مرتضی

@mortezak

10 دنبال شده

198 دنبال کننده

                      کتاب‌باز |
محصل فلسفه |
متخصصِ تمام نکردنِ کتاب |
                    
paragerafi
گزارش سالانه بهخوان

یادداشت‌ها

نمایش همه
                ۱- مخاطب این کتاب به گفته مؤلف، کسانی هستند که به نوعی از مشکلات عصبی و پیامدهای جسمی آن رنج می‌برند. خب طبق این گفته، میشه گفت تقریباً اکثر ما تا حدودی مخاطب این کتاب به شمار میاییم.
‌
۲- نویسنده در پی ارائه راهکاری عملی برای مواجهه با تنش‌های عصبی و روانی است. او معتقد است بخش زیادی از ناراحتی‌های جسمانی و ضعف‌های جسمی به امور ذهنی و تنش‌های عصبی ما برمی‌گردد که در صورت شناخت آن و یافتن یک راهکار مناسب، تا حد زیادی می‌توانیم به سلامت روان و جسم خودمان کمک کنیم.
با پرهیز از مباحث نظری و رفرنس‌های متعدد علمی و دانشگاهی، یک‌راست به سراغ راهکارهای عملی می‌رود.
‌
۳- راهکارهایی که ارائه می‌کند تا حد زیادی قابل اجراست. از پیشنهادهای غیرمعقول پرهیز می‌کند و بر این باور است که اگر بیمار راه خودش را در مقابله با تنش‌ها پیدا کند، می‌تواند به سرعت روند بهبودی را تحصیل کند.
مهمترین الگویی که ارائه می‌کند، پس از شناخت ترس، این چهار عنصر است:
«روبرو شدن    -   پذیرفتن   -   شناور ماندن    - مجال دادن»
‌‌
۴- با اینکه از زمان تالیف کتاب و ترجمه آن (چاپ اول سال ۱۳۷۳ بوده است و ویرایش دوم ترجمه برای سال ۱۴۰۱ است) مدت زمان زیادی گذشته است ولی مطالب هم‌چنان تازه و قابل استفاده می‌نماید.
        

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز باشگاهی ندارد.

فعالیت‌ها

مرتضی پسندید.
            این کتاب را در روزهای نمایشگاه کتاب تهران از ناشر خریدم. از چند سال پیش، در انتظار این کتاب بودیم و نویسندۀ محترم، نوید چاپ آن را داده بود؛ بنابراین، به محض خبردار شدن از چاپ آن، اقدام به خرید و مطالعه‌اش کردم.
کتاب حاضر، جلد اوّل از مباحث روش‌شناسی اجتهاد به قلم استاد ابوالقاسم علیدوست است. جلد دوم، با نام «نظریّۀ اطمینان» در آینده چاپ خواهد شد إن‌شاءاللّٰه. جلد نخست که این یادداشت دربارۀ آن است، از دو بخش تشکیل شده. بخش اوّل دربارۀ مفاهیم و اصطلاحات و کلّیّات است و بخش دوم، به بررسی مکاتب اجتهادی معاصر؛ مانند مکتب قناعت و صناعت و غیر این‌ها.
در مباحث روش‌شناسی این کتاب، به بیان کلّیّات بسنده نشده و برای هر مکتب اجتهادی، مثال‌هایی از میان متون فقیهان و اصولیان بزرگ ذکر می‌شود، برعکس بعضی از مباحث رایج روش‌شناسی که در آن، صرفاً به نحو کلّی و بدون ذکر مثال عینی، به بررسی مکاتب می‌پردازند.
در جای‌جای کتاب، نویسنده به جلد دوم کتاب اشاره کرده که هنوز منتشر نشده؛ ولی به امید خدا، در آیندۀ نزدیک منتشر خواهد شد. بنا به گفته‌های نویسنده، جلد دوم به هدف ذکر آسیب‌ها و بایسته‌های اجتهاد و طرح‌ریزی نظریّۀ برگزیده در روش اجتهاد است، امیدوار هستم که جلد دوم نیز به زودی منتشر شود.
در بخش‌های مختلفی از کتاب، شاهد اشتباهات تایپی و چاپی هستیم که نگارندۀ این یادداشت حدس می‌زند که شاید به علّتِ کمی عجله در انتشار کتاب باشد. شاید هم علّتی دیگر داشته باشد که از آن بی‌خبر هستیم. إن‌شاءاللّٰه در آینده، این اشکالات نیز رفع شوند.
دو نمونه از اشکالات:
۱. ص ۳۸۰، س ۱۲: عبارت «روایت منع» وارد شده که با توجّه به صدر کلام، به نظر می‌رسد صحیحش «روایت جواز» است.
۲. ص ۳۹۹، پاورقی: در این صفحه، دو پاورقی با شمارۀ «۱» وارد شده، در حالی که پاورقی دوم با این شماره زائد است.
          
مرتضی پسندید.
مرتضی پسندید.
            روحتون شاد که روحمون رو به پرواز درآوردین.
اولین کتابی که از شهید آوینی خواندم.با خواندن همین کتاب سی وچند صفحه ای متوجه میشویم که چرا ایشان را شهید اهل قلم می نامند.
نثر جذاب وخوش خوان کتاب نشان از قلم منحصربفرد ایشان دارد،که من را ترغیب به خواندن بقیه آثار ایشان کرده است.کتاب تاکیدی بر مرگ اندیشی است.
کتاب به صورت دلنوشته یا دست نوشته است.بصورت نامه ای به یک دوست.میتوان کتاب را درقالب داستان کوتاه قرار داد
برای شناخت شخصیت وتفکر شهید آوینی نمی خواهم به تصویر رسمی وکلیشه ای رسانه اکتفا کنم.قطعا بهترین راه شناخت مطالعه مابقی آثار می باشد.
جمله خاص کتاب:
می گویند پدر ما آدم،را نیز شیطان با آرزوی جاودانگی آفریده است ومن باور می کنم.
تمام جبهه های شرق و غرب مدیون نام توست
که با تفسیر خود انگار آنجا سقف و بام توست
بدون کاستی ها گفته ای آن‌چیز را باید
تو خود آنجا نبودی؟ بلکه بودی؟ممکن است،، شاید
به هر صوت کلامت هر ملک شادان همی گردد


          
مرتضی پسندید.
مرتضی پسندید.
            《تاریخ چیزهای بسیار را نمی‌داند
تاریخ به همان نسبت که نمی‌داند، دروغ می‌گوید.
تاریخ به همان نسبت که دروغ می‌گوید، ریاکار، فاسد و ستمگر است》

تا حالا از این دید و با این لطافت و سرسختی به امام نگاه نکرده بودم..
انگار تازه کمی ایشون رو شناختم :)

سه دیدار
 از دوران کودکی شروع می‌شود،
از شکل گیری شخصیت امام در دامن پرمهر مادر و صاحبه خانم (عمه ایشان) می‌گوید تا زمانی که تاریخ تغییر می‌کند!
ولی روایت ها، ساده و خطی نیستند!
در هر فصل از زمانی به زمان دیگر می‌رویم..
و این شاید برای همه پسندیده نباشد!

حال و هوای کتاب چه از نظر رویکرد سیاسی‌اجتماعی‌اش، و چه از نظر رنگ‌آمیزی‌محتواییِ حماسی و عاطفی‌اش بسیار دلنشین و لطیف است، که صدالبته این هنر آقای ابراهیمی است که همه چیز را برای خواننده لطیف می‌کند :)♥︎


صد حیف که 
《سه دیدار نیز چون «بر جاده‌های آبی سرخ» از کارهای ناتمام مرحوم نادر ابراهیمی است که با بیماری و مرگ ناگهانی این نویسندۀ بزرگ ادامه پیدا نکرد...》

کتاب چاشنی فلسفه دارد
سوالات درمورد چرایی دین را در فصل هایی که به پیر و مریدانش مرتبط است پاسخ میدهد..

سه دیدار کمی سخت خوان است و به عنوان اولین ها از نادرخان انتخابش نکنید!

این قلم، قلبم رو لمس میکنه :)
چقدر نوع نوشتار، لطافت و تفکرات آقای ابراهیمی جذاب است.
افسوس که در زمان خودشان اونجور که باید قدرشان دانسته نشد..

فصل های آخر از جلد دوم رو چندین بار خوندم
 دیدارهای طلبه جوان با آیت الله مدرس، آیت الله کاشانی و آیت الله بروجردی عالی بودن :)))))))
اگر دل بدید کاملا از لا به لای صفحات این کتاب میتونید رشد یک شخصیت رو درک کنید 👌
          
مرتضی پسندید.
مرتضی پسندید.

یک انگاره اساسی داره در ذهنم جاخوش می‌کنه: در یک نقاشیِ واحد، نمی‌توان داستان‌سرایی کرد. یعنی اگر نقاشی به یک داستان تاریخی ارجاع نداشته باشد، به شاهنامه یا داستان‌های انجیل یا چیز یاز این دست، مدیوم نقاشی، نمی‌تواند یک روایت بلند خلق کند. می‌تواند یک تصویر روایی شگرف و عمیق خلق کند، اما روایت بلند را بعید می‌دانم. این برداشت خام‌دستانهٔ یک ذهن شب‌اندیش هستش، سوراخ زیاد داره. حالا آندری‌یِف: ببینید، کتاب "هفت نفری که به دار آویخته شدند" مشخصا کلاژوار و نقاشی‌سان بود، "زندگی واسیلی" پر از صحنه نقاشی بود و رنگ بوم و تم اثر تیره بود. این اثر، "خندهٔ سرخ"، هم مشخصا و تماما رنگ‌آمیزی دارد. تعدادی زیاد میکرواستوری (همین بود اصطلاحش؟)، خرده داستان داره که مشخصا و تماما نقاشی کشیده شده است. پس استعاره تابلوی نقاشی به نظرم در تحلیل آندری‌یف بسیار کار می‌کند. پس لئونید آندری‌یف یک نقاشِ داستان‌سراست.