یادداشت احمد کولی وندی
1402/5/10
یاداشتهای زیرزمینی اثری است عجیب. بیشتر بذر است تا میوه. درست همان طور که میگویند است: سرآغازی برای تمام شاهکارهایی که قرار است فئودور خلق کند. بذر آشفته تمام میوههاییست که قرار است ادب دوستان جهان طعمش را زیر دندان حس کنند: ۱. انسانی آواره میان خیر و شر ۲. دختری به نام لیزا ۳. و خدایی که در این نزدیکی است نویسنده درست همان "ابلهی" است با سری مالامال از حرف، اما مجبور است آنها را با حود به دیار دگر ببرد، که در وصف نگنجد... داستایوفسکی انسانها را به دو دسته تقسیم میکند: اول آدمهای احمقی که سریع در هر موقعیت تصمیمی عاقلانه میگیرند و مثل یک گاو وحشی هر مانعی را میشکنند تا به دیوار بربخورد. و دوم، آدمهای عاقلی که عالمانه دیوار پشت هر موقیعت طلایی را میبینند و مثل یک موش ترسو از خیر آن میگذرند. حقیر میشود، کثیف میشوند و در نهایت در به در و درمانده در لاک بیحاصلی خود غرق میشود. پس در این تعریف آدمها یا گاوند یا موش... چقدر تلخ که آدم ته دلش میگوید، خیلی بی راه هم نمیگوید.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.