بریده‌ای از کتاب سن عقل (از سه گانه ی راه های آزادی) اثر ژان پل سارتر

ماهان خلیلی

ماهان خلیلی

4 روز پیش

بریدۀ کتاب

صفحۀ 22

ناگهان به نظرش رسید که چراغ، آینه با بازتاب‌های تندش، ساعت آونگی کوچک، صندلی راحتی و گنجه‌ی نیمه‌باز، همگی ماشین‌های بی‌رحمی هستند، فکر کرد آن‌ها به کار افتاده‌اند و با سماجتی باورنکردنی، وجود شکننده‌ی‌شان را در نیستی می‌گسترانند، درست مانند یک صفحه سمج که می‌خواهد ترجیع‌بند ترانه را هر طور شده پخش کند.

ناگهان به نظرش رسید که چراغ، آینه با بازتاب‌های تندش، ساعت آونگی کوچک، صندلی راحتی و گنجه‌ی نیمه‌باز، همگی ماشین‌های بی‌رحمی هستند، فکر کرد آن‌ها به کار افتاده‌اند و با سماجتی باورنکردنی، وجود شکننده‌ی‌شان را در نیستی می‌گسترانند، درست مانند یک صفحه سمج که می‌خواهد ترجیع‌بند ترانه را هر طور شده پخش کند.

24

4

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.