بریده‌ای از کتاب نا اثر مریم برادران حقیر

بریدۀ کتاب

صفحۀ 58

پس از آن در خانه ماند و محمد باقر معلمش شد. و بعد از درس گفتن، زمان مطالعه مطالعه آمنه که می‌رسید، محمد باقر آستین‌هایش را بالا می‌زد و می‌گفت: «دَرست را بخوان کارهای خانه با من» و ظرف‌ها را می‌شست.

پس از آن در خانه ماند و محمد باقر معلمش شد. و بعد از درس گفتن، زمان مطالعه مطالعه آمنه که می‌رسید، محمد باقر آستین‌هایش را بالا می‌زد و می‌گفت: «دَرست را بخوان کارهای خانه با من» و ظرف‌ها را می‌شست.

6

3

(0/1000)

نظرات

تاکنون نظری ثبت نشده است.