یادداشت الهه

الهه

الهه

1403/11/20

        «روسیه بدون هریک از ما هم ممکن است باشد، ولی هیچ‌یک از ما بدون آن نمی‌توانیم باشیم. وای بر کسی که جز این فکرکند و دو چندان وای بر کسی که حقیقتاً بدون آن زندگی می‌کند! جهان‌وطنی حرف پوچی است، شخص بی‌وطن صفر است، پایین‌تر از صفر. در خارج از چارچوب ملیت، نه هنر، نه حقیقت و نه زندگی، هیچ‌چیز وجود ندارد.»

یک مواجهه‌ی آشنا و کلاسیک با زندگی و آدم‌ها که بیشتر در خلال گفت‌وگو صورت می‌گیره.
به‌نظرم خوش‌خوان بود و توی مدت کوتاهی می‌شه خوندش. دقیقاً یک رمان کلاسیک که وقتی بخواید یه چیز کلاسیک بخونید می‌تونید به سراغش برید.
علی‌رغم آشنابودن روند اتفاقات، نقطه‌نظرهای مخصوص به خودش رو داشت که به‌طور ناگهانی خودشون رو نشون می‌دادن، وسط گفت‌وگویی که فکر می‌کردی قراره خیلی ساده‌تر به پایان برسه. 
گاهی در نکوهش بی‌ارادگی، و گاهی از نگاه دیگری دوگانگی‌ای نسبت‌به شخصیتی بی‌اراده‌ و بی‌تعلق که خوب حرف می‌زنه، به‌طوری که هم موردسرزنش واقع می‌شه و هم باعث انگیختگی شوق در آدم‌های اطرافش می‌شه.
در نهایت به‌نظرم ۳.۵ از ۵.
      

0

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.