یادداشت Mandana between pages
1403/11/5
این ۶ امین کتابی بود که از هالی جکسون میخوندم و خب یا توجه به اینکه عاشق پنج بازمانده و راهنمای کشف قتلم انتظاراتم زیاد بود ازش. و خب راستش رو بخواید ناامیدم کرد(کتاب بدی نبود ها! صرفا انتظارات من بیشتر بود) اول از همه بزارید در مورد شخصیتها حرف بزنیم. شخصیت ها برای من خیلی مهمن چون وقتی نتونم باهاشون ارتباط بگیرم نمیتونم کتابی رو واقعا دوست داشته باشم. و توی این کتاب اصلا نتونستم شخصیت ها رو درک کنم مخصوصا تا حدود صفحههای ۳۰۰. مثلا بل و تصمیمات و افکارش واقعا واسم قابل درک نبود نمیدونم چرا و کلا ازش خوشم نمیومد که البته تو ۱۰۰ صفحه آخر تازه تونستم باهاش کمی ارتباط بگیرم ولی خب. و کلا شخصیتی نبود که بگم دوستش داشتم واقعا تو این کتاب. از لحاظ داستان و پلات خیلی موضوع جذابی داشت ولی اواسط کتاب به نظرم خیلی روند داستان آروم شد(میشه گفت عادیه ولی چون حسش کردم میگم اینجا) هالی جکسون تو کتابهای قبلیش سرنخ هارو خیلی حرفهای توی همهی کتاب پخش کرده بود جوریکه تو هر فصل از کتاب یه چیزی معلوم میشد، یه اتفاقی میافتاد که نمیتونستی کتاب رو ول کنی، توی بازگشت ریچل پرایس انگار که سعی کرده بود این کار رو انجام بده ولی از اونجایی که کلا سرنخها و کشفیات بل داشت به یه سمت اشتباهی میکشوندش دیگه اونقدر برای من جذابیت نداشت(یجورایی انگار داشتیم از واقعیت دور میشدیم بجای اینکه نزدیک شیم) ولی ۱۰۰ صفحه آخر پلات توییست داشت و کلی اتفاق افتاد توش جوری که خیلی خیلی سریع خوندم(ساعت ۲ نصفه شب) و کلا هم خیلی کتاب سریع خوانی بود من بعد مدت ها بالای ۲۰۰ صفحه تونستم تو یک روز بخونم. در مورد پایان داستان... نمیدونم به نظرم میتونست قشنگتر هم تموم بشه، حس میکنم برخلاف بقیه کتاب هاش خیلی غیر واقعی تر تموم شد و راستش از جواب معمامون(بازگشت ریچل پرایس!) اونقدر خوشم نیومد. و نکته آخر که خیلی ناراحتم کرد: خیلی شبیه راهنمای کشف قتل شده بود. بل کپی پیپ بود. حتی اسم کتاب: بازگشت ریچل پرایس و راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب دیگه روابط شخصیتها باهم و حتییی اسم ها!!!(چارلی و شهر نیوبرانزویک) امیدوارم تو کتاب های بعدیش این روند ادامه پیدا نکنه چون متنفرم از اینکه کتابهای یه نویسنده(مخصوصا اگه جنایی باشن) شبیه هم بشن. پ.ن: فکر نکنید کتاب بدیه فقط بدی گفتم ازش😭🤣 امتیاز بهش: ۳.۷۵
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.