s. khalili

s. khalili

@Sara_

188 دنبال شده

157 دنبال کننده

            تو مرا جان و جهانی 
چه کنم جان و جهان را ؟
          

یادداشت‌ها

نمایش همه
                سلام و‌نور 
داستان زنی است تنها که از چند بعد زندگی او به تصویر کشیده شده ،زنی که برای ادامه ی زندگی و داشتن فرزندش که حق مسلم اوست می‌جنگد ،زنی که مشت مشت دارو می خورد تا روی پا بایستد  و همچنان می جنگد  تا خودش ، زندگی اش واین که بعد از مرگ شوهرش حق زندگی را دارد اثبات کند .
در تنهایی ،تنهایی نه به معنای وجود فیزیکی آدم ها نه، حس تنهایی و عدم امنیت 
زن بودن سخت است  ،مادر بودن سخت است ،تنهایی به معنای واقعیه تنهایی سخت است ،انتخاب سخت است ،تصمیم گیری سخت است ،حتی عاشق شدن هم سخت است ،ازدواج مجدد سخت است .....کلا زندگی سخت است 
پایان داستان و دوست نداشتم .....همیشه پایان داستان به این خوبی نیست ،شاید هم به این بدی .....(زاویه ی دید متفاوت )
اینکه نویسنده یک خانم است خانم نورا اصفهانی و سعی داشته زندگی یک خانم (بیشتر از لحاظ احساسی ) که بعد از همسرش و نگاه های تلخ جامعه رو به این قضیه نشان دهد مشخص است که دغدغه ی او و زنان جامعه است  ،موردی که بارها با آن روبه رو شدیم،شنیدیم ،
دیدیم( ازدواج موقت ...)پنهانی به خاطر قضاوت شدن ؟ شاید اگه شخصیت داستان مرد بود خیلی روند داستان فرق می کرد ... با احترام به آقایون🌺 ولی قطعا برای اونها خیلی سخت نخواهد بود 
داستان مسیری شاید خیلی جذاب نداشته باشد , پس نه میگم بخوانید نه میگم نخوانیدمن به پیشنهاد عزیزی با این کتاب اشنا شدم و البته از خواندنش  پشیمان نیستم ولی قطعا از دید یک خانم ،یک مادر  فرق دارد ,تابوهایی که هنوز هم در جامعه وجود دارد درست است خیلی کمرنگ شده نسبت به ایام قدیم اما همچنان هست ..
زن بودن سخت است, 
یه زن می‌جنگه پای آرزوهاش.

        

4

                سلام و درود 
در چالش بهخوان شرکت کردم و با این کتاب آشنا شدم ،داستان زنی که  دربستر بیماری ست و با روزهای سخت  بیماری دست و پنجه نرم می‌کند بیماری ناشناخته ،تا اینکه با ورود یک حلزون به دنیای او رنگ و بوی زندگی این خانم تغییر می‌کند ،داستان واقعیست بعدها ایشون به تحقیق در مورد این دوست دوست داشتنی خود می پردازند ...
و اما حلزون من اصلا به حلزون دقت نکرده بودم ،اصلا فکر نمی‌کردم یه همچین موجودی دنیای به این بزرگی داشته باشه . با خوندن این کتاب 
یک واحد زیست جانوری رو پاس کردم 🤭 به حلزون نگاه ویژه ای شده بود در مورد تمام مسائل اون توضیح داده شده بود و چقدر مقاله و کتاب راجع به این موجود کوچولو نوشته شده ...
فقط به این نتیجه رسیدم ما انسانها بیشترمون نسبت به دنیای اطرافمون بی تفاوت هستیم و به این زندگی ماشینی خو گرفتیم ،خلقت این موجود و بسیاری دیگر از موجودات و جانوران و حشرات و گیاهان .. بسیار بسیار پیچیده ست ،شاید اگر این خانم در بستر بیماری نبود انقدر این موضوع  برای ایشون قابل اهمیت نبود ،....
داستان و به قولی  نا داستان عجیبی بود یک مقاله ی پر بار  درباره ی حلزون که به شکل داستان نوشته شده بود .... 
نوشته های از  کتاب :
همه ی ما ژنهایی داریم که به دلایل ناشناخته در وضعیت خاموش هستند ،
حلزون حافظه دارد ،می تواند بوها و مزه ها را پیش خود نگه دارد
هنگامی که کشوری با قحطی روبه رو می‌شود چه می شد اگر همه ی انسانها به خوابی عمیق فرو بروند تافصل رویش جدید آغاز شود .
حلزون بعد از جفتگیری بلافاصله  اقدام به تخم گذاری نمی کند عمل لقاح در بدن او شکل می‌گیرد وتا وقتی جا و مکان مناسبی پیدا نکند تخم نمی‌گذارد ممکن است این پروسه ماه ها به طول انجامد و بعد آنها را در زیر خاک مدفون می کند .
خیلی عجیب بود من دوست داشتم کتاب رو ممنون از بهخوان
        

9

باشگاه‌ها

بریده‌های کتاب

نمایش همه

فعالیت‌ها

s. khalili پسندید.

22

s. khalili پسندید.

7

25 دقیقه پیش

خواهم که به خلوتکده ای از همه دور که من باشم و من باشم و من باشم و من .... ویک کتابخانه ی بزرگ 👌👌👌

5

s. khalili پسندید.
کتاب عجیبی‌ست؛ فکر کردم قرار است سه نوع مطالعه را شرح دهد و سه مدل کتاب‌خوان معرفی کند: خواننده‌ی مسافر، کتابخوانِ برج‌عاج نشین و خوره کتاب.

اما اینطور نيست. این کتاب بسیار تخصصی‌ست. در واقع نویسنده، این سه استعاره و چندین زیرمجموعه‌ی آن‌ها را ریشه یابی می‌کند. مثلا می‌گوید اینکه جهان را به منزله یک کتاب در نظر گرفته اند، ریشه در کتب ۱۲ سال قبل از میلاد دارد و در کتب مقدس نیز از این استعاره استفاده شده و چنین و چنان.

خلاصه که نویسنده انصافا پژوهش کرده و برای نوشتن این کتاب، زحمت فراوانی کشیده. ولی همانطور گفتم این کتاب قرار نیست انواع مطالعه یا انواع خواننده‌ها تحلیل کند، کار این کتاب چیز دیگری‌ست.

خواندن این کتاب می‌تواند قوه کنجکاوی شما را ارضا کند اما آنچان به درد بخور نخواهد بود -حداقل من اینطور فکر می‌کنم.

یک مورد عجیب هم به چشمم خورد که حقیقتا باعث تاسف بود؛ در قسمتی از کتاب نویسنده، "محی الدین بن عربی" را سیاح عرب قرن ۱۲ معرفی کرده(!) و یکی از سخنان او را بسیار دم دستی و سطحی توضیح داده و به حرف‌های خودش سنجاق می‌کند! از این بخش هیچ خوشم نیامد...

نکته بعدی هم مدل ترجمه کتاب است. بعضی فکر می‌کنند هرچه سخت‌فهم‌تر اثری را ترجمه کنند، خفن‌تر به نظر خواهند آمد. این کتاب، مصداق بارز همین مفهوم است. جملات بلند و قر و قاطی که گه‌گاه باید روی‌شان مکث و تامل کنی که شاید متوجه سخن نویسنده شوی. همگی به لطف ترجمه درهم ورهم و شیوه نگارش مترجم.
            کتاب عجیبی‌ست؛ فکر کردم قرار است سه نوع مطالعه را شرح دهد و سه مدل کتاب‌خوان معرفی کند: خواننده‌ی مسافر، کتابخوانِ برج‌عاج نشین و خوره کتاب.

اما اینطور نيست. این کتاب بسیار تخصصی‌ست. در واقع نویسنده، این سه استعاره و چندین زیرمجموعه‌ی آن‌ها را ریشه یابی می‌کند. مثلا می‌گوید اینکه جهان را به منزله یک کتاب در نظر گرفته اند، ریشه در کتب ۱۲ سال قبل از میلاد دارد و در کتب مقدس نیز از این استعاره استفاده شده و چنین و چنان.

خلاصه که نویسنده انصافا پژوهش کرده و برای نوشتن این کتاب، زحمت فراوانی کشیده. ولی همانطور گفتم این کتاب قرار نیست انواع مطالعه یا انواع خواننده‌ها تحلیل کند، کار این کتاب چیز دیگری‌ست.

خواندن این کتاب می‌تواند قوه کنجکاوی شما را ارضا کند اما آنچان به درد بخور نخواهد بود -حداقل من اینطور فکر می‌کنم.

یک مورد عجیب هم به چشمم خورد که حقیقتا باعث تاسف بود؛ در قسمتی از کتاب نویسنده، "محی الدین بن عربی" را سیاح عرب قرن ۱۲ معرفی کرده(!) و یکی از سخنان او را بسیار دم دستی و سطحی توضیح داده و به حرف‌های خودش سنجاق می‌کند! از این بخش هیچ خوشم نیامد...

نکته بعدی هم مدل ترجمه کتاب است. بعضی فکر می‌کنند هرچه سخت‌فهم‌تر اثری را ترجمه کنند، خفن‌تر به نظر خواهند آمد. این کتاب، مصداق بارز همین مفهوم است. جملات بلند و قر و قاطی که گه‌گاه باید روی‌شان مکث و تامل کنی که شاید متوجه سخن نویسنده شوی. همگی به لطف ترجمه درهم ورهم و شیوه نگارش مترجم.
          

9

درود بر شما چه یادداشت بلند بالایی 👏👏 ممنون بابت یادداشت منم تو لیست دارم که بخونم به زودی

دخترِ سَروان(روسیه، 1836) نوشته ی الکساندر پوشکین: این اثر، رمانی تاریخی درباره ی یکی از بزرگترین شورش های رعیت ها در امپراتوری روسیه است. در اواخر قرن هجدهم، رعیتی به نام «یملیان پوگاچف» که خود را امپراتور فقید روسیه یعنی «پتر سوم» معرفی می کرد، در شرایطی نامعلوم درگذشت. «پوگاچف» ارتشی به وجود آورد و توانست قسمت بزرگی از مناطق ی میان «رود ولگا» و «کوهستان یورال» را تحت کنترل خود درآورد. داستان این کتاب، در یکی از شهرهای تحت کنترل او رقم می خورد و به ماجرای عاشقانه ی میان یک افسر و دختری جوان می پردازد که پدر و مادرش در یکی از اعدام های مشهور «پوگاچف» کشته شده اند. در دل تلاطم‌های تاریخی روسیه، «دختر سروان» نوشته‌ی الکساندر پوشکین، شاهکاری بی‌زمان، روایتی از عشق، شورش و وفاداری را پیش روی خواننده می‌گستراند. این داستان که در قرن هجدهم می‌گذرد، داستان پتروشا، جوانی از خانواده‌ای اشرافی است که به دستور پدرش برای خدمت نظامی به سرزمین‌های دورافتاده فرستاده می‌شود. در این مسیر، پتروشا عشق واقعی را در ماری، دختر فرمانده‌اش، می‌یابد. در همین هنگام‌ها، شورشی بزرگ به رهبری پوگاچف، سکوت زندگی آرام آن‌ها را می‌شکند. پوشکین با زبانی شاعرانه و توصیفاتی دقیق، تصویری زنده از روسیه قرن هجدهم ارائه می‌دهد که خواننده را به عمق رویدادهای تاریخی و انسانی می‌کشاند. «دختر سروان» نه‌تنها داستانی عاشقانه است بلکه بستری برای مفاهیمی چون شرافت، وفاداری و تضادهای اجتماعی ایجاد می‌کند تا آن‌ها را دوباره واکاوی کند. پوشکین با استفاده از شخصیت‌هایی عمیق و چندبعدی، همچون پوگاچف شورشی، به بررسی پیچیدگی‌های روح انسانی و تاثیر آن بر سرنوشت فردی و اجتماعی می‌پردازد. این اثر به‌خاطر داستان پرکشش و شخصیت‌پردازی قوی‌اش و همچنین به علت اهمیت تاریخی و اجتماعی‌اش در ادبیات روسیه و جهان، می‌درخشد. «دختر سروان» بیش از آنکه رمانی تاریخی باشد، داستانی است که مرزهای زمانی را درنوردیده است. پوشکین با نگاهی دقیق به جزئیات و درکی عمیق از روح بشری، اثری خلق کرده که هر خواننده‌ای را به تأمل وادار می‌سازد. کتاب «دختر سروان»، با زبانی روان، فراتر از یک اثر ادبی به تجربه‌ای فرهنگی و تاریخی تبدیل می‌شود که خوانندگان را به سفری به گذشته دعوت می‌کند تا شاهد تلاش‌ها، رنج‌ها و عشق‌های انسانی در بستری متفاوت باشند. این کتاب، نه تنها برای علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک بلکه برای هر کسی که به دنبال درک عمیق‌تری از تاریخ، فرهنگ و انسان است، پیشنهاد می‌شود.(منبع: ایران کتاب) این رمان در قالب خاطرات یک افسر اشراف‌زاده امپراتوری روسیه به نام پتر آندرویچ و با زاویه دید اول شخص نوشته شده‌است. دختر سروان داستانی رمانتیک و زندگی‌نامه‌ای است که در متن شورش پوگاچف در سال‌های ۴-۱۷۷۳ در دوران سلطنت ملکه کاترین دوم جریان دارد. پوشکین در آن دوران در خزانه اسناد دولتی در شهر سن پترزبورگ مشغول به کار بود و به همین مناسبت این داستان را به رشته تحریر در آورد، وی هرچند در این داستان نظری منفی نسبت به خشونت و کشتار و چپاول این قیام دارد اما در عین حال یملیان پوگاچف رهبر این قیام دهقانی را به عنوان شخصیتی استثنایی و تحسین‌برانگیز به تصویر کشیده است. دختر سروان آخرین اثر پوشکین است. وی یک سال بعد از انتشار این داستان در سن ۳۸ سالگی و در یک دوئل جان باخت. جالب اینکه پتر آندرویچ قهرمان داستان دختر سروان نیز همچون پوشکین با رقیب عشقی خود به دوئل دست می‌زند. بلنیسکی منتقد ادبی روس معتقد است که دختر سروان داستانی است که بیشترین تاثیر را بر نسل نویسندگان رئالیست روسی بر جای گذاشته است. چندین فیلم سینمایی بر اساس این داستان ساخته شده و سزار کوئی آهنگساز روس هم اپرایی به همین نام ساخته و برای نگارش متن آن از این داستان اقتباس کرده‌است.(منبع: ویکی پدیا) این رمان را می‌توان به نوعی یک رمان عاشقانه با درونمایه تاریخی دانست. این رمان را از نخستین آثار نثر تاریخی روسیه می‌دانند. دختر سروان به معنای واقعی کلمه یک رمان ساده، خوش‌خوان و شیرین است که هیچ‌گونه پیچیدگی خاصی در آن دیده نمی‌شود. داستایفسکی درباره این موضوع و به طور کلی درباره دختر سروان می‌نویسد: اصولا کل داستان دختر سروان معجزه هنری است و اگر پوشکین پای آن را امضا نزده بود، این طور تصور می‌شد که یک انسان عجیب‌وغریب که خود شاهد وقایع بوده، آن را نوشته است. داستان آن‌قدر ساده و بی‌پیرایه است که در این معجزه هنر، گویی خود هنر گم شده و از بین رفته و نهایتا به طبیعت پیوسته است. همین قرابت روح شاعر ما با خاک وطن، بهترین و جذابترین برهان صداقت تصاویر اوست. با خواندن پوشکین، حقیقت را، آن هم تمام حقیقت را درباره مردم روس می‌خوانیم. نیکالای گوگول، یکی دیگر از بزرگان ادبیات روسیه درباره دختر سروان چنین نوشته است: «در مقایسه با دختر سروان، تمام رمان‌ها و داستان‌های بلند ما شله‌ای شیرین و دل‌زننده بیش نیستند. بی‌آلایشی و سادگی در این اثر بدان‌حد رسیده است که خود واقعیت در قبال آن تصنعی و هجوآمیز به نظر می‌رسد. برای اولین‌بار شخصیت‌هایی کاملا روسی تصویر شده‌اند: فرمانده ساده‌دل قلعه، زن سروان، ستوان؛ خود قلعه با تنها توپ جنگی‌اش، نابسامانی دوران و عظمت بی‌تکلف مردم، همه و همه نه‌تنها خود حقیقیت، که گویا بالاتر از آن است. و باید هم این‌طور باشد، چرا که شاعر باید ما را از خودمان جدا کند و دوباره در تطهیرشده‌ترین و خالصترین صورت ممکن به خودمان بازگرداند.»(منبع: کافه بوک) رمان کوتاه ((دخترِ سَروان)) بر بسیاری از نویسندگان روسیه مانند تولستوی در رمان جنگ و صلح اثر گذاشته است. پوشکین مانند دوست خود گوگول، از بنیانگذاران رمان روسی است. گوگول از نظر اساس و اصول، و پوشکین از لحاظ مایه های تاریخی و رئالیسم و وقایع نگاری، در این پایه گذاری مؤثر بوده اند پوشکین در رمان های خود اشخاصی را خلق کرده است که به صورت اسطوره در آمده اند. (منبع:خود این کتاب) این اثر توسط پرویز ناتل خانلری، و ناهید کاشی چی به فارسی ترجمه شده است. الکساندر سِرگِیویچ پوشکین (به روسی: Александр Сергеевич Пушкин) شاعر و نویسندهٔ روسی سبک رومانتیسیسم است. پوشکین بنیان‌گذار ادبیات روسی مدرن به حساب می‌آید و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند. پوشکین بنیانگذار ادبیات مدرن روسیه هست. «پوشکین» بنیان گذار شعر ادبی در «عصر طلایی شعر» در روسیه بود. عصر طلایی ادبیات روسیه با پوشکین آغاز شد. پوشکین با لقب شکسپیر روسیه شناخته می شود. (ایران کتاب) همچنین با لقب سعدی جوان روسیه(منبع: مقاله ی پوشکین؛ سعدی جوان روسیه (جایگاه سعدی در اشعار پوشکین) جان اله کریمی مطهری تبسم خاک ره کهنموئی (از ص 39 تا 39)) با بررسی آثار پوشکین، تاثیرپذیری وی از سعدی شیرازی به ویژه در برخی از آنها نظیر فواره باغچه سرای Бахчисарайский фонтан مشهود است. شاعر روس در دوران زندگی اش علاقه ای خاص به فرهنگ شرق و موضوعات مربوط به آن داشت. اندیشه‌های سعدی در آثار وی تبلور پیدا می‌کرد و او با تأسی از آنها دیدگاه‌های خود را درآن آثار بروز می‌داد.علاقه به شرق از دوران کودکی زمانی که مادربزرگ و دایه اش دربارهٔ سرگذشت پدرجد آفریقایی او؛ ابراهیم هانیبال می‌گفتند وجود داشت.سده نوزدهم در روسیه آثار بسیاری دربارهٔ مشرق زمین وجود داشت و پوشکین که در خانواده ای باسواد زندگی می‌کرد از خواندن این آثار بی بهره نماند. بعدها که اولین آثار وی نوشته شدند، همواره سخن از شرق به میان آمده‌است. پوشکین در آثارش نشان داده به خوبی با بسیاری از جنبه‌های زندگی شرقی آشناست. برخی از منتقدان روس، فواره دلربای پوشکین را، غنچه تازه و خوشبوی ادبیات روسیه نامیدند. در سال ۱۸۲۰ میلادی هنگام بازدید پوشکین از کاخ باغچه سرا در کریمه، فواره باغچه سرای و نوشته‌های روی آن که به دوزبان عربی و تاتاری بودند دید. نوشته اول به زبان عربی، آیه هجدهم از سوره انسان است که از سلسبیل؛ چشمه بهشتی سخن می‌گوید و در نوشته دوم به زبان تاتاری گفته شده؛ بیا، از زلال این فواره بنوش.غالب پوشکین شناسان بر این باورند که در منظومه فواره باغچه سرای، پوشکین استعداد و توانایی خود در به تصویر کشیدن سیمای شرقی را به نمایش گذاشته‌است. وی سرلوحه این منظومه را از بوستان سعدی انتخاب کرده‌است.(منبع: ویکی پدیا) پوشکین منظومه ی فواره باغچه سرای را با نگاهی جدی به ادبیات شرق نوشت و آن را با این عبارت آغاز کرد: «بسیاری چون من فواره را دیده‌اند اما برخی از آنان در عالم وجود نیستند و دیگران نیز در بلاد دور سیاحت می‌کنند.» که برداشتی است از بیت‌های ۴۷۹ و ۴۸۰ باب اول بوستان سعدی او این مفهوم شاعرانه را بخش‌های مختلفی از این اثر تکرار کرده‌است. پوشکین در فصل هشتم کتاب یوگنی آنگین به سعدی هم اشاره نموده و می‌نویسد: «بعضی‌ها از این دنیا رفته‌اند و بعضی‌ها در مسافرت دور و دراز هستند، چنان‌که سعدی در زمان خود گفته بود.» منظور پوشکین اشعار زیر است: شنیدم که جمشید فرخ سرشت به سرچشمه‌ای بر، به سنگی نوشت: بر این چشمه چون ما بسی دم زدند برفتند، چون چشم برهم زدند (منبع: ویکی پدیا) «نیکلای گوگول» نویسنده ی برجسته ای بود که رابطه ی نزدیکی با «پوشکین» داشت. در یکی از مکالمات آن ها، «پوشکین» درباره ی پناهجویان در یکی از شهرهای «مولداوی» صحبت کرد که برای فرار از قانون، از نام مردگان برای خود استفاده می کردند. این کار باعث شد به مدت یک سال، هیچ مرگی در این شهر به صورت رسمی ثبت نشود. این ماجرا، ایده ی خلق کتاب «نفوس مرده» را در ذهن «گوگول» به وجود آورد؛ کتابی که بعدها به عنوان یکی از شناخته شده ترین آثار او مطرح شد.(منبع:ایران کتاب)

4

s. khalili پسندید.
                دخترِ سَروان(روسیه، 1836) نوشته ی الکساندر پوشکین:
این اثر، رمانی تاریخی درباره ی یکی از بزرگترین شورش های رعیت ها در امپراتوری روسیه است. در اواخر قرن هجدهم، رعیتی به نام «یملیان پوگاچف» که خود را امپراتور فقید روسیه یعنی «پتر سوم» معرفی می کرد، در شرایطی نامعلوم درگذشت. «پوگاچف» ارتشی به وجود آورد و توانست قسمت بزرگی از مناطق ی میان «رود ولگا» و «کوهستان یورال» را تحت کنترل خود درآورد. داستان این کتاب، در یکی از شهرهای تحت کنترل او رقم می خورد و به ماجرای عاشقانه ی میان یک افسر و دختری جوان می پردازد که پدر و مادرش در یکی از اعدام های مشهور «پوگاچف» کشته شده اند.
در دل تلاطم‌های تاریخی روسیه، «دختر سروان» نوشته‌ی الکساندر پوشکین، شاهکاری بی‌زمان، روایتی از عشق، شورش و وفاداری را پیش روی خواننده می‌گستراند. این داستان که در قرن هجدهم می‌گذرد، داستان پتروشا، جوانی از خانواده‌ای اشرافی است که به دستور پدرش برای خدمت نظامی به سرزمین‌های دورافتاده فرستاده می‌شود. در این مسیر، پتروشا عشق واقعی را در ماری، دختر فرمانده‌اش، می‌یابد. در همین هنگام‌ها، شورشی بزرگ به رهبری پوگاچف، سکوت زندگی آرام آن‌ها را می‌شکند.
پوشکین با زبانی شاعرانه و توصیفاتی دقیق، تصویری زنده از روسیه قرن هجدهم ارائه می‌دهد که خواننده را به عمق رویدادهای تاریخی و انسانی می‌کشاند. «دختر سروان» نه‌تنها داستانی عاشقانه است بلکه بستری برای مفاهیمی چون شرافت، وفاداری و تضادهای اجتماعی ایجاد می‌کند تا آن‌ها را دوباره واکاوی کند. پوشکین با استفاده از شخصیت‌هایی عمیق و چندبعدی، همچون پوگاچف شورشی، به بررسی پیچیدگی‌های روح انسانی و تاثیر آن بر سرنوشت فردی و اجتماعی می‌پردازد.
این اثر به‌خاطر داستان پرکشش و شخصیت‌پردازی قوی‌اش و همچنین به علت اهمیت تاریخی و اجتماعی‌اش در ادبیات روسیه و جهان، می‌درخشد. «دختر سروان» بیش از آنکه رمانی تاریخی باشد، داستانی است که مرزهای زمانی را درنوردیده است. پوشکین با نگاهی دقیق به جزئیات و درکی عمیق از روح بشری، اثری خلق کرده که هر خواننده‌ای را به تأمل وادار می‌سازد.
کتاب «دختر سروان»، با زبانی روان، فراتر از یک اثر ادبی به تجربه‌ای فرهنگی و تاریخی تبدیل می‌شود که خوانندگان را به سفری به گذشته دعوت می‌کند تا شاهد تلاش‌ها، رنج‌ها و عشق‌های انسانی در بستری متفاوت باشند. این کتاب، نه تنها برای علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک بلکه برای هر کسی که به دنبال درک عمیق‌تری از تاریخ، فرهنگ و انسان است، پیشنهاد می‌شود.(منبع: ایران کتاب)
این رمان در قالب خاطرات یک افسر اشراف‌زاده امپراتوری روسیه به نام پتر آندرویچ و با زاویه دید اول شخص نوشته شده‌است.
دختر سروان داستانی رمانتیک و زندگی‌نامه‌ای است که در متن شورش پوگاچف در سال‌های ۴-۱۷۷۳ در دوران سلطنت ملکه کاترین دوم جریان دارد. پوشکین در آن دوران در خزانه اسناد دولتی در شهر سن پترزبورگ مشغول به کار بود و به همین مناسبت این داستان را به رشته تحریر در آورد، وی هرچند در این داستان نظری منفی نسبت به خشونت و کشتار و چپاول این قیام دارد اما در عین حال یملیان پوگاچف رهبر این قیام دهقانی را به عنوان شخصیتی استثنایی و تحسین‌برانگیز به تصویر کشیده است.
دختر سروان آخرین اثر پوشکین است. وی یک سال بعد از انتشار این داستان در سن ۳۸ سالگی و در یک دوئل جان باخت. جالب اینکه پتر آندرویچ قهرمان داستان دختر سروان نیز همچون پوشکین با رقیب عشقی خود به دوئل دست می‌زند.
بلنیسکی منتقد ادبی روس معتقد است که دختر سروان داستانی است که بیشترین تاثیر را بر نسل نویسندگان رئالیست روسی بر جای گذاشته است. چندین فیلم سینمایی بر اساس این داستان ساخته شده و سزار کوئی آهنگساز روس هم اپرایی به همین نام ساخته و برای نگارش متن آن از این داستان اقتباس کرده‌است.(منبع: ویکی پدیا) 
این رمان را می‌توان به نوعی یک رمان عاشقانه با درونمایه تاریخی دانست. این رمان را از نخستین آثار نثر تاریخی روسیه می‌دانند. 
دختر سروان به معنای واقعی کلمه یک رمان ساده، خوش‌خوان و شیرین است که هیچ‌گونه پیچیدگی خاصی در آن دیده نمی‌شود.
داستایفسکی درباره این موضوع و به طور کلی درباره دختر سروان می‌نویسد:
اصولا کل داستان دختر سروان معجزه هنری است و اگر پوشکین پای آن را امضا نزده بود، این طور تصور می‌شد که یک انسان عجیب‌وغریب که خود شاهد وقایع بوده، آن را نوشته است. داستان آن‌قدر ساده و بی‌پیرایه است که در این معجزه هنر، گویی خود هنر گم شده و از بین رفته و نهایتا به طبیعت پیوسته است. همین قرابت روح شاعر ما با خاک وطن، بهترین و جذابترین برهان صداقت تصاویر اوست. با خواندن پوشکین، حقیقت را، آن هم تمام حقیقت را درباره مردم روس می‌خوانیم.
نیکالای گوگول، یکی دیگر از بزرگان ادبیات روسیه درباره دختر سروان چنین نوشته است: «در مقایسه با دختر سروان، تمام رمان‌ها و داستان‌های بلند ما شله‌ای شیرین و دل‌زننده بیش نیستند. بی‌آلایشی و سادگی در این اثر بدان‌حد رسیده است که خود واقعیت در قبال آن تصنعی و هجوآمیز به نظر می‌رسد. برای اولین‌بار شخصیت‌هایی کاملا روسی تصویر شده‌اند: فرمانده ساده‌دل قلعه، زن سروان، ستوان؛ خود قلعه با تنها توپ جنگی‌اش، نابسامانی دوران و عظمت بی‌تکلف مردم، همه و همه نه‌تنها خود حقیقیت، که گویا بالاتر از آن است. و باید هم این‌طور باشد، چرا که شاعر باید ما را از خودمان جدا کند و دوباره در تطهیرشده‌ترین و خالصترین صورت ممکن به خودمان بازگرداند.»(منبع: کافه بوک) 
رمان کوتاه ((دخترِ سَروان)) بر بسیاری از نویسندگان روسیه مانند تولستوی در رمان جنگ و صلح اثر گذاشته است. پوشکین مانند دوست خود گوگول، از بنیانگذاران رمان روسی است. گوگول از نظر اساس و اصول، و پوشکین از لحاظ مایه های تاریخی و رئالیسم و وقایع نگاری، در این پایه گذاری مؤثر بوده اند پوشکین در رمان های خود اشخاصی را خلق کرده است که به صورت اسطوره در آمده اند. (منبع:خود این کتاب) 
این اثر توسط پرویز ناتل خانلری، و ناهید کاشی چی به فارسی ترجمه شده است. 
الکساندر سِرگِیویچ پوشکین (به روسی: Александр Сергеевич Пушкин) شاعر و نویسندهٔ روسی سبک رومانتیسیسم است. پوشکین بنیان‌گذار ادبیات روسی مدرن به حساب می‌آید و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند.
پوشکین بنیانگذار ادبیات مدرن روسیه هست. «پوشکین» بنیان گذار شعر ادبی در «عصر طلایی شعر» در روسیه بود. عصر طلایی ادبیات روسیه با پوشکین آغاز شد. پوشکین با لقب شکسپیر روسیه شناخته می شود. (ایران کتاب) همچنین با لقب سعدی جوان روسیه(منبع: مقاله ی پوشکین؛ سعدی جوان روسیه  (جایگاه سعدی در اشعار پوشکین)  جان اله کریمی مطهری    تبسم خاک ره کهنموئی (از ص 39 تا 39))
با بررسی آثار پوشکین، تاثیرپذیری وی از سعدی شیرازی به ویژه در برخی از آنها نظیر فواره باغچه سرای Бахчисарайский фонтан مشهود است. شاعر روس در دوران زندگی اش علاقه ای خاص به فرهنگ شرق و موضوعات مربوط به آن داشت. اندیشه‌های سعدی در آثار وی تبلور پیدا می‌کرد و او با تأسی از آنها دیدگاه‌های خود را درآن آثار بروز می‌داد.علاقه به شرق از دوران کودکی زمانی که مادربزرگ و دایه اش دربارهٔ سرگذشت پدرجد آفریقایی او؛ ابراهیم هانیبال می‌گفتند وجود داشت.سده نوزدهم در روسیه آثار بسیاری دربارهٔ مشرق زمین وجود داشت و پوشکین که در خانواده ای باسواد زندگی می‌کرد از خواندن این آثار بی بهره نماند. بعدها که اولین آثار وی نوشته شدند، همواره سخن از شرق به میان آمده‌است. پوشکین در آثارش نشان داده به خوبی با بسیاری از جنبه‌های زندگی شرقی آشناست. برخی از منتقدان روس، فواره دلربای پوشکین را، غنچه تازه و خوشبوی ادبیات روسیه نامیدند. در سال ۱۸۲۰ میلادی هنگام بازدید پوشکین از کاخ باغچه سرا در کریمه، فواره باغچه سرای و نوشته‌های روی آن که به دوزبان عربی و تاتاری بودند دید. نوشته اول به زبان عربی، آیه هجدهم از سوره انسان است که از سلسبیل؛ چشمه بهشتی سخن می‌گوید و در نوشته دوم به زبان تاتاری گفته شده؛ بیا، از زلال این فواره بنوش.غالب پوشکین شناسان بر این باورند که در منظومه فواره باغچه سرای، پوشکین استعداد و توانایی خود در به تصویر کشیدن سیمای شرقی را به نمایش گذاشته‌است. وی سرلوحه این منظومه را از بوستان سعدی انتخاب کرده‌است.(منبع: ویکی پدیا)
پوشکین منظومه ی فواره باغچه سرای را با نگاهی جدی به ادبیات شرق نوشت و آن را با این عبارت آغاز کرد: «بسیاری چون من فواره را دیده‌اند اما برخی از آنان در عالم وجود نیستند و دیگران نیز در بلاد دور سیاحت می‌کنند.» که برداشتی است از بیت‌های ۴۷۹ و ۴۸۰ باب اول بوستان سعدی او این مفهوم شاعرانه را بخش‌های مختلفی از این اثر تکرار کرده‌است.
پوشکین در فصل هشتم کتاب یوگنی آنگین به سعدی هم اشاره نموده و می‌نویسد:
«بعضی‌ها از این دنیا رفته‌اند و بعضی‌ها در مسافرت دور و دراز هستند، چنان‌که سعدی در زمان خود گفته بود.»
منظور پوشکین اشعار زیر است:
شنیدم که جمشید فرخ سرشت
به سرچشمه‌ای بر، به سنگی نوشت:
بر این چشمه چون ما بسی دم زدند
برفتند، چون چشم برهم زدند
(منبع: ویکی پدیا)
«نیکلای گوگول» نویسنده ی برجسته ای بود که رابطه ی نزدیکی با «پوشکین» داشت. در یکی از مکالمات آن ها، «پوشکین» درباره ی پناهجویان در یکی از شهرهای «مولداوی» صحبت کرد که برای فرار از قانون، از نام مردگان برای خود استفاده می کردند. این کار باعث شد به مدت یک سال، هیچ مرگی در این شهر به صورت رسمی ثبت نشود. این ماجرا، ایده ی خلق کتاب «نفوس مرده» را در ذهن «گوگول» به وجود آورد؛ کتابی که بعدها به عنوان یکی از شناخته شده ترین آثار او مطرح شد.(منبع:ایران کتاب) 


        

4

s. khalili پسندید.

14

s. khalili پسندید.

10