جای قهرمان خالیست.
لابهلای جنگهای بر سر قدرت، خون و غارت
خیانت، وطنفروشی، تاریکی و تاریکی.
قهرمانی همچون نور میخواهیم ، باورپذیر،
که به هنگام نبرد، برایش نگران باشیم، آنقدر که دست به دعا برداریم؛
به تصمیمات، افکار و اعمالش مفتخر باشیم، آنقدر که تکهکلامهایش را هم تقلید کنیم؛
قهرمانی که به سختیاش روبروی دشمن افتخار کنیم و به بزلهگوییهایش مقابل دوست بخندیم.
بر جادههای آبی سرخ، با بهرهگیری از تاریخ، ارمغانآور قهرمانیست که جایش خالیست.
نور امیدی در جنوب وطن، میان تاریکیهای ایرانِ پس از صفوی و پیش از قاجار.
بر جادههای آبی سرخ، آمیزهایست از تراژدی؛
فراق و فقدان یار، زخم هموطن،
عاشقانهها؛ عشق به محبوب و همراهیهایش، عشق به خاک، ایمان راسخ
حماسه؛ نبرد، تصمیمات دشوار، یارانِ اندکِ خالص...
بر جادههای آبی سرخ کِشتی شناور در دل تاریخ و افسانهست که خواندنش به ایرانیان وطندوست پیشنهاد میشود.