یادداشت فاطمه نباتیان
1403/5/4
آخرهای جنایت و مکافات، راسکلنیکف همزمان با بالا رفتن از پلههای اداره پلیس و میانه یک جنگ درونی، در حال گفتگویی عجیب با خودش است. یک جایی از این گفتگو میگوید این زمانی که باید برای بالا رفتن از پلهها صرف کنم هم، مال من است. چند بار مرورش کردم. آدم در هر مرحلهای باشد هنوز میخواهد فکر کند دنیا ملایم است و اجازه میدهد که انتخاب کنی و تغییر بدهی ولی خب در واقع با هر قدم و هر پله به اموری که مطلقا در اختیارت نیست بیشتر فضا میدهی و ظرف جبرهای زندگی را با دادن زمانت/عمرت پر میکنی. توی ۷۰ سالگی هیچ وقت نمیشود وزنهبردار شد اما چون هنوز نمردی فکر میکنی فرصت داری و توی ۶۰ سالگی وقتی پارکینسون توان انگشتهایت را گرفته، نمیشود خطاط شد و توی ۴۰ سالگی و ۳۰ سالگی و حتی ۲۷ سالگی! خیلی چیزها نمیشود از یک جایی به بعد.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.