بریده‌ای از کتاب شب های روشن اثر فیودور داستایفسکی

بریدۀ کتاب

صفحۀ 82

«چرا ما همه باهم مثل برادر نیستیم؟ چرا حتی بهترین آدم‌ها همیشه چیزی را پنهان می‌کنند؟ چرا حرف چیزهایی که در دل دارند را باهم نمیزنند؟ جایی که میدانند حرف‌هایشان با باد به هوا نمی‌رود چرا چیزهایی که در دل دارند به زبان نمی‌آوردند؟ چرا ظاهر همه‌طوریست که انگاری تلخ اندیش‌تر آنند که به راستی هستند، طوری که انگاری می‌ترسند اگر آنچه در دل دارند به صراحت بگویند احساسات خود را لگدمال کرده‌اند؟...»

«چرا ما همه باهم مثل برادر نیستیم؟ چرا حتی بهترین آدم‌ها همیشه چیزی را پنهان می‌کنند؟ چرا حرف چیزهایی که در دل دارند را باهم نمیزنند؟ جایی که میدانند حرف‌هایشان با باد به هوا نمی‌رود چرا چیزهایی که در دل دارند به زبان نمی‌آوردند؟ چرا ظاهر همه‌طوریست که انگاری تلخ اندیش‌تر آنند که به راستی هستند، طوری که انگاری می‌ترسند اگر آنچه در دل دارند به صراحت بگویند احساسات خود را لگدمال کرده‌اند؟...»

202

19

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.