بریدههای کتاب نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 578 اگر شما در کنار من نبودید، بزرگ میشدم، اما کوچک میماندم. 0 4 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 584 0 4 سیدحسین موسوی 1402/12/19 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 349 افکار و تصورات بی حد و مرزی داشت. از رؤیایی به رؤیای دیگر می رفت و هر مانعی را در عالم خیال از سَرِ راه برمیداشت. آدمی اگر روی پله اول چنین نردبانی قدم بگذارد، دیگر در جای خود نمیایستد و تا بینهایت بالا میرود. 0 4 سیدحسین موسوی 1402/11/8 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 56 0 2 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 539 0 3 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 485 دست یافتن به پیروزی نوعی سرمستی است و اگر نومیدی در جهان نبود، امید از هر قدرتی فراتر میرفت. 1 3 سیدحسین موسوی 1402/12/19 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 334 0 5 سیدحسین موسوی 1402/12/4 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 238 لوزدوپره:.... «رسم این است که هرکس با ما هم عقیده نباشد به او میگوییم جنایتکار» 🥲 0 16 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 487 کشیش گفت: به خدا بیندیشید. دیگر در زمین برای شما جایی نیست. 0 6 بهار 1404/5/19 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 21 _برای خودش چیزی نگه نداشت. سربازی گفت: _لابد گرسنه نیست. گروهبان گفت: _نه، برای اینکه مادر است. 0 3 سیده هدی پورمانی 1404/5/23 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 21 گروهبان زیر لب گفت: برای خودش چيزی نگه نداشت. سربازی گفت: لابد گرسنه نیست. گروهبان گفت: نه، برای اینکه مادر است. 0 4 سیده هدی پورمانی 1404/5/23 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 41 کشیشها هم سرباز شدهاند! دیگر نه اسقفها اسقفاند نه ژنرالها ژنرال! 0 4 بهار 1404/5/24 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 498 دردهای بزرگْ روح را بیاندازه وسعت میدهند. 0 3 سیده هدی پورمانی 1404/5/24 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 62 دریا هرگز خواستهاش را زودتر ابراز نمیکند. در گرداب همه چیز هست، حتی نیرنگ. به عبارتی دریا راه و رسم خود را دارد: پیش میآید و پس میرود؛ پیشنهاد میدهد و پس میگیرد؛ طرح طوفان میریزد و صرف نظر می کند؛ وعده گرداب میدهد و عمل نمیکند؛ شمال را تهدید میکند و به جنوب میتازد. 0 13 سیدحسین موسوی 1402/12/18 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 310 0 5 سیدحسین موسوی 1402/12/19 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 355 0 9 سیدحسین موسوی 1402/11/10 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 203 من اقیانوس ام. جزرومد دارم. به هنگام جزر عمق مرا میبینند و در وقت مَد، امواج بلندم را. 0 11 سیدحسین موسوی 1402/12/15 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 266 0 8 سیدحسین موسوی 1402/11/9 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 172 0 9 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 583 0 2
بریدههای کتاب نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 578 اگر شما در کنار من نبودید، بزرگ میشدم، اما کوچک میماندم. 0 4 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 584 0 4 سیدحسین موسوی 1402/12/19 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 349 افکار و تصورات بی حد و مرزی داشت. از رؤیایی به رؤیای دیگر می رفت و هر مانعی را در عالم خیال از سَرِ راه برمیداشت. آدمی اگر روی پله اول چنین نردبانی قدم بگذارد، دیگر در جای خود نمیایستد و تا بینهایت بالا میرود. 0 4 سیدحسین موسوی 1402/11/8 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 56 0 2 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 539 0 3 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 485 دست یافتن به پیروزی نوعی سرمستی است و اگر نومیدی در جهان نبود، امید از هر قدرتی فراتر میرفت. 1 3 سیدحسین موسوی 1402/12/19 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 334 0 5 سیدحسین موسوی 1402/12/4 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 238 لوزدوپره:.... «رسم این است که هرکس با ما هم عقیده نباشد به او میگوییم جنایتکار» 🥲 0 16 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 487 کشیش گفت: به خدا بیندیشید. دیگر در زمین برای شما جایی نیست. 0 6 بهار 1404/5/19 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 21 _برای خودش چیزی نگه نداشت. سربازی گفت: _لابد گرسنه نیست. گروهبان گفت: _نه، برای اینکه مادر است. 0 3 سیده هدی پورمانی 1404/5/23 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 21 گروهبان زیر لب گفت: برای خودش چيزی نگه نداشت. سربازی گفت: لابد گرسنه نیست. گروهبان گفت: نه، برای اینکه مادر است. 0 4 سیده هدی پورمانی 1404/5/23 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 41 کشیشها هم سرباز شدهاند! دیگر نه اسقفها اسقفاند نه ژنرالها ژنرال! 0 4 بهار 1404/5/24 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 498 دردهای بزرگْ روح را بیاندازه وسعت میدهند. 0 3 سیده هدی پورمانی 1404/5/24 نود و سه ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 62 دریا هرگز خواستهاش را زودتر ابراز نمیکند. در گرداب همه چیز هست، حتی نیرنگ. به عبارتی دریا راه و رسم خود را دارد: پیش میآید و پس میرود؛ پیشنهاد میدهد و پس میگیرد؛ طرح طوفان میریزد و صرف نظر می کند؛ وعده گرداب میدهد و عمل نمیکند؛ شمال را تهدید میکند و به جنوب میتازد. 0 13 سیدحسین موسوی 1402/12/18 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 310 0 5 سیدحسین موسوی 1402/12/19 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 355 0 9 سیدحسین موسوی 1402/11/10 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 203 من اقیانوس ام. جزرومد دارم. به هنگام جزر عمق مرا میبینند و در وقت مَد، امواج بلندم را. 0 11 سیدحسین موسوی 1402/12/15 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 266 0 8 سیدحسین موسوی 1402/11/9 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 172 0 9 سیدحسین موسوی 1402/12/29 نود و سه (آخرین رمان ویکتورهوگو) ویکتور هوگو 4.0 9 صفحۀ 583 0 2