محمود نوروزی

محمود نوروزی

@mahmood_noroozi

2 دنبال شده

1 دنبال کننده

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

چالش‌ها

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

بریده‌های کتاب

بریدۀ کتاب

صفحۀ 213

💢#حسین (ع) مبارز طلبید و هماورد خواست‌. تمیم پسر قحطبه به میدان آمد و جنگ میان تمیم و حسین آغاز شد. در اثر زد و خورد پای تمیم قطع گردید و بر زمین افتاد. حسین بر کشتنش نپرداخت. بلکه از او پرسید: چه #کمکی از من ساخته است تا انجام دهم.تمیم گفت: قدرت حرکت ندارم، بگو بیایند مرا ببرند.حسین فریاد کشید:  بیایید و تمیم را ببرید. یارانش آمدند و او را بردند.عمر بن فتی، برادر مادری تمیم به قصد انتقام به سوی حسین، تاخت آورد. اسب را چنان می تازانید که وقتی به حسین نزدیک شد و خواست افسار اسب را بکشد نا بایستد اسبِ تازان، سوارش را بر زمین انداخت. عمر، سخت کوفته گردید و نتوانست به‌زودی از جای برخیزد. حسین هم بالای سرش ایستاده بود و به او کاری نداشت.پس از آنکه ابن فتی، خود را بازیافت و توانست از جای برخیزند، به سوی اسب خود رفت. باز هم حسین به او کاری نداشت. عمر بر اسبش سوار گردید، حسین به او کاری نداشت. پس از آنکه سوار شد و توانست خود را نگه دارد و بیندیشد و جوانمردی حسین را به یاد آورد که هر دم می توانست او را نابود سازد، پس از درنگ مختصری، از میدان بازگشت و به سوی فرمانده ی سپاه کوفه شد و گفت: #جوانمردی_حسین نمی گذارد که به رویش شمشیر کشم. سپس راه صحرا پیش گرفت و ناپدید گردید.آیا جنگاوری چنین دیده شده؟! ...راه حسین چه راهی بود؟ ...راه مهر، راه عطوفت، راه خدا!

0

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.