بریدههای کتاب ابوالمشاغل محمّدپور 🇮🇷 1403/1/16 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 173 تحمل، منهدم نمیکند. انهدام، در یکنواختیِ تحمل است و در پیوستگیِ تحمل به تحمل به تحمل... 0 17 زهرا رستاد 1402/12/13 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 214 10 91 محمد 1404/2/22 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 81 این آه و ناله ها برای آن است که بدانی و باز هم بدانی _برای صد هزارمین بار_ که پیمودن راه نو ، گفتن حرف نو ، پدید آوردن کار نو ، درد دارد و مشقت و مصیبت. 0 4 هدی طالعزاده 1402/6/27 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 62 0 1 مژده ظهرابی دهدزی 1403/2/6 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 0 مریم محسنیزاده 1403/8/7 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 63 کوه را بر دوشِ خود، از کوه بالا میبرم. 0 3 محمد 1404/2/21 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 55 «برای یک سپاه ،حتی اگر یک سرباز به پیروزی هم برسد اما آن پیروزی،واقعی،عمیق،ماندگار،ومعتبر به اعتبار یک آرمان باشد، کافی ست.» 0 2 نگین خزایی 1404/1/10 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 24 دوستی ، ریشه در اعماق دارد؛ اعماق ازمنه ی از دست رفته ی بازنگشتنی تکرار نشدنی. 1 14 maryam torabi 1403/8/23 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 22 نکتهی خاص و گرانبها در دوستی شگفتانگیز ما این است که هیچکداممان، در طول این سالهای بلندِ پُرخاطره، خود را مختصری هم تغییر ندادیم تا شبیه دیگری کنیم. برای حفظِ دوستی، حذفِ شخصیّت نکردیم و به همْ باجِ «هر چه بخواهی، همان درست است» نداریم. محمود، محمودْ باقی ماند - با جملگیِ خصلتهایش، و منْ من ماندم. ما هر دو تغییر کردیم، فراوان، امّا هرگز شبیهِ هم نشدیم. اینْ رازِ بزرگ و محور اساسی دوستی ما بود. یکی در دیگری مستحیل نشد. یکی نسخهی بدل دیگری نشد. و یکی نکوشید که در راهِ تکدّی دوستی، خویشتنِ خویش فرو بگذارد... 0 6 مژده ظهرابی دهدزی 1403/2/6 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 9 یوسف 1402/4/16 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 7 مژده ظهرابی دهدزی 1403/3/10 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 2 nadi 1403/9/22 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 114 0 3 zizi 1402/12/26 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 101 آب پاکی را روی دستهایت بریزم برادر جان! ما برای مُردن روی این خاک، خلق شدهییم. خداوند، ما را، برای جنگیدن به خاطر این سرزمین، خون خوردن به خاطر این سرزمین، درد کشیدن و اشک ریختن به خاطر این سرزمین، و جان کندن و جان دادن در این سرزمین آفریدهاست. اگر چیزی به نام سرنوشت وجود داشته باشد، این، سرنوشت ماست... 0 1 علی نیکوبر 1403/8/2 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 119 0 9 نرگس فلاح بردبار 1404/4/6 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 117 ارزش و اعتبار درست بودن و ماندن هم تنها و تنها در همین است که علیرغم شرایط، درست باشیم و بمانیم، نه با اجبار و تهدید و توسری و شلاق 0 13 مژده ظهرابی دهدزی 1403/3/10 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 1 مژده ظهرابی دهدزی 1403/2/6 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 1 E,raj 1404/2/25 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 37 کسی که به رویا می رود و تهی دست بازمیگردد، بدون نیروی تازه و اراده ی صیقل یافته، یک بیمار روانی است و خطرناک برای آینده ی انسان؛ و کسی که می رود تا برانگیخته شود، تا طراحی کند...تا باور کند که رویا، برآوردنی و به دست آمدنی است...او انسانی است اخلاقی، شاعر، سیاسی و سرشار از مهربانی و ایمان. 0 11 محمد شادمان 1403/6/4 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 202 1 8
بریدههای کتاب ابوالمشاغل محمّدپور 🇮🇷 1403/1/16 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 173 تحمل، منهدم نمیکند. انهدام، در یکنواختیِ تحمل است و در پیوستگیِ تحمل به تحمل به تحمل... 0 17 زهرا رستاد 1402/12/13 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 214 10 91 محمد 1404/2/22 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 81 این آه و ناله ها برای آن است که بدانی و باز هم بدانی _برای صد هزارمین بار_ که پیمودن راه نو ، گفتن حرف نو ، پدید آوردن کار نو ، درد دارد و مشقت و مصیبت. 0 4 هدی طالعزاده 1402/6/27 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 62 0 1 مژده ظهرابی دهدزی 1403/2/6 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 0 مریم محسنیزاده 1403/8/7 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 63 کوه را بر دوشِ خود، از کوه بالا میبرم. 0 3 محمد 1404/2/21 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 55 «برای یک سپاه ،حتی اگر یک سرباز به پیروزی هم برسد اما آن پیروزی،واقعی،عمیق،ماندگار،ومعتبر به اعتبار یک آرمان باشد، کافی ست.» 0 2 نگین خزایی 1404/1/10 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 24 دوستی ، ریشه در اعماق دارد؛ اعماق ازمنه ی از دست رفته ی بازنگشتنی تکرار نشدنی. 1 14 maryam torabi 1403/8/23 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 22 نکتهی خاص و گرانبها در دوستی شگفتانگیز ما این است که هیچکداممان، در طول این سالهای بلندِ پُرخاطره، خود را مختصری هم تغییر ندادیم تا شبیه دیگری کنیم. برای حفظِ دوستی، حذفِ شخصیّت نکردیم و به همْ باجِ «هر چه بخواهی، همان درست است» نداریم. محمود، محمودْ باقی ماند - با جملگیِ خصلتهایش، و منْ من ماندم. ما هر دو تغییر کردیم، فراوان، امّا هرگز شبیهِ هم نشدیم. اینْ رازِ بزرگ و محور اساسی دوستی ما بود. یکی در دیگری مستحیل نشد. یکی نسخهی بدل دیگری نشد. و یکی نکوشید که در راهِ تکدّی دوستی، خویشتنِ خویش فرو بگذارد... 0 6 مژده ظهرابی دهدزی 1403/2/6 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 9 یوسف 1402/4/16 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 7 مژده ظهرابی دهدزی 1403/3/10 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 2 nadi 1403/9/22 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 114 0 3 zizi 1402/12/26 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 101 آب پاکی را روی دستهایت بریزم برادر جان! ما برای مُردن روی این خاک، خلق شدهییم. خداوند، ما را، برای جنگیدن به خاطر این سرزمین، خون خوردن به خاطر این سرزمین، درد کشیدن و اشک ریختن به خاطر این سرزمین، و جان کندن و جان دادن در این سرزمین آفریدهاست. اگر چیزی به نام سرنوشت وجود داشته باشد، این، سرنوشت ماست... 0 1 علی نیکوبر 1403/8/2 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 119 0 9 نرگس فلاح بردبار 1404/4/6 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 117 ارزش و اعتبار درست بودن و ماندن هم تنها و تنها در همین است که علیرغم شرایط، درست باشیم و بمانیم، نه با اجبار و تهدید و توسری و شلاق 0 13 مژده ظهرابی دهدزی 1403/3/10 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 1 مژده ظهرابی دهدزی 1403/2/6 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 1 0 1 E,raj 1404/2/25 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 37 کسی که به رویا می رود و تهی دست بازمیگردد، بدون نیروی تازه و اراده ی صیقل یافته، یک بیمار روانی است و خطرناک برای آینده ی انسان؛ و کسی که می رود تا برانگیخته شود، تا طراحی کند...تا باور کند که رویا، برآوردنی و به دست آمدنی است...او انسانی است اخلاقی، شاعر، سیاسی و سرشار از مهربانی و ایمان. 0 11 محمد شادمان 1403/6/4 ابوالمشاغل نادر ابراهیمی 4.4 58 صفحۀ 202 1 8