جزیره" نوشتهی دیوید آلموند، داستانی کوتاه و شاعرانه است که بادخشمناک و افسانهای جزیرهی لیندیسفارن شکل میگیرد؛ جزیرهای واقعی در شمال انگلستان که مه، جزر و مد و افسانههای قدیسین، مرز میان واقعیت و خیال را در آن کمرنگ کردهاند. داستان در امتداد سکوت، طبیعت و خاطره حرکت میکند؛ لوئیز، نوجوانی که از زمان مرگ مادرش، هرسال با پدر خود به این جزیره برمیگردد تا پیوندی ناپیدا را زنده نگه دارد. سکوت پدر،ترش روی بودنش، و خود جزیره همه چیزی از یک گذشتهی ناپیدا در دل دارند.
در پایان، "جزیره" اثری کوتاه اما کاملا گفتنی است؛داستانی ازبلوغ و شجاعت شنیدن صدای دیگری مانند: شعر یا آواز باد، آرام آغاز میشود اما در درون آدم طنین میاندازد. برای کسی که در جستوجوی داستانی درباره طبیعت، همدلی، و گمشدن و یافتن خویشتن، جزیره سکوتی پر از معناست و یادآوری لطیفی از اینکه مکانها میتوانند ما را دگرگون کنند، همانطور که ما میتوانیم آنها را بشنویم.
زهرا هدایتی کرامت
4 روز پیش
0