ساجده جعفری

ساجده جعفری

بلاگر
@hamishebahar

469 دنبال شده

219 دنبال کننده

            جراح و متخصص زنان و زایمان
 علاقمند به روان‌پزشکی، فلسفه، جغرافیا، تاریخ و ادبیات
          

یادداشت‌ها

نمایش همه
         خط به خط این کتاب ، درس و ایده است. 
خیلی دلم میخواست با نویسنده اش صحبت کنم.‌
نویسنده، شرح اقدامات و ابتکارات خودش را در جمع آوری تیم مدیریتی، بازسازی. تعمیر، ساخت صفر تا صدی تجهیزات بیمارستانی، احداث بیمارستان‌های جدید، تامین مواد و داروهای مورد نیاز بیمارستانها در کل کشور ، آن هم در طی سالهای ۵۷ تا ۷۴ که زمان انقلاب، جنگ، تحریم بوده ، می گوید.
 یک جا از ابتکاراتش میگوید، 
شیشه ی دستگاه ساکشن، در زمان جنگ نداشتیم. تحریم بودیم. 
شیشه ی های خالی چهار کیلویی روغن مازولای آمریکایی را جمع آوری کردیم و آنها را مدرج و استریل کردیم و برایش درب ساختیم تا به دستگاه ساکشن وصل کنیم.
 از سفرهایش به کشورهای همسایه و دور و فهمیدن کار دستگاهها و نحوه ی ساخت آنها،  از نحوه ی اسارت شهید تندگویان و چگونگی عدم اسارت خودش، از اینکه چگونه توانست تکنولوژی ساخت ساده ترین تجهیزات مثل قیچی و پنس و.. تا پیچیده هاش مثل فرز دندانپزشکی را وارد کشور کند. از بازدیدهای مدیریتی و وزارتی و... می گوید.
نویسنده، در مذاکرات خریدش از چند چیز بهره می برد؛ زیبایی خدادادی و قد بلندش، خوش صحبتی و لبخند و شمّ تجاری اش.‌
در اغلب موارد ، ما اول با احساسمان انتخاب می کنیم و سپس با عقلمان ، آن انتخاب را توجیه می کنیم. این مسئله حتی در روسای مقتصد کارخانجات هم صدق می کند.‌
با تکیه به همین مسئله، نویسنده در اغلب خریدهایش ، موفق می شده که طرف مقابل را تسلیم‌ شروط پیشنهادی اش کند.‌
یکی از نکات کتاب ، عکسهایی بود که از نامه ها و احکام گرفته شده بود. در نامه های اوایل انقلاب، مخاطب همواره با کلمه ی برادر شروع می شده، اما در نامه های بعد از سال ۶۸، جایگزین کلمه برادر ، جناب آقا یا سرکار خانم شده است. 
ما کی از حالت برابری و برادری به حالت بالادستی و فرودستی و جناب و سرکار رسیدیم؟
در دوران مانور اشرافیت!  
ابتکارات و مطالعات، شجاعت و همت او برایم درس بود.‌
یک نکته ی جالب ، اینکه برای رویت پیشرفت فیزیکی ساخت بیمارستانها ، از عکس هفتگی استفاده می کرده نه متون روی کاغذ و گزارش پیشرفت.
با خواندن این کتاب تصمیم گرفتم ، تمام نمایشگاه‌های مربوط به حوزه ی تجهیزات و تاسیسات و مواد و..  پزشکی را ببینم‌.  
همچنین هر کسی یک بهار خدمت در دوران عمرش دارد. مهم است که از آن فرصت برای رشد خود و اطرافش استفاده کند و خالصانه هم باشد تا بعد از اینکه مورد بی مهری قرار گرفت ، دلش نسوزد.
آقای شهرستانی،  با دیدن بیمارستان‌های مختلف در کشورهای متنوع، بهترین نقشه ی ساخت بیمارستان برای هر اقلیم ایران را تعیین می کند و دیگر به جای  راهروهای گربه رو ، راهروهای فراخ آدم رو می‌سازد که هزینه و زمان تعمیرات را پایین می آورده.
در قسمتی از کتاب ، اشاره می کند که ما اگر می خواهیم موقع ظهور ، دچار بی نظمی و آشفتگی ناشی از انقلاب  نشویم ، بایستی هر کسی خودش را برای یک کاری آماده کند و در آن مورد مطالعه و تحقیق و عمل انجام دهد. 
      

6

        وقتی بخشی از مردم و ارتش آزاد سوریه ، در اعتراض به سیاست‌های بشار اسد، به اقدامات مسلحانه علیه دولت روی آوردند، کشورهای آمریکا و قطر و عربستان و ترکیه ، از آب گل آلود ماهی گرفتند و گروههای افراطی و تروریستی را از کشورهای مختلف مثل پاکستان و افغانستان  و چچن و ایغور چین و .. به داخل سوریه پمپاژ کردند و اسلحه و پول فراوان دراختیارشان گذاشتند تا به بهانه ی مبارزه با دولت بشار، زیرساخت‌ها و جمعیت سوریه را نابود کنند.‌ طوری شد که پس از سال اول جنگ داخلی سوریه، بیشترین کشته از مردم عادی و ارتش آزاد و نیروهای بشار اسد ، توسط داعش صورت گرفت. 
داعش بمب های بشکه ای که حاوی ۵۰۰ کیلو تی ان تی بود و در زیرش چاشنی وجود داشت از ارتفاع ۳۰۰۰ پایی روی ساحتمانهای بتنی سوریه می انداخت. این بمب‌ها باعث می شدند، حجم وسیعی از سیمان و خروارهای سمی ساختمانی وارد ریه ی اهالی ساختمانها بشود و افراد بیشتر از آنکه از انفجار فوت کنند، در اثر خفگی فوت می کردند. 
نویسنده،عضو سازمان پزشکان بدون مرز است و  حدود دو هفته هم در غزه بوده است اما آنقدر شرایط غیر قابل تحمل بوده که نتوانسته دوام بیاورد و آنجا را ترک کرده. وی در کتابش می گوید اسرائیل به هیچ یک از قوانین بین المللی در رابطه با سازمان‌های بشردوستانه ازجمله صلیب سرخ پایبند نیست و سربازانش رسما ما را دیوانگانی که مستحق  مرگ هستند،  می دانستند. 
وی، صادقانه تمام تجربیات خودش را در اختیار پزشکان قرار می داده و ا‌کنون هم بنیاد دیوید نات برای آموزش جراحی تروما به جراحان عمومی تلاش می کند. وی یک دورگه ی بریتانیایی برمه ای هست و علاوه بر مهارت جراحی، خلبان هواپیما نیز هست . داستانهای مهیجی از جراحی هایش با جزئیات بیان می کند که هر کسی را به وجد می آورد
هم ترجمه ی کتاب عالی بود و هم‌متن اصلی پربار و بدون جزئیات خسته کننده. 
به من اعتماد به نفس و انگیزه داد تا راهی را که شروع کردم برای سامان دادن به وضع نازحین سوری،  به پایان برسانم.


      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

11

        در ایام شهادت  و ولادت حضرت زهرا (س) این کتاب را به صورت صوتی شنیدم و واقعا عالی بود. بعید می دانم که حوصله ام به نسخه ی چاپی می کشید. پایان کتاب مرا به غروب عاشورای خرداد ۱۳۷۳ در دوران نوجوانی ، برد که وفتی از عزاداری روستای اجدادی برگشته بودم، تلویزیون را که روشن کردم ، خبر بمب گذاری حرم امام رضا (ع )را پخش کرد و من بهت زده شدم. 
در این کتاب فهمیدم ، نبی به دو معناست: خبر داده شده و خبردهنده.  یک مقام معنوی است که برای زن و مرد مساوی است و حضرت زهرا دارای اين منزلت بوده اند که جبرئیل با ایشان حرف می زده و خبر می داده. 
رسول ، یک شغل  است که به بعضی انبیاء از طرف خدا داده می شود و به سبب قدرت جسمی مردان و امکان مخالطه ی آنها با مردم، فقط به جنس مذکر داده می‌شود. 
 مقام نبی و رسول می تواند برابر باشد. 
حجاب ، لباس جسم و حیا، لباس روحه
حجاب امری جمعی و حیا امری فردی هست. 
پس حجاب برای حفط یک اجتماع لازم هست و نمی توان به حیای درونی هر فرد ، اکتفا کرد چون میزان آن در افراد، متغیر است. 
استاد بانکی مباحث کتاب بخصوص حیا را در دوران دانشجویی ام در دانشگاه اصفهان صحبت کردند . به نظرم خوش فکرانه آمد که آن سلسله سخنرانی ها به آقای دانشگر و رضایتمند داده شده تا به شکل یک رمان در بیاورند. قطعا کمتر جوانی سراغ کتابی که عنوانش " سخنرانی " باشد ، می رود اما وقتی احساس کند رمان است، آن را راحت تر شروع خواهد کرد. 
اشاره ی کتاب به یک واقعه ی تاریخی که در آن شهدا ، بیشتر  زن بودند نیز ، به جا  بود. 
یکی از نکات جالب کتاب، اهمیت جایگاه زن به عنوان  تدارکات پشت صحنه هست. 
کسی که فرزندان و اطرافیانش از او انرژی می گیرند و به خاطر او ، هر کاری می کنند و با مشکلات ، دست و پنجه نرم می کنند. 
درست مثل نقشه پرداز و فرمانده در جنگ که خودش نباید مستقیم ، در خط اول ، بجنگد ، چرا که اگر بمیرد ، کسی نمی تواند جایگاه او را پر کند. 
 

      

12

        علاقه ی آقای ضابطیان‌ به آشپزی در این کتاب هویداست.‌دیدار با انواع رستوران‌ها و غذاها و آشپزها.
نگاه فراجنسیتی  کانادا به شهروندان با گذاشتن گزینه های x ,f, m در کارت شناسایی ها مرا باد یکی از آرزوهام‌ انداخت .‌
روزی که پسرم می خواست به اردوی‌ پدر پسری برود و پدرش نمی توانست همراهش باشد، آرزو کردم ای کاش دکمه ی تغییر جنسیت‌ داشتم‌  و  می توانستم در این مواقع از آن استفاده کنم. 
البته که از دگرباشان جنسی متنفرم. 
خیلی خنده دار است که کانادا هنوز هم‌مستعمره ی انگلیس است و ارتش ندارد.
ایده ی پخت ته دیگ به شکل کیک و همبرگر و پیتزا و گل و بستنی، برایم جذاب بود.‌ 
مشخص است که موزه های زیبا و درس آموز در کشورهای با تاریخ چندهزارساله موجودند مثل ایران نه کانادا. 
نویسنده بازدید خود از موزه های مزخرف کانادا را هدر رفت پولش دانسته که قطعا همین است.
تکنولوژی صفحه ی نمایشگر ۳۶۰‌درجه ای  موزائیکی که  دنیا را از چشم‌ حشرات نشان می دهد مرا یاد ساخت اتوموبیل توسط انسان انداخت که‌چون خودش دو تا چشم در جلوی سر دارد ، برای ماشین هم دو تا چراغ در جلو تعبیه کرده. احتمالا اگر چشم‌ شبیه حشرات داشتیم دایره ای از چراغهای لانه زنبوری برای ماشین می گذاشتیم.
آموزنده ترین قسمت کتاب مربوط به رستوران نابینایان در تورنتو بود. قطعا باید مشابه آن در ایران ایجاد شود. تجربه ی نویسنده به ما می فهماند که منشا بسیاری از غمها،  حسادتها ، چاپلوسی ها نعمت بینایی است. اینکه می بینیم دیگران زیباتر یا پولدارتر هستند اما وقتی نمی بینیم ، همه ی آدمها را مثل هم می دانیم و دوست داریم و براساس اخلاقشان قضاوت می کنیم. 
نبودن بینایی سبب پیشرفت ۴ حس دیگر در کورها می شود و علاوه بر آن قدرت تجسم فضایی و حافظه در آنها بالا می رود طوری که فقط با استفاده از این قدرت می توانند جای هر فرد در رستوران را بدانند. 
همچنین ما در ارتباط با دیگران با چشمان و حرکات صورتمان به آنها ، مقصودمان را می فهمانیم‌ درحالی که نابینایان  فقط می توانند حرف بزنند.
کانادایی ها nice هستند، به تو لبخند می زنند و احترام می گذارند اما حتی ذره ای بخشش ندارند برعکس ایرانی ها که kind هستند و ممکن است جواب لبخند تو را با نگاه آزارنده بدهند اما سر موقع به کمکت بیایند. 
نویسنده می گوید نمی دانم کدام بهتر است؟ 
از نظر من داشتن هردو عالی است اما اگر قرار باشد فقط یکی را انتخاب کنیم من ترجیح می دهم طرف مقابلم kind باشد و در بزنگاه ها کمکم کند. لبخند خشک و خالی به چه درد می خورد؟ 
وحشیانه ترین اقدام دولت کانادا، جدا کردن اجباری کودکان بی گناه بومیان کانادا از مادرانشان و فرستادن آنها به کلیسا ها تحت عنوان رستگار کردن آنها بود. به طوریکه کودکان بی گناه زیادی در اثر شکنجه و گرسنگی در این کلیساها جان باختند و در گورهای دسته جمعی دفن شدند و نسل بومیان هم رو به انقراض رفت پاپ هرگز عذرخواهی نکرد. 
درحال حاضر دولت کانادا روز نارنجی را به بزرگداشت این کودکان اختصاص داده‌ . 
این جریان مرا یاد غزه می اندازد. احتمالا در صورت پایدار ماندن اسرائیل و کشتار تمام مردم غزه، چندسال بعد اسرائیل هم روزی را به یادبود غزه ای ها اختصاص می‌دهد انگار که بیگانگانی از خارج ، در این فاجعه دست داشته اند!! 
فرهنگ چیزی هست که غربت هم نمی تواند از آدم اصیل آن را بگیرد. 
      

16

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

بریده‌های کتاب

این کاربر هنوز بریده کتابی ننوشته است.

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.