بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

سروش علی‌نژاد

@soroush75a

58 دنبال شده

28 دنبال کننده

                      
                    
گزارش سالانه بهخوان

یادداشت‌ها

                «کشتن مرغ مینا» اثری ادبی است که از سال ۱۹۶۰ پس از انتشار، بسیاری از خوانندگان را توانست به خود جذب کند. این رمان برنده‌‌ی جایزه‌ی پولیتزر است و توسط نویسنده‌ی آمریکایی «هارپر لی» نوشته شده. در ایران این رمان با ترجمه‌های مختلفی منتشر شده است که به عقیده‌ی نگارنده، ترجمه‌ی «فخرالدین میرزمانی» در مقایسه با دیگر آثار، دقیق‌تر بنظر می‌رسد. در این کتاب، موضوعاتی نظیر نابرابری نژادی، اخلاقیات و بررسی جهان کودکی و نوجوانی در آلاباما در دهه‌ی ۱۹۳۰ بررسی می‌شوند. داستان‌گویی قوی، شخصیت‌های به‌یادماندنی و نظریه‌پردازی اجتماعی عمیق، «کشتن مرغ مینا» را به یک رمان اثرگذار در تاریخ ادبیات آمریکا تبدیل کرده است که می‌تواند با خوانندگان همه نسل‌ها ارتباط برقرار کند.

این رمان از زبان «اسکات فینچ»، دختر جوانی که در شهری خیالی بزرگ می‌شود، روایت می‌شود. از طریق او، ما مسائل عمیق اجتماعی‌ جامعه‌ی آن زمان آمریکا را مشاهده می‌کنیم. داستان اصلی مربوط به پدر اسکات، آتیکوس فینچ، یک وکیل بااصول است که باید از «تام رابینسون»، مردی سیاه‌پوست که به تجاوز به یک زن سفیدپوست متهم شده است، دفاع کند. همچنین، آتیکوس در برابر نگرش‌های نژادپرستانه‌ای که در شهر رایج است، می‌ایستد و تلاش می‌کند فرزندان خود را هم با چنین رویکردی رشد دهد.

یکی از مهمترین نکات مثبت این رمان، توسعه‌ی شخصیت‌هایی بی‌نقص توسط هارپر لی است. هر شخصیت، با جزئیات پیچیده و جذاب روی کاغذ زنده می‌شود!. در طول داستان شاهد بزرگ‌شدن اسکات فینچ هستیم و از طریق او دیدگاه‌های مختلف مردم آلاباما را درباره مسائل مختلف می‌بینیم‌.

«کشتن مرغ مینا» به طور مستقیم به مسئله حساسیت‌زدایی نژادی می‌پردازد. در دوران قوانین «جیم کرو» و تفکیک نژادی، این رمان واقعیت‌های سخت نژادپرستی سیستمی را نشان می‌دهد و باورهای جاریِ در جامعه را به چالش می‌کشد. هارپر لی، از طریق وقایع در داستان، به نابرابری ذاتی یک جامعه که بر اساس رنگ پوست افراد را مورد قضاوت قرار می‌دهند، اشاره می‌کند.

علاوه بر موارد بالا، رمان به موضوعاتی مثل اخلاق، همدردی و مواردی از این دست می‌پردازد. این رمان پیچیدگی‌های طبیعت انسان را بررسی می‌کند و روشنی و تاریکی ذاتی افراد را آشکار می‌سازد. عنوان رمان به تنهایی یک تشبیه تلخ است و به خوانندگان به خاطر وجود تبعیض‌های مختلف در جامعه هشدار می‌دهد.

سبک نوشتار هارپر لی به سادگی و روان‌بودن معروف است. توصیفات او سبب می‌شود که مخاطب در دهه‌ی ۳۰ میلادی غرق شود و با شخصیت‌ها همراهی کند. داستان دارای نمادها و استعاره‌هایی غنی‌ست و خوانندگان را به تفکر در عمق لایه‌های معنایی اثر دعوت می‌کند.

رمان، نه تنها یک اثر ادبی برجسته در تاریخ ادبیات آمریکاست، بلکه مجموعه‌ای‌ست از نظریات اجتماعی. توانایی هارپر لی در برخورد درست با موضوعات مختلف و دشوار کاملا مشهود است. در کنار این نکته، می‌توان ظرافت‌های ادبی این نویسنده را نیز به خوبی دید.

این رمان را به کسانی که علاقه‌مند به ادبیات آمریکا هستند و دوست دارند رمانی را بخوانند که به تبعیض‌های نژادی می‌پردازد و خواننده را در موقعیت‌های مختلف اخلاقی قرار می‌دهد پیشنهاد می‌کنم.
        
                تنها، عنوان رمان «جنگل واژگون» از «جی‌. دی. سلینجر» می‌تواند بازنمایی فضای تلخ داستان باشد، و اتمسفر سنگین حاکم بر روایت را به ما نشان دهد. جنگل واژگون جزو داستان‌هایی‌ست از سلینجر که اجازه چاپ آن را به کسی نداده است و رمان، به صورت سریالی در یکی از مجلات آمریکا منتشر شد.

جنگل واژگون روایت زنی‌ست به نام «کورین». رمان با تولد یازده سالگی این دختر آغاز می‌شود. روزی که باید جزو یکی از شادترین لحظات یک دختربچه باشد اما مسائلی که پیش می‌آید مانع آن شده است. کورین از کودکی، با پسربچه‌‌ای به نام «فورد» آشناست که در آینده، یکی از شاعران بزرگ آمریکا می‌شود. داستان در ادامه با عبور از روزهای کودکی، به نحوه‌ی شکل‌گیری رابطه‌ی این دو، بعد از سال‌ها بی خبری می‌پردازد. به دنبال آن، سلینجر، عمیق‌ترین احساسات انسانی را به تصویر می‌کشد. احساساتی که بدون شک بر هر کسی که رمان را بخواند اثر خواهد گذاشت.

سلنیجر مثل همیشه در این داستان ثابت کرده که بسیار در نوشتن دیالوگ‌ها ماهرانه عمل می‌کند و می‌تواند به وسیله‌ی آن‌ها و به دنبالش، خلق موقعیت‌هایی که شخصیت‌ها را در آن قرار می‌دهد، عمق بسیار زیادی به کرکترهای داستان ببخشد. به طوری که انگار شخصیت‌های رمان از کاغذ بیرون می‌آیند و می‌توانند ساعت‌ها پس از مطالعه کتاب با شما زندگی کنند!

داستان از جنبه‌های نمادگرایانه هم بسیار قابل بررسی است. خواننده می‌تواند به جامعه آمریکا در آن دوران نزدیک شود، روابط انسانی موجود در آن ساختار را دریابد و اگر کمی کنجکاو باشد، با طرح پرسش‌های مختلف برای خود، به چرایی وقوع برخی از اتفاقات در داستان، پاسخ دهد. مسائلی که سلینجر به شکل مستقیم به آن‌ها نپرداخته و این فرصت را به مخاطب داده تا با تأویل‌های متفاوت بتواند داستان را در ذهن خود ادامه دهد.

سلینجر خود نیز در این رمان، به شکل غیر مستقیم، پرسش‌هایی را مطرح می‌کند. اینکه آیا واقعا معنویت و هنر مترادف همند؟ اینکه در یک جامعه مدرن، هنر و پرداختن به آن می‌تواند هنوز ادامه پیدا کند؟ مسائلی که می‌توان درباره‌ی هرکدام از آن‌ها ساعت‌ها گفتگو کرد و مطلب نوشت.

عنوان کتاب برگرفته از یکی از اشعار فورد در داستان است. شخصیتی که از کودکی تحت تاثیر مادر کنترلگر خود است و تلاش دارد به طریقی مسیر خود را پیدا کند. مثل جنگلی که مجبور است واژگون شود و در زمین به رشد خود ادامه دهد!
«نه سرزمین هرز
كه بزرگ جنگلی واژگون
شاخ و برگ‌هایش
همه در زیرزمین»

در انتها این رمان را نه فقط به طرفداران سلینجر یا ادبیات آمریکا، بلکه به تمام کسانی که ادبیات را به شکل جدی دنبال می‌کنند، پیشنهاد می‌‌دهم. چرا که جنگل واژگون اهمیتی فراتر از صرفا یک رمان ساده دارد. جنگل واژگون آیینه‌ای‌ست از زیست انسان امروز. همچنین برای کسانی که مشتاق به نوشتن داستانند، این کتاب همانند یک کلاس درس همیشگی عمل می‌کند.
        
                «نگهبان است، بیست سال است که نگهبان است. تنها نگهبان چهارتا سوله پر از وسایل کشاورزی. بیست سال است تک و تنها، صبح تا شب، شب تا صبح نگهبانی می‌دهد و…» این‌ها جملات آغازین از اولین داستان کوتاهِ مجموعه‌‌داستان «یک شناسنامه، دو قبر» از «علی کریمی کلایه» است. مجموعه‌ای که در سال ۱۳۹۷ توسط نشر «کیان‌افراز» منتشر شده است.

از همین چند جمله می‌توان فهمید که با داستان‌هایی روبروییم که قرار است به عمیق‌ترین مفاهیم انسانی بپردازد. مفاهیمی مثل تنهایی، جبر و اختیار، عشق، خیانت و… اما چیزی که این مجموعه‌داستان را متمایز می‌سازد نحوه‌ی روایت و بیان موضوعات است. نحوه‌ای که به وضوح خلاقیت نویسنده‌ را در هر داستان نشان می‌دهد. کریمی کلایه در این مجموعه می‌تواند به خوبی با فرم‌های مختلف روایی و پرداخت‌های متفاوت هربار خواننده را شگفت‌زده کند. از تکرار‌های دایره‌وار، در داستان «Perfect Circle» تا توییستی غافلگیرکننده در داستان «ببر بنگال» و یا شکل تازه‌ای از روایتی موازی در داستان «مشابهُ الیه». این خلاقیت به صورتی است که شما در هر اثر از این مجموعه می‌توانید چیزی برای شگفت‌زده‌شدن پیدا کنید!

نکته‌ای که باید درباره‌ی داستان‌های کتاب تاکید کرد، این است که آثار صرفا در یک نوع بیان تازه و خلاقانه متوقف نمی‌شود و خواننده، تنها با یک سری آثار حادثه‌ای مواجه نیست. بلکه نویسنده با پرداخت دقیق شخصیت‌ها و دادن عمق به آن‌ها ما را با پرسش‌های متعددی بعد خواندن هر داستان، تنها می‌گذارد. رعایت این تعادل بین نحوه‌ی بیان تازه و خلاقانه در کنار پرداخت شخصیت‌ها و داشتن قصه، سبب شده هر داستان دارای لایه‌های متعدد معنایی باشد.

از طرف دیگر باید اشاره کرد نویسنده در هر اثر، به حوزه‌ی فلسفه و بخصوص حوزه‌ی روانشناسی، توجه ویژه دارد. پرداختن به مفاهیم فلسفی مثل جبر، حقیقت، خودآگاهی، هویت و… در کتاب مشهود است. همچنین حضور شخصیت‌های دارای اختلالات روانی نیز در برخی از داستان‌ها پررنگ است. اختلالاتی مثل بیماری دوقطبی، شیزوفرنی، جنون، وسواس و… . این مفاهیم و اختلالات دستمایه‌ی نوع روایت برخی از داستان‌ها شده است. این موضوع باعث شده بتوان ساعت‌ها شخصیت‌ها، نوع رفتارشان در موقعیت‌هایی که قرار گرفته‌اند، خود موقعیت‌ها و… را تحلیل کرد.

در انتها این مجموعه‌داستان را به همه‌ی کسانی که می‌خواهند داستان‌هایی متفاوت بخوانند و تجربه‌ای تازه داشته باشند پیشنهاد می‌کنم. مجموعه‌ای از نویسنده و شاعری تاثیرگذار که اگر زمانه فرصت می‌داد، می‌توانستیم همچنان از شعرها و داستان‌های تازه‌اش سرشار شویم. اما افسوس که مرگ «انتظاری خوف‌انگیز است؛ انتظاری، که بی‌رحمانه به طول می‌انجامد.»
        
                «یکی دو ساعتی جسد را روی صندلی بالکن نشاندند، انگار که داشت چرت بعد از ناهارش را می‌زد. اما بعد لول پیشنهاد داد که او را بیاورند داخل؛ شاید کسی او را می‌دید… لباس‌هایی که مرد دفعه‌ی پیش جا گذاشته بود را پیدا کردند، تنش کردند، و او را روی صندلی، روبه‌روی شومینه، نشاندند. مرد از نشستن و خیره شدن به آتش کاملا راضی به نظر می‌رسید. لول و ادنا هم اعتقاد داشتند چون او این‌طرف و آن‌طرف نمی‌دود و کلا مزاحمتی ایجاد نمی‌کند، همدم خوبی است.»

این پاراگراف، بخشی‌ست از مجموعه‌ داستان کوتاه «تارک دنیا مورد نیاز است»، که شاید اولین کلمه‌ای که در برخورد با آن به ذهن شما برسد، «غریب» باشد.

روایت‌هایی که مخاطب را با اتمسفری ناآشنا و تاریک مواجه می‌کند اما در عین حال اجازه‌ی نزدیک شدن و برقراری ارتباط را می‌دهد. داستان‌هایی که وقتی از پی هم خوانده می‌شوند همانند راه رفتن در تونل وحشت است! همان‌قدر رعب‌آور، همان‌قدر جذاب!

میک جکسون در سال 1960 در انگلستان متولد شد. از سال 1995 به صورت تمام‌وقت به کار نویسندگی مشغول است. بیشتر او را با رمان «مرد زیرزمینی» می‌شناسند که در سال 1997 منتشر شد. این کتاب در همان سال نامزد دو جایزه ادبی مهم، یعنی ویت‌برد و بوکر شد.

در این یادداشت اما به دیگر کتاب این نویسنده یعنی «تارک دنیا مورد نیاز است» می‌پردازیم. این مجموعه داستان کوتاه با ترجمهِ «گلاره اسدآملی» توسط «نشر چشمه» در 158 صفحه منتشر شد. کتاب علاوه بر داستان‌های میک جکسون همراه شده با تصویرگری‌های «دیوید رابرت»، طراحی بریتانیایی که با حضور خود ابعادی دیگر را به این کتاب بخشیده است.

 فانتری در بستر واقعیت
در ابتدای کتاب با خواهرانی روبرو می‌شوید که مردهای بسیاری به خانه‌ی آن‌ها دعوت می‌شوند. تنها تفاوت این است که همگی مرده‌اند و جنازه‌ی آن‌ها در خانه حاضر است! یا در داستانی دیگر پسربچه‌ای در مدرسه به خواب می‌رود و تا سال‌ها بیدار نمی‌شود! یا کودکی دیگر با روشی باستانی تمام پروانه‌های یک کلکسیون در موزه را زنده می‌کند! و…

تمامی داستان‌های این مجموعه دارای المان‌های فانتزی و عجیبی است که همراه شده با فضایی آیرونیک. این اتمسفر مخاطب را در ابتدا غافلگیر می‌کند. اما چنین مسئله‌ای برای شخصیت‌های داخل داستان نه تنها وجود ندارد، بلکه در بیشتر اوقات فضای فانتزی آثار بسیار طبیعی جلوه می‌کند. به طوری که انگار جهانِ متن از ابتدا به همین شکل بوده است. به بیان دیگر فضای داستان‌های این کتاب آمیزه و تلفیقی‌ست از واقعیت و فانتزی. جایی که مرز مشخصی وجود ندارد. قوانین مخصوص به خود را داراست و در بستری اتفاق می‌افتد که همه‌چیز غیر عادی به نظر می‌رسد اما همه چیز طبیعی است!

حضور عناصر فانتزی یکی از پارامترهای مهم داستان‌های گوتیک در ادبیات است که بدون شک این مجموعه داستان را می‌توان جزو همین نوع از قصه‌نویسی دانست.

ترسی رازآلود، لابلای خطوط
ادبیات گوتیک را به صورت کلی می‌توان ترکیبی از عشق و وحشت دانست. ژانری که در اواخر قرن 18 در انگلستان پدید آمد. این نوع ادبی بیشتر متاثر از معماری‌های رازآلود همان‌دوره است و المان‌های آن تناسب زیادی با این سبک معماری دارند.

«ده داستان تاسف‌بار» میک جکسون را می‌توان جزو همین ژانر ادبی دانست. از مولفه‌های این ژانر که به وضوح در کتاب جکسون حضور دارد، می‌توان به وجود جوی دلهره‌آور در تمامی داستان‌های کتاب اشاره کرد. یا مثل بیشتر داستان‌های گوتیک، زنان و مردانی را میّ‌بینیم که منزوی‌اند و افسرده، اما برخلاف روند حاکم، به شکلی هولناک خشونتی را موکد می‌کنند که خواننده را در بهت فرو می‌برد. در داستانی دیگر مولف با پررنگ کردن عناصر جادویی در پیرنگ داستان، جنبه‌ای رمزآلود به اثر می‌دهد. مولفه‌های ماورالطبیعه طوری در دل داستان‌ها قرار گرفته که هنگام خواندن کلمات، منطق داستانی، شما را دربرمی‌گیرد و اجازه‌ی خروج نمی‌دهد. همواره باید به این نکته توجه داشته باشیم که نویسنده تمامی المان‌های این ژانر را به شکلی مدرن به کار برده. و در کنار وفاداری به این نوع ادبی، فراروی‌های خود را نیز داشته است و این هماهنگی با زمانه، باعث لذت بیشتر خواننده می‌شود.

شخصیت‌هایی دور اما نزدیک
از سبک طرح‌های همراه این مجموعه‌داستان واضح است که شخصیت‌پردازی کتاب، همانند اتمسفر غالب بر داستان‌ها بیگانه بنظر می‌رسد. از پیرمردی که برای قایق‌سواری پس از بازنشستگی‌اش سبب سیل در شهر می‌شود، تا دختربچه‌ای که پس از فوت پدربزرگش استخوان جمع می‌کند یا کودکی دیگر که از خانه فرار می‌کند و تصمیم می‌گیرد که در جنگل به زندگی خود ادامه دهد. وجه برجسته‌ی این شخصیت‌ها تنهاییشان است. تمامی افراد کتاب در انزوایی غوطه‌ور هستند که می‌توان گفت بازنمایی شرایط حاکم بر زندگی فعلی بیشتر انسان‌هاست. این وجه مشترک برخلاف رفتارهای نامتعارفی که کرکترها از خود نشان می‌دهند، سبب می‌شود مخاطب بتواند با آن‌ها احساس نزدیکی کند و خودش را در آن‌ها بیابد.

از طرفی سبک شخصیت‌پردازی میک جکسون در کتاب به گونه‌ای‌ست که توضیح زیادی درباره‌ی کرکترها داده نمی‌شود و خواننده بیشتر به یک شناخت کلی درباره افراد دست پیدا می‌کند. چنین نکته‌ای سبب می‌شود که مخاطب بتواند شخصیت‌ها را با تخیل خود ادامه و گسترش دهد؛ که باعث جذاب‌تر شدن شخصیت‌ها و کلیت داستان می‌شود.

از طرفی طنز تلخی که در بیشتر لحظات کتاب و رفتار شخصیت‌ها مشهود است، نشان می‌دهد که حضور صفت «تاسف‌بار» در عنوان مجموعه، انتخابی هوشمندانه باشد.

در انتها باید گفت ما با نویسنده‌ای روبرو هستیم که نامزد یکی از جوایز مهم ادبی، بوکر، بوده است، مدرس دوره‌های نویسندگی خلاقانه در دانشگاه است، و برخوردی جدی و بدور از کلیشه با ادبیات دارد. خواندن آثار چنین نویسنده‌ای را برای دوستداران ادبیات که چیزی بیشتر از داستان‌های معمولی می‌خواهند و علاقه‌مند به ژانرهای فانتزی و ترسناک هستند، پیشنهاد می‌کنم.
        
                «همیشه این بوده که وقتی بر مغز می‌کوفتند، مرد می‌مُرد و بس. ولی حالا با بیست زخمِ کاری بر فرقِ سر، از جا برمی‌خیزند و ما را تارومار می‌کنند…»

رمان با این پیشگفتار از نمایشنامه‌ی «مکبث» از «شکسپیر» آغاز می‌گردد. بخشی از اثرِ شاعر و نمایشنامه‌نویس انگلیسی که به موجزترین حالت، فضای حاکم بر «بیست زخم کاری» را بر ما نمایان می‌کند. فضایی که پر است از حس انتقام، کینه و جاه‌طلبی.

«محمود حسینی‌زاد» متولد ۱۳۲۵ در تهران است. نویسنده‌ای که علاوه بر نوشتن رمان و نمایشنامه، آثار متعددی را نیز از ادبیات آلمانی به فارسی برگرداننده است. این نویسنده در سال ۲۰۱۳ به عنوان یکی از برگزیدگان مدال گوته معرفی شده‌ است. همچنین «انستیتو گوته» او را یکی از مهم‌ترین مترجمان ادبیات آلمانی به زبان فارسی می‌داند.

حسینی زاد در بیست زخم کاری به سراغ داستانی رفته که به بررسی روابط مالی و جاه‌طلبی‌های خانواده‌ای می‌پردازد که مالک یکی از بزرگ‌ترین هلدینگ‌های کشور است. داستانی که تلاش دارد تا به موضوعاتی همچون فساد مالی، طمع، خیانت و ریاکاری بپردازد. رمانی که می‌خواهد آینه‌ای باشد از وضعیت و زیست امروزی.

رمان از ابتدای خود با قتل «حاج‌عمو» مالک هلدینگ «ریزآبادی» آغاز می‌شود. شروعی که نمایانگر یک تریلر خشن است و نشان می‌دهد که با روایتی پرکشش و دارای تعلیق روبرو هستیم.

با اینکه تعداد شخصیت‌های داستان نسبتا بالاست و می‌تواند کمی مخاطب را در ابتدا به دردسر بیندازد، اما نحوه‌ی پرداخت شخصیت‌ها و عمق‌بخشی به آن‌ها به خوبی انجام شده به طوری که شخصیتی‌ را نمی‌توان یافت که بدون اثرگذاری لازم در پیش‌برد روایت رها شده باشد. از نکات برجسته‌ی دیگر در رابطه با شخصیت‌ها می‌توان به لحن‌‌ آن‌ها اشاره کرد که سبب‌ساز به وجود آمدن داینامیک خوبی بین افراد در داستان شده است.

رمان در لحظات زیادی مرز بین خیال و واقعیت را درهم‌ می‌‌شکند و وارد فضای ذهنی شخصیت‌ها، کابوس‌ها و توهماتشان می‌شود. این موضوع لایه‌های عمیق‌تری به رمان می‌افزاید که نشان می‌دهد کتابی روبروی ماست که قابلیت نقد و بررسی از وجوه مختلفی را داراست.

همانطور که در ابتدای این معرفی اشاره شد این اثر گوشه‌چشمی نیز به نمایشنامه مکبث از شکسپیر داشته است. برای مثال همانطور که در نمایشنامه‌ی مکبث، پادشاه اسکاتلند، «دانکن» سردار خودش را از میان دیگر سرداران برجسته می‌سازد، اینجا هم رابطه‌ی بین حاج‌عمو به عنوان مالک هلدینگ و «مالک» به عنوان یکی از زیردست‌هایش چنین چیزی است. در اثر شکسپیر دانکن با وسوسه‌های «لیدی مکبث» سبب می‌شود تا مکبث به دلیل جاه‌طلبی و وسوسه‌ی نفس دانکن را به قتل برساند. اتفاقی که دقیقا بین مالک و حاج‌عمو با وسوسه‌های همسر مالک می‌افتد. قتلی که شروع چالش‌های آینده می‌شود. البته بررسی‌های دقیق‌تر درباره رابطه‌ بینامتنی دو اثر می‌تواند فراتر از این چند خط برود و خود به یادداشتی جدا بدل شود.

باید اضافه کرد، سریالی نیز به نام «زخم کاری» با کارگردانی «محمدحسین مهدویان» با اقتباس از این رمان ساخته شده است. سریال در جاهایی با روایت موجود در کتاب تفاوت‌هایی دارد که البته از ویژگی‌های بسیاری از اقتباس‌های سینمایی‌ست.

این رمان را به کسانی که دوست دارند با قلم قدرتمند محمود حسینی‌زاد آشنا شوند و به فضاهای دراماتیک و در عین حال جنایی علاقه‌مند هستند، پیشنهاد می‌کنم.
        
                کتاب «چیزهای کوچک اینچنینی» رمانی‌ست کوتاه در ۸۲ صفحه که در قالب هفت فصل روایت می‌شود. «کلر کیگن» نویسنده‌ی این رمان، داستانی خیالی را در یکی از روستاهای کوچک ایرلند روایت می‌کند. روایتی درباره‌ی «بیل فرلانگ» که با همسر و دو دختر خود زندگی آرامی را می‌گذراند. اما در یکی از این روزها او با وضعیتی غیرانسانی در صومعه‌ی روستا مواجه می‌شود که نقطه‌ی شروع چالش‌های او و رمان است. بیل نمی‌تواند موضوع را فراموش کند و در یک دوراهی اخلاقی قرار می‌گیرد. همانطورکه بالاتر اشاره کردیم داستان و شخصیت‌های آن خیالی هستند اما کلیت رمان ارجاعی‌ست به وقایعی که در مجموعه رختشویخانه‌های مگدالن در ایرلند رخ داد که تعداد زیادی از زنان و دختران در این موسسات محبوس نگاه داشته شده و مجبور به کار اجباری بودند. همانطور که از اسم رمان می‌شود فهمید کلر کیگن اتفاقات کوچک و پیش پا افتاده را به شکلی دقیق و تاثیرگذار شرح داده. این امر سبب شده تا پرداخت شخصیت‌ها به خوبی انجام شود و خواننده به فکر فرو برود. من رمان را با ترجمه «محمد حکمت» از نشر نون مطالعه کردم. توضیح جزییات و المان‌های فرهنگ بومی ایرلند در پانوشت‌ها به فهم بهتر داستان کمک زیادی می‌کند. رمان را به کسانی که تمایل دارند با فرهنگ ایرلند آشنا شوند و به دنبال یک رمان کم‌حجم هستند که از کیفیت بالایی برخوردار باشد پیشنهاد می‌کنم. همچنین از این رمان فیلمی به همین نام به کارگردانی «تیم میلانتس»‌ و نویسندگی «اندا والش» ساخته شده که در سال ۲۰۲۴ اکران خواهد شد.
        
                «گمانم بیست دقیقه‌ای تا چالوس فاصله داشتم که…» پس از این سه‌نقطه مثل اکثر آثار سیامک گلشیری باید انتظار اتفاقاتی غیر منتظره را داشته باشیم. رمان با این جمله آغاز می‌شود و ما را همراه نویسنده‌ای می‌کند که به دعوت همسر سابق خود راهی جلسه‌ای می‌شود برای بررسی یکی از رمان‌هایش. اتفاقات این کتاب تنها در یک شب به وقوع می‌پیوندد. اتفاقاتی که روند تغییر یک شخصیت را نشان می‌دهد که می‌تواند دست به کارهایی بسیار هولناک بزند.

این رمان را می‌توان جزو ژانر دلهره‌آور و همچنین ژانر جنایی دسته‌بندی کرد. ژانری که سیامک گلشیری در برخی از آثار پیشین خود نیز تجربه کرده است. هرچه داستان جلوتر می‌رود، نشانه‌های بیشتری را می‌توانیم بیابیم که به خواننده می‌گوید قرار نیست تا پایان، با اثری معمول روبرو باشیم. درواقع این نشانه‌ها به مخاطب گوشزد می‌کند که این وضعیت، آرامش پیش از طوفان است!

از ویژگی‌های مهم داستان، تعلیق است. عدم قطعیتی که سبب می‌شود رمان کشش زیادی را تا آخر داشته باشد. و حتی پس از پایان، ما را با پرسش‌های بسیاری جا بگذارد. این نکته به شکل‌های مختلفی در رمان اجرا شده. به طور مثال شاهد یک تعلیق سرتاسری در طول روایت هستیم. همچنین از طرفی نویسنده با تعلیق‌های کوتاه مدت در خرده‌روایت‌ها، باعث می‌شود که خواننده داستان را رها نکند.

روابط علّی-معلولی و منطق روایی نیز به خوبی پیش می‌رود. وقایعی که در داستان رخ می‌دهد، شبکه‌ای از روایت‌ها و خرده‌روایت‌ها را می‌سازد که یکدیگر را پشتیبانی می‌کنند. به دلیل بودن چنین شبکه‌ای، برای هر چالشی که در داستان طرح می‌شود پاسخ مناسبی در ادامه‌ به صورت مستقیم یا غیر مستقیم وجود دارد.

کتاب نثر روانی دارد و کاملا مطابق با ادبیات امروز ماست. نکته‌ای که باتوجه به نظرگاه و شیوه‌ی روایت، هم به باورپذیری داستان کمک شایانی کرده و همچنین خواندن کتاب را ساده و دلچسب ساخته است.

موضوعی که شاید از چشم مخاطب دور بماند انتخاب هوشمندانه‌ی عنوان کتاب است. عنوانی که در جایی از داستان به شکلی دیگر به آن اشاره می‌شود. و با توجه به روند وقایع، جدای از عشق و نفرتی که شکل می‌گیرد، انگار نویسنده در پاسخ به شخصیت گلرخ این عنوان را استفاده کرده است.

کتاب را به افرادی که به داستان‌های جنایی علاقه‌مند هستند و می‌خواهند کتابی با نثری روان بخوانند پیشنهاد می‌کنم. اثری که تا آخر جذابیت خودش را حفظ می‌کند و شما را مجبور به ادامه‌ی خواندن می‌سازد.
        

باشگاه‌ها

محاکات

148 عضو

زنان تروا

دورۀ فعال

فعالیت‌ها

            «کشتن مرغ مینا» اثری ادبی است که از سال ۱۹۶۰ پس از انتشار، بسیاری از خوانندگان را توانست به خود جذب کند. این رمان برنده‌‌ی جایزه‌ی پولیتزر است و توسط نویسنده‌ی آمریکایی «هارپر لی» نوشته شده. در ایران این رمان با ترجمه‌های مختلفی منتشر شده است که به عقیده‌ی نگارنده، ترجمه‌ی «فخرالدین میرزمانی» در مقایسه با دیگر آثار، دقیق‌تر بنظر می‌رسد. در این کتاب، موضوعاتی نظیر نابرابری نژادی، اخلاقیات و بررسی جهان کودکی و نوجوانی در آلاباما در دهه‌ی ۱۹۳۰ بررسی می‌شوند. داستان‌گویی قوی، شخصیت‌های به‌یادماندنی و نظریه‌پردازی اجتماعی عمیق، «کشتن مرغ مینا» را به یک رمان اثرگذار در تاریخ ادبیات آمریکا تبدیل کرده است که می‌تواند با خوانندگان همه نسل‌ها ارتباط برقرار کند.

این رمان از زبان «اسکات فینچ»، دختر جوانی که در شهری خیالی بزرگ می‌شود، روایت می‌شود. از طریق او، ما مسائل عمیق اجتماعی‌ جامعه‌ی آن زمان آمریکا را مشاهده می‌کنیم. داستان اصلی مربوط به پدر اسکات، آتیکوس فینچ، یک وکیل بااصول است که باید از «تام رابینسون»، مردی سیاه‌پوست که به تجاوز به یک زن سفیدپوست متهم شده است، دفاع کند. همچنین، آتیکوس در برابر نگرش‌های نژادپرستانه‌ای که در شهر رایج است، می‌ایستد و تلاش می‌کند فرزندان خود را هم با چنین رویکردی رشد دهد.

یکی از مهمترین نکات مثبت این رمان، توسعه‌ی شخصیت‌هایی بی‌نقص توسط هارپر لی است. هر شخصیت، با جزئیات پیچیده و جذاب روی کاغذ زنده می‌شود!. در طول داستان شاهد بزرگ‌شدن اسکات فینچ هستیم و از طریق او دیدگاه‌های مختلف مردم آلاباما را درباره مسائل مختلف می‌بینیم‌.

«کشتن مرغ مینا» به طور مستقیم به مسئله حساسیت‌زدایی نژادی می‌پردازد. در دوران قوانین «جیم کرو» و تفکیک نژادی، این رمان واقعیت‌های سخت نژادپرستی سیستمی را نشان می‌دهد و باورهای جاریِ در جامعه را به چالش می‌کشد. هارپر لی، از طریق وقایع در داستان، به نابرابری ذاتی یک جامعه که بر اساس رنگ پوست افراد را مورد قضاوت قرار می‌دهند، اشاره می‌کند.

علاوه بر موارد بالا، رمان به موضوعاتی مثل اخلاق، همدردی و مواردی از این دست می‌پردازد. این رمان پیچیدگی‌های طبیعت انسان را بررسی می‌کند و روشنی و تاریکی ذاتی افراد را آشکار می‌سازد. عنوان رمان به تنهایی یک تشبیه تلخ است و به خوانندگان به خاطر وجود تبعیض‌های مختلف در جامعه هشدار می‌دهد.

سبک نوشتار هارپر لی به سادگی و روان‌بودن معروف است. توصیفات او سبب می‌شود که مخاطب در دهه‌ی ۳۰ میلادی غرق شود و با شخصیت‌ها همراهی کند. داستان دارای نمادها و استعاره‌هایی غنی‌ست و خوانندگان را به تفکر در عمق لایه‌های معنایی اثر دعوت می‌کند.

رمان، نه تنها یک اثر ادبی برجسته در تاریخ ادبیات آمریکاست، بلکه مجموعه‌ای‌ست از نظریات اجتماعی. توانایی هارپر لی در برخورد درست با موضوعات مختلف و دشوار کاملا مشهود است. در کنار این نکته، می‌توان ظرافت‌های ادبی این نویسنده را نیز به خوبی دید.

این رمان را به کسانی که علاقه‌مند به ادبیات آمریکا هستند و دوست دارند رمانی را بخوانند که به تبعیض‌های نژادی می‌پردازد و خواننده را در موقعیت‌های مختلف اخلاقی قرار می‌دهد پیشنهاد می‌کنم.