یادداشت امیرعلی مینکی
1404/5/31
این کتاب یه جورایی مثل یه دوست باحال و فهمیدهست که میاد کنار دستت میشینه و میگه: «ببین، هنر فقط واسه موزهها و آدمای شیکپوش نیست. واسه توئه، واسه من، واسه لحظههایی که نمیدونیم با دلمون چیکار کنیم.» آلن دوباتن توی این کتاب نمیخواد کلاس بذاره، میخواد کمک کنه بفهمیم چرا یه نقاشی یا یه عکس میتونه حالمون رو بهتر کنه، یا چرا یه مجسمه ممکنه یه چیزی رو بهمون یاد بده که هیچ کتاب درسی نگفته. مثلاً میگه بعضی آثار هنری هستن که وقتی نگاهشون میکنی، انگار یه نفر داره آروم توی گوشت میگه: «میفهممت... تنها نیستی.» کتاب پره از مثالهای واقعی، از نقاشیها و عکسهایی که حس دارن، درد دارن، امید دارن. و نویسندهها با یه لحن صمیمی و بیتعارف میگن که هنر میتونه یه جور درمان باشه، یه جور راهنما، حتی یه جور تلنگر. اگه تو هم مثل من دنبال چیزهایی هستی که واقعی باشن، که به دل بشینن، این کتاب میتونه یه چراغ باشه وسط تاریکیهای روزمره.
(0/1000)
نظرات
تاکنون نظری ثبت نشده است.