بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

همه ترس هایم

همه ترس هایم

همه ترس هایم

بوهومیل هرابال و 2 نفر دیگر
0.0 0 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

0

خوانده‌ام

2

خواهم خواند

2

خدایان این سرزمین را ترک کرده اند قهرمانان دوران باستان،هرکول و پرومته،رخت بسته اند.همسرم هم بهتر دید این زندگی را ترک کند،درست مثل پول،دختر خاخامی از براتیسلاوا که عاشق من بود و من هم عاشق او،چون خیلی شبیه همسرم پیپی بود... در آغاز سال 1989 که رژیم کمونیستی چک اسلاواکی رو به افول بود.هرابال پس از سکوت ادبی طولانی اش،دوباره شروع به نوشتن کرد.او این بار متن هایی کوتاه و شخصی نوشت که خودش آن ها را گزارش های تغزلی نامید.او بعد از ملاقات هایی که با آوریل گیفورد،دانشجوی آمریکایی،داشت این متن ها را به شکل نامه هایی خطاب به دبنکا «آوریل گیفورد»که الهه الهام سال های بعدی او شد،نوشت،این نامه ها که محدوده زمانی 1989 تا 1994 را در بر میگیرند،بازتاب بخش هایی از وقایع زمانه هرابال در نوشتاری سبک،طولانی و سیال به گونه ای شاعرانه اما هدفمند به رشته تحریر در آورده است.