معرفی کتاب پروانه آبی اثر نور خاطر مترجم رضا عامری
در حال خواندن
0
خواندهام
0
خواهم خواند
0
توضیحات
این داستان ترجمه شده روایتی است از زندگی افراد معمولی در سرزمین لبنان که در عین بی ماجرایی پرماجراست و تصویری است گذرا از ماجراها، عشق ها، آمال و آرزوهای مردمی که زندگی و مرگ شان تاثیری انکارناپذیر بر سرنوشت اطرافیانشان دارد. در این اثر زمان ها، مکان ها و روی دادها درهم می آمیزند و زندگی نسل های پیاپی را به سامان یا شاید به نابسامانی می کشند. قطعیت ها هم چون خود نام اشخاص داستان به زیر سئوال می روند. در بخشی از داستان آمده است: "بعد از ظهر به دنیا آمدم. پاییز بود. می گفتند دیوانه وار فریاد می زدم، بدون آن که گریه کنم. مادربزرگ می خواست اسمم را آنتوان بگذارد. مادرم قبول نکرده بود. یکی از خاله هایم که درست نمی دانم کدامشان بوده، پیشنهاد کرد اسمم را سلیم بگذارند، اما پدر قبول نکرد و از سر شوخی اسم نور را رویم گذاشت".