بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

سپهر ناصری

@SepehrNaaseri

221 دنبال شده

76 دنبال کننده

                      نویسنده و شاعر
                    
Sepehr_Naaseri
Chera_Adabiat

یادداشت‌ها

                چرا آرامش نایاب شده؟

به عنوان یک انسان برای هرکدام از ما پیش می‌آید که احوال خوبی نداریم و در دنبال لحظه‌ای آرامش زمین و زمان را دشنام می‌دهیم، دچار حمله عصبی می‌شویم و سعی میکنیم نفس عمیق بکشیم، شاید این موضوعات در روزگار نسل‌های پیشین ما کمتر پیش می‌آمد و در این اندازه که قشر بزرگی از جامعه با آن آشنایی دارد یا آن را تجربه کرده.

کودکی که با لالایی مادر گوش می‌دهد و کلام مادر را درک نمی‌کند اما از آوای آن آرام می‌گیرد و می‌خوابد. آسمانی که روزگاری صفحه نمایش انسان برای شب بود تبدیل به علمی مخصوص ستاره‌شناسان شده و جز اندکی علاقه‌مند کسی به این سیاه و سپید درخشان نگاه نمی‌کند. 
موسیقی، آسمان، طبیعت، مذهب و بسیاری چیزهای دیگر که می‌توانند زندگی ما را ساده‌تر و آرام‌تر از امروز کننده، از موضوعاتی هستند که می‌توانند در این کتاب برای خواننده مفید باشند، همه‌ی توصیه‌ها  برای افراد از جذابیت یکسانی برخوردار نیستند اما هرکسی ‌می‌تواند آنچه برای اوست پیدا کند.
        
                کتاب خاطرات یک آدمکش داستانی جنایی با درون مایه‌ی روانشناختی است که دغدغه‌های نویسنده اثر ،کیم یونگ‌-ها، در برخورد با بیماری خود، فراموشی، را در قالب داستان به تصویر می‌کشد. 
در این داستان نسبتاً کوتاه همراه قاتل بازنشسته‌ای می‌شویم که در دهه‌ی هفتم زندگی مبتلا به زوال عقل می‌شود و ما را همراه با خود به دنیایی متفاوت وارد می‌کند کسی که تمام زندگی خود را با کشتن دیگران سپری کرده اکنون شاعری لطیف است که در حال فراموشی دنیاییست که در آن زیسته. در این بین شخص دیگری وارد داستان می‌شود که فریبنده و قاتل دختران جوان است و شخصیت اصلی داستان را به تکاپو وا می‌دارد تا از جان دختر خود محافظت کند. او که پس از بازنشستگی سال‌ها روح و روان خود را با شعر و ادبیات تغذیه کرده اکنون مجبور است به ذات خونسرد و رعب انگیز خود بازگردد برای این اخرین قتل.
داستان که از زبان قاتل شاعر روایت می‌شود، لحنی بسیار ساده و بی‌غل و غش دارد، گرچه روایت اصلی داستان در عصر حاضر است اما سال‌های تاریک پس از جدایی دو کره را در خاطرات خود به شکلی ملموس به تصویر می‌کشد.
کودکی نویسنده به دلیل مسمومیت با دود زغال سنگ به طور کلی از حافظه‌ی او حذف شده و نویسنده به واسطه‌ی این خاطرات از دست رفته، به شیوه‌ای استادانه کتاب خاطرات یک آدمکش را ساخت و دنیای یک فرد دچار بیماری آلزایمر را به شیوه‌ای حقیقی خلق کرد.
داستان کیم یونگ-ها اگرچه بسیار کم حجم است اما جزئیات کافی، با دقت بسیار تصاویر را مقابل چشم خواننده می‌سازند و دنیای آدمکش ما را به خوبی به تصویر می‌کشد، گویی که به راستی خاطرات روزانه یک آدمکش به شکل معجزه آسایی به دست خوانندگان رسیده و ما را در این سفر فراموشی با خود همراه می‌کند.
این کتاب همانطور که از نامش پیداست در ژانر جنایی نوشته شده اما به مسائل اجتماعی، فلسفی و روانشناسی توجه ویژه‌ای دارد و روایتی تک بعدی از یک آدمکش فراموشکار را ارائه نمی‌دهد.
در این ماجرا شکاکی و بدبینی افراد مبتلا، دنیای در حال تغییر بیمار و جدا افتادگی این پیرمرد از دنیا احساساتی آشنا برای خواننده پدیدار می‌کند که این روایت را هرچه بیش‌تر خواندنی می‌کند.
در میانه‌ی کتاب شعری ساده و پر مغزی می‌خوانیم که به قلم قاتل شاعر نوشته شده و احساسات او را شرح می‌دهد:
پس در فنا نه شکلی هست،
نه حسی، نه فکری، نه طریقی،
نه شعوری.
نه چشمی، نه گوشی، نه دماغی، نه زبانی، نه تَنی، نه ذهنی.
نه رنگی، نه صدایی، نه بویی، نه طعمی، نه لمسی.
نه ادراک ذهن،
نه ادراک حس
نه جهلی، نه دانشی،
نه حاصلِ جهلی.
نه هلاکی، نه مرگی،
نه پایانی بر این‌ها.
نه دردی هست و نه دلیل دردی،
یا تسکین درد، نه صراط مستقیمی
که درد سرمنزل اوست.
نه حکمتی که حاصل آری!
که حاصلْ خودْ همه فناست.
از دیگر آثار نویسنده می‌توان به "گل سیاه"، "تجسم ویرانگر رابطه‌ی میان واقعیت و خیال" و "تأملی باریک‌بینانه بر امکان بیرون ماندن از جمع یک ملت" اشاره کرده، همچنین از کتاب حاضر، خاطرات یک آدمکش، 2 اقتباس سینمایی با همین نام صورت گرفته است.

سپهر ناصری - میر 
        
                حرص و طمع انسان از گوشت شروع شد و با توقف مصرف آن نیز به پایان می‌رسد.

هدایت بی‌نظیر بار دیگر دست به قلم برده و این بار جستار یا مقاله‌ای  نوشته در باب گیاه‌خواری. هدایت در آغاز، حکایت احشام پرورشی انسان را - چون  شخصیت مفلوک بوف کور - با روایت خود شرح می‌دهد، سرگذشت دردناک این حیوانات را برای انسان، این قاتل بی‌رحم به تصویر می‌کشد، که چگونه کره (بچه) حیوان را از او دور می‌کند و مقابلش سر می‌برد.

شاید بتوان گفت بخش علمی این کتاب باب طبع افراد غیر گیاه‌خوار نیست چون کسی امر می‌کند نباید گوشت بخورند و در ادامه شروع به نطق دلایل خود می‌کند، اما از منظر یک خواننده ادبیات این کتاب می‌تواند، باری دیگر قطره‌ای از دنیای هدایت را به علاقه‌مندان قلم او برساند.
در این کتاب بیش از همیشه با حقیقت صادق هدایت بدون حجاب داستان همراه می‌شویم و خشم او را نسبت به دنیا و آدمیان می‌بینیم، که به گمان نویسنده این حجم از تنفر مکتوب نویسنده تنها به دلیل اهمیت  ارزش زندگی حیوانات  نیست و بیزاری نویسنده از دنیا و آدمیان شدت کوبندگی این سطور را دوچندان کرده است.

در محتوای علمی مقاله، اطلاعات مفید و قابل توجهی از تحقیقات و کارآزمایی‌های انجام شده در این زمینه نقل می‌شود که می‌تواند دانش (و شاید علاقه) خواننده را نسبت به گیاه‌خواری افرایش دهد.
صحت و درستی برخی مطالب مشروح در کتاب بعد از گذشت زمان از درجه اعتبار ساقط شده‌ و بسیاری همچنان پا برجا هستند. تشکر و قدردانی لایق چنین نویسنده‌ایست که به جمع آوری این مطالب اهتمام ورزید و فرهنگ‌سازی نسبت به آمور نو ظهور را در عصری که چنین مسائلی فاقد اهمیت بودند فراموش نکرد.

«اگر انسان گاهی بعضی از حیوانات را می‌پروراند یا دوست دارد برای احترام به زندگانی و حس اخلاقی نمی‌باشد بلکه تنها از روی خود خواهی و منفعتی است که از آنان می‌برد تا اینکه وقت خوردن آن‌ها برسد، و در حقیقت فریبندگی دورویی و تمسخر به انسانیت است.» 

سپهر ناصری - میر
        
                همراه شیطان می‌شوید؟
سوال مهم این کتاب از زبان غریبه‌ای مطرح می‌شود که همه‌ی هست و نیست خویش را از دست داده اما همچنان بسیار ثروتمند است ولی بزرگ‌ترین دارایی‌اش را از دست داده و سرگردان همراه با شیطانی به دنبال جواب میگردد.

آیا کسی حاضر است بخاطر ۱۰ شمش طلا آدمی را بکشد؟

آیا مردم بی‌آزار روستایی دور افتاده همانطور که هستند می‌نمایند؟ داستان همه‌ی افراد را دچار دگرگونی می‌کند، گاه چهره‌ی افرادی تغییر می‌کند که سال‌ها ادعای مهربانی و بزرگی داشتند و گاه چهره معصومی فداکار را دگرگون.

در این ماجرا نبرد خیر و شر متفاوت پدیدار می‌شود و شخصیت‌های داستان را درگیر مسئله‌ای می‌کند که سال‌هاست از آن دور بوده‌اند، امکان انجام پلیدی و گناه، مردمانی که به اخلاقیات خود می‌بالند با وسوسه وجودی همراه می‌شوند، کسانی که با سفسطه و سیاست سیاه را سپید و پلیدی را نعمت می‌دانند.

پائولو کوئیلو نویسنده‌ای با ذهن و فکری متفاوت از نویسندگان روزگار خود داستانی را روایت می‌کند که خواننده را به تفکر وا می‌دارد، انتخاب‌های انسان را به چالش می‌کشد و جرأت خواننده همدل (کسی که خود را به جای شخصیت اصلی داستان می‌گذارد) را به چالش می‌کشد.

در این داستان  در کنار موضوع اصلی به مسئله‌ی سنت و مدرنیته نیز پرداخته می‌شود، که چه عیوبی در پایبند بودن به سنت، زندگی ساده و عدم تغییر وجود دارد و همچنین چه مصائب و مشکلاتی انسان امروزی را در این دو مکان دنبال می‌کند. 

می‌توان نام این اثر را  شیطان و فرشته نیز گذاشت اما سوال این جاست فرشته کیست؟ شیطان کیست؟

سپهر ناصری - میر
        

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز باشگاهی ندارد.

فعالیت‌ها

گربه را دیدند سنگی نشسته‌بود ساکت و آرامماه از آن بالا چه دید؟

جهان از زوایه دید دیگری

8 کتاب

برای چرایی این لیست دوست دارم یک خاطره تعریف کنم یک روز سر کلاس یکی از همکارها اتفاق جالبی افتاد که برای من تازه کار درس زندگی بود. تصور کنید یکی از بچه ها سر کلاس از زوایه دید متفاوتی ساختمان را نقاشی کشیده بود متاسفانه به خاطر ارائه زاویه دید متفاوت از ساختمان و فراتر رفتن از چارچوب طرح درس آن جلسه مورد تمسخر دوستانش قرار گرفته بود. بعدها که همکارم این خاطره را تعریف می کرد از او شنیدم که برای دلداری دادن به این دانش آموز در مورد خلاقیت و زاویه دید متفاوت به روشی که برای بچه ها قابل فهم باشد سر کلاس حرف زده بود. راستش این خاطره برای من تازه کار به این دلیل آموزنده است که گاهی فراموش می کنیم حقیقت هر چیزی در جهان می تواند از زوایای دید متفاوتی به تصویر کشیده شود و متاسفانه اگر دانش آموزی بخواهد یک مبحث را از چند زاویه دید کشف کند در سیستم آموزشی که سر و تا پایش اصرار به همانند سازی دارد به طرد شده گی و کج فهمی محکوم می شود. در واقع این لیست برای یادآوری به خودم است که برای گذر از همانند سازی سیستماتیک این روزهایمان کاش همراه کودک در مسیری قدم گذاشت که دیگری و حقیقت را از زوایای متعدد کشف کند.