یادداشت یاسمین‌زهرا ترک

        فتح خون، روایت هم‌گراییِ عشق بود و عقل.
فتح خون، روایت‌گر پیروزیِ عظیمی بود که هر دو عالم، به برکت نورِ لحظه لحظه‌ی آن زنده است.
روایتی بود از آن «قبله‌داران دایره‌ی طواف»، که تلاطم فرات، از دلتنگیِ وجود نورانی آنها سرچشمه می‌گیرد.
من، در تک تک جملات این کتاب، نجوای یارانی را شنیدم که بر گوش جهان زمزمه می‌کردند ذکر آزادگیِ حسین‌بن‌علی‌ را.
کلاه‌خودهای بر زمین‌افتاده‌ای را دیدم، که بر بلندای جایگاه پسر فاطمه پر می‌کشیدند.
و من عطشی را حس کردم، که دریاها از مشکِ بی‌آبِ علمدار حسین چشیده بودند.
این کتاب، روایت‌ها دارد. روایت‌هایی که یارانی می‌طلبد تا همراهی‌اش کنند، به سمت راهی که سراسر نور است و به سمت راهی که فرمانده‌اش، ملجأ عشق است و عقل.
      
44

1

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.