معرفی کتاب چیدن یال اسب وحشی: مجموعه داستان اثر علی صالحی بافقی

با انتخاب ستارهها به این کتاب امتیاز دهید.
در حال خواندن
0
خواندهام
2
خواهم خواند
0
توضیحات
برف گرفته بود. حلقه ی کوچکی را که آچارها را کنار هم نگه می داشت باز کرد. آچارها را یکی یکی پرت کرد توی برف ها. خنده اش گرفت. نامه ی بازنشستگی اش را از جیبش در آورد. فندکش را گرفت زیرش و کاغذ آتش گرفته را ول کرد توی هوا. بعد گشت و از توی جیب کاپشنش کارت ملی و کارت شناسایی راه آهن و شناسنامه اش را در آورد. فندک زد. دود می کردند. وقتی شعله دستش را سوزاند، مدارکش را توی هوا ول کرد. چند قدم دیگر رفت. ایستاد. به آرم راه آهن روی آستین های کاپشنش نگاه کرد. کاپشن را در آورد. پرت کرد روی برف ها. نشست و فندکش را گرفت زیر کاپشن و نگه داشت. سوختن انگشتش را روی لبه ی فلزی فندک تحمل کرد تا پارچه آتش گرفت. ایستاد به تماشای سوختنش. چشمش افتاد به کفش های کار زمختش. آنها را هم درآورد و انداخت توی آتش لباس.
یادداشتها