بریدهای از کتاب تهران، شهر بی آسمان اثر امیرحسن چهل تن
19 ساعت پیش
صفحۀ 31
یک کاره لپ گوشتیاش را ماچ میکرد و میگفت: یه مخلص تو این دنیا داری اونم منم.
یک کاره لپ گوشتیاش را ماچ میکرد و میگفت: یه مخلص تو این دنیا داری اونم منم.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.