kimiyafard

kimiyafard

@karbarkimiya

1 دنبال شده

1 دنبال کننده

یادداشت‌ها

نمایش همه
kimiyafard

kimiyafard

1403/11/1

        " Looking back, her dreams had felt impossible and she had felt so courageous for believing in them. But now she realized those were never her dreams, not really. They had been dreams borrowed from stories, dreams she had clung to because she had yet to imagine her own dreams."

“Yes, I am a murderer. I enjoy hurting people. I like blood. I like pain.  I am a monster, but whether you remember it or not, I’m your monster, Evangeline.”

عاشق اپیلوگ آخر شدم و بالاخره نویسنده مثل همیشه اون درسی رو که از اول داستان می‌خواست بهمون بفهمونه رو گفت ... که هپیلی اور افتر ها همیشه یه شکل نیستن...و هر داستانی با پایان شاد تموم نمیشن اما لزوما پایان بد ندارن همیشه هزار جور پایان میشه داشت و من عاشقش شدم....لاو یو گاربر ♡
و امیدوارم در این مگنیفیسنت نورث داستان های جذاب دیگری از سمت کیااس،لالا عزیز هم بخونیم:)
اسکار احمق ترین و مغرور ترین شخصیت میرسه به آپولو (بِچ)
و اسکار ستاره با پتانسیل درخشش به کیاس تعلق میگیره مخصوصا با لالا شیپش میکنم...ایف یو نو یو نو
اسکار بچ بازی کسی نبست جز ارورا
اسکار امید و جنگیدنم تعلق میگیره به اونجلین عزیزم...
اسکار سیداکشن و پشن و فداکاری هم میدیم به جکس و سیب های عزیزش( که دیگه نیازشون نداره) :))))))))

" “You would have poisoned me?”
“I’ve been tempted on more than one occasion . . .” His eyes darkened as they lowered to her lips and stayed there."
      

0

kimiyafard

kimiyafard

1403/11/1

        عجیب بود که قلبم توانایی هندل این جلد رو داشت... 
الان که کتاب رو تموم کردم نمیخواستم بنویسم چون پر از حس غم، عشق، هیجان، خشم بودم و باید میزاشتم آروم بشم اما اگه ننویسم همه حسم میپره و لازمه که الان بنویسم.
من در این جلد برای احساسات جکس و اونجلین آب شدم..‌
دوست دارم خانوم گاربر برای هر فیت یه داستان بنویسه...
کیاس تا چند صفحه آخر دوست داشتم  و حتی دلمم میخواست که یه اسپین آف ازش داشته باشیم منتهی الان تا جلد بعد رو نخونم نمیتونم خشمم رو ازش کم کنه
 اسکار فریکی ترین شخصیت این مجموعه کسی نیست جز آقای آپولو (-_-#) این شخصیت از جلد اول تا آخر این جلد با روانی بازیاش اعصابم رو خورد کرد و ایشون توی لیست منفور های من میمونه ( با اینکه تا اواخر داستان دلم براش میسوخت)  
#بمیرم برات جکس...و همینطور تو اونجلین عزیزم

در مورد این جلد نقد های متفاوت و بدی گرفته بودم و همش منتظر باگ بزرگی در داستان میگشتم اما غیر یدونه که احساس میکنم قراره در جلد بعد پاسخ بگیرم چیزی نبود...
خیلی نقد خوندم که میگن میتونست کمک بگیره در زمان سفر کنه!! والا اگه دقت کنیم اسطوره که عمرا بهش کمک کنه چون اولا جکس باهاش مشکل داره و علت سفرش هم خب مسلما اسطوره نمی پذیره... و خب شاید بگین از اسسین( assassin) چرا کمک نگرفت چون میتونست سفر کنه؟ درباره این سوال دوست دارم جواب خانوم گاربر رو بشنوم ولی طبق چیزایی که خوندم هیچ فیتی از نظرشون این حرکت پایداری نیست چون خوندیم که  اولا زمان نمیزاره که تغییر زیاد بدیم و اگر هم تغییر کوچکی هم باشه یه چیز باارزش رو در زندگی از دست میدی‌‌... و البته که اسسین این کار رو برای جکس نمیکنه و البته در داستان میتونستند فیت های دیگه ای هم حضور پیدا کنن :) منتهی عدم وجودشون باگ حساب نمیشه.‌. وجود فیت های دیگه مثل فرق بین عالی و عالی ترِ...
و البته این رو هم تکرارکردن در این جلد که اگه خیلی به گذشته های دورتر سفر کنن زمان بیشتر مقاومت میکنه و عملا تغییری در زمان ایجاد نمیشه... همه ی این دلایل کتاب بنطر منطقی میان تا نقد هایی که سر باگ های داستان هست رد بشن...
      

0

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

چالش‌ها

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

بریده‌های کتاب

این کاربر هنوز بریده کتابی ننوشته است.

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.