توجه بشه:
اولیش فضای عاشقانه‌ی فانتزی داستانه. شخصیت پسر داستان به حدی عاشقه که قوه‌ی منطق رو بوسیده و گذاشته کنار و در مقابلِ شخصیت دختر به نظر من شکل یه برده‌ست تا یک مرد سازگار... مردی که انگار حق نداره عصبی بشه یا دلش برای خودش بسوزه و این در صبوری عجیب مجید در ماجرای بعد از مرگ مادر الهه و حتی تقابل اون با نوریه‌ی وهابی و خودخوری مجید به خاطر الهه مشخص بود.
سازگاری تا حدی درسته، اما اینکه در فقه و فرهنگ ما مدیریت خانواده رو یه جورایی به مرد سپردن، برای همچین مواقعی هست که مرد، خانواده رو حتی بالاجبار و اکراه از خطر دور کنه و  نذاره خانواده قربانی احساسات بی‌جا بشن، ولی این‌جا مجید با بها دادن اشتباه به درخواست بی‌منطق الهه مبنی بر موندن در خونه‌ی پدرش بعد از اومدن نوریه‌ی وهابی، باعث شد خانواده‌ش نابود بشه.
یا اینکه خیلی‌ها از اینکه پایان داستان هیچ‌کدوم از شخصیت‌ها تغییر مذهب ندادن، ذوق زده شدند. اگر خانم ولی نژاد اتفاق تغییر مذهب رو رقم می‌زد، قطعا سطح کار به شدت نزول می‌کرد و می‌شد مثل خیلی از رمان‌های مذهبی_آبکی مجازی...
نه صرفا به خاطر تغییر مذهب، به این دلیل که در این رمان هیچ‌وقت گفت و گو و تقابل و حتی مناظره‌ی دوستانه منطقی بین دو مذهب شاخص اسلامی در نگرفت و همش با ماستِ احساسات و وحدت ماست‌مالی شد.
این داستان و این پیرنگ بکر و ایده‌پردازی عالی حتی اگر در انتها در اون تغییر مذهب رو نمی‌دیدیم، با حفظ هدف اصلی رمان که وحدت بین شیعه و سنی بوده، می‌تونسته لکه ننگ خیلی از خرافاتی که به شیعه انتساب داده شده یا خیلی از اختلافات مصنوعی بین تشیع و تسنن رو تبیین کنه، اما متأسفانه چاشنی احساسی داستان اون‌قدر بالا بود که نه تنها نتونست چنین روندی رو پیش ببره، که حتی این حجم از ترشح احساسات برای یک رمان عاشقانه هم زننده و پُر و پیمون بود و در نهایت حتی دوز منطق در تمام ابعاد داستان رو آورد پایین و یک رمان فانتزی تحویل داد...
و در آخر، اگر نویسنده‌ی عزیز برای نوشتن این رمان سری به دنیای آداب و رسوم مردم هرمزگان می‌زدن یا حتی سفری به بندرعباس داشتن، خالی از لطف نبود. چون به عنوان یکی بندرعباسی احساس خلاء زیادی در رمان از حقایق مربوط به زندگی در این خطه و بحث شیعه و سنی در این شهر رو حس می‌کردم.
      
2

0

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.