سعیده رفیعی

سعیده رفیعی

بلاگر
@Sara1377

39 دنبال شده

74 دنبال کننده

            فارغ التحصیل مشاوره دانشگاه تهران🎓🥸
مامان محمدحسین🐹
دوستدار کتاب خصوصا زندگینامه🌄 
          

یادداشت‌ها

نمایش همه
                کتاب یازدهم چالش ۳۰
کتاب واقعا جدی جدی
این کتاب درباره آلزایمر ه پس برای بچه هایی که اطراف شون این اتفاق رو دیدن میتونه کمک کننده باشه که بهتر درک ش کنن
اگر بچه ای تصوری از آلزایمر نداره وقتی چند صفحه از کتاب جلو رفتیم براش توضیح میدیم اگر قبل شروع کتاب توصیح بدید طبق تجربه من از بچه هایی غیر از بچه خودم (که طبیعتا به سن توضیحات این مدلی نرسیده) یا اصلا گوش نمیدن چی میگین میخوان زودتر کتابو باز کنن یا تو توضیح شما گیر میکنن و وقتی کتاب رو شروع کردین ذهن شون گیر اون چیز جدیدی ه که یادشون دادین
پس بذارید با داستان همراه شن وقتی برای خودشون سوال میشه توضیح شما میشه یه تیکه از کتاب
برای بچه هایی که اطراف شون با سالمند درگیر ن حالا یا باهاشون زندگی میکنن یا رفت و آمد، کتاب خوبی محسوب میشه ولو اینکه اون سالمند آلزایمری نباشه
کتاب پر از تخیل ه و بانمک و بامزه ست
کتاب پیام اصلی ش همدلی و مراقبت و دوستی ه که تا الان بالاترین امتیاز برای من همین دست کتابان که رو خودم خیلی تاثیر میذارن و دوسشون دارم
نقطه ضعف داستان خانه سالمندان ه که اسمی ازش نمیاد ولی تو داستان متوجه این میشیم که پدربزرگ جایی ه که ازش مراقبت میشه و هر از گاهی میرن دیدنش
رده سنی کتاب رو کانون مثبت ۷ گرفته که به نظرم منطقی ه 

داستان درباره پسر بچه ای ه که پدربزرگ براش داستان های تخیلی میگه مثلا درباره یه ملوان کخ توی انبار خونه شون زندگی میکنه و یه پای چوبی داره
ته داستانای تخیلی هم بابابزرگ میگه: واقعا، جدی جدی!
مدت ها میگذره و بابابزرگ دیگه مثل قبل نیست از پنجره مدام به بیرون نگاه میکنه آدما رو نمیشناسه لبخند نمیزنه و مات نگاه میکنه
حالا نوبت پسر کوچولوئه
اول تعجب میکنه ولی بعد تصمیم میگیره همون نقشی رو بازی کنه که قبلا بابابزرگ براش بازی میکرد
داستان های تخیلی براش‌میگه و تدریجا باعث میشه بابابزرگ بخنده، غذاشو بخوره و با اون همراه بشه
البته که بعد از هر دیدار ، دفعه بعد اصلا یادش نمیاد که این پسر بچه کیه
اما هربار پسر کوچولو با یه داستان جدید بابابزرگ رو به تخیل و رویا مییبره تا بخنده غذا بخوره و باهاش حرف بزنه :)


        

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

2

                کتاب یازدهم چالش ۳۰
کتاب زندگینامه ست از نقاش روسی، واسیلی کاندینسکی
این کتاب برای دبستان خیلی عالیه دوره دبستان چالشش تلاش و رقابت و کسب مهارت های جدیده پس کتاب هایی با تم تلاش برای انجام کار برای بچه های دبستانی جذاب ه چون دامن میزنه به چالش رشدی که باهاش رو به رو هستن
دوشادوش تصویر متن رو داریم اما متن سنگین و سخت نیست
تصاویر دوست داشتنی ن
و درکل تم داستان پرداخت به علاقه مندی ها و استعداد هاست
بچه هایی که عاشق نقاشی ن حتما عاشق این کتاب میشن
بعد داستان شاید بتونیم گریزی بزنیم و از افراد مشابه کشور خودمون هم صحبت کنیم
موضوع: داستان این کتاب از پسر بچه ای به اسم واسیلی کاندینسکی شروع میشه واسیلی در یک خانواده اشرافی زندگی میکنه که بهش القا میکنن باید مثل بزرگ زادگان دیگه ریاضی، علوم و تاریخ بخونه و خوب پیانو بزنه
ولی واقعیت این بود: هیچ کدوم اینا چیزی نبود که واسیلی (واسیا) دوست داشت
تا اینکه یه روز
یه روز عمه بهش یه جعبه رنگ میده و دنیای واسیا به هم میریزه چون صدای رنگ ها رو میشنیده (یه نوع اختلال ژنتیکی ه) و رنگ به رنگ و رنگ به رنگ نقاشی میکشه اما کسی از نقاشی هاش سردرنمیاره چون اون پدیده های واقعی رو نمیکشیده
چیزی که اون رو کاغذ میاورد فقط این بود: صدای رنگ ها
اما مدت ها به خاطر خانواده ش کار با رنگ ها رو رها میکنه اما امان از علاقه و استعداد واقعی که آدم رو گیر میندازه، اون هنوز صدا و رنگ براش تداعی یکسانی داشتن
دوباره سراغ رنگ ها میره ولی تا مدت ها کسی آثارش رو نمیفهمیده
چون همه توقع داشتن چیزای واقعی بکشه
عشق، استمرار و اثبات خودش تو این مسیر به جایی رسید که دنیای هنر رو تکون داد و بعد سالها نقاشی هاش از آثار خوب هنر انتزاعی ه چون صدای رنگ ها رو شنیده بود...


        

3

                کتاب دهم چالش ۳۰
سنگی نشسته بود ساکت و آرام
این کتاب کتابی ه با یه دنیا فرصت گفتگو
مناسب برای پیش از دبستان، دبستان و بالاتر ، تا ۹۰ سال! انقدر که نگاهش قشنگ و دوست داشتنی ه و میتونه روی بزرگسال هم تاثیر بذاره
موضوع داستان توانایی دیدن یک پدیده ثابت از نگاه های متفاوت ه
داستان اصلی چیه؟ قصه درباره یه سنگ ه که ساکت و بی حرکت یه گوشه دنیا نشسته اما این فقط یه سنگ نیست یه قصه ست یه جهان ه و خیلی چیزای دیگه
برای فهم اینکه دقیقا کتاب چی میگه شدیدا لازمه خود تصاویر رو ببینید
در یک تصویر خانواده سنجاب ها رو کنار سنگ میبینیم: پس سنگ یه خونه ست
در یک تصویر یک روباه که پشت سنگ کمین گرفته تا شکار کنه: پس سنگ یه کمینگاهه
در یک تصویر یه حلزون که روی سنگ ه پس: سنگ زبر ه
و در یک تصویر یه جوجه تیغی روی سنگ ه پس: سنگ نرم ه
در یک تصویر یک گوزن روی سنگ ایستاده پس: سنگ یک سنگریزه ست
در یک تصویر یک پشه روی سنگ نشسته پس : سنگ یک تپه ست
و تصاویر متعدد دیگه که باید خودتون کتاب رو ورق بزنید با اصل تصاویر و متن همزمان رو به رو بشید و ترکیب معجزه کننده این دو رو ببینید
بعد کتاب به کودک بگید حالا بیا ما هم یه چیزی رو اطراف مون ببینیم از زاویه های مختلف نگاهش کنیم
مثلا درخت رو به روی خونه ما تخت خواب پرنده هاست، خونه ی برگ هاست، گاهی دستاشو تکون میده گاهی مثل یه مجسمه ست
یا حتی این مفهوم رو به دنیای اجتماعی هم بیارید مثلا: میدونستی مامان جون که مامان بزرگ توئه ، عمه ی خاله موناست؟ فکرشو بکن مامان جون یه روز ی نی نی تو بغل مامانش بوده. میدونستی اون آقا نون خشکی ه که اخم داشت و ترسیدی تو خونه شون یه بابای مهربون ه؟
درکل کتاب رو میشه بارها خوند و بارها تو تصاویرش غرق شد و هی ایده جدید صحبت خلق کرد.
        

2

                در راستای چالش ۳۰ روز ۳۰ کتاب که در یک پست گذاشتم و قرار بود توی اینستا چالش پیش بره ، بزرگوارانی بودن که گفتن در بهخوان هم این چالش رو در قالب یادداشت برای هر کتاب داشته باشیم
این چند روز به دلیل سفر نرسیدم و در حد کلیت یادداشت نویسی کتاب های قبل رو داشتم اما از امروز کامل تر مطالب رو میذارم:
کتاب نهم چالش۳۰

چگونه میتوان بال شکسته ای را درمان کرد
ناشر این کتاب کانون پرورش فکری ه و کانون برای کتاب هاش رده سنی رو لحاظ میکنه نظر کانون رده سنی نوجوان ه که بنده موافق نیستم و فاکتورهای متفاوتی برای رده بندی لحاظ میکنم و برای پسرم کتاب میخرم
از نظر بنده این کتاب از پیش از دبستان مناسب ه و قابل خواندن به چند دلیل: ۱. متن بسیار ساده ست و طولانی شدن داستان با تصاویر اتفاق افتاده که ترکیب این دو برای کودک خیلی دوست داشتنی ه ۲. هیچ مفهوم انتزاعی غیر قابل درکی در داستان وجود نداره حتی موضوع یا کلماتی برای توضیح بیشتر برای کودک وجود نداره ۳. کتابی ه که مفاهیم ابتدایی انسانی داره و مهم تر از همه مامان بابا حامی هستن
همه اینها بخشایی از فاکتورهای مهم کتاب پیش از دبستان ه
(وقتی کتاب برای رده سنی پایین تر مناسب باشه برای رده های سنی بعدی به شرط جذابیت قابل خوندن هست ولی طبیعتا برعکسش کار درستی نیست)
موضوع داستان، داستان درباره پرنده ای ه که درحال پرواز میخوره به شیشه یه برج بلند و میفته کف خیابون پر از رفت و آمد (چیزی شبیه به در خروجی متروهای پر رفت و آمد خودمون) و هییچکس به پرنده توجه نمیکنه جز یک نفر، یه پسر کوچولوی مهربون
پسرک و مامان پرنده رو میبرن خونه
قشنگی ماجرا اینه که مامان بابا هردو پایه ن برای نگهداری پرنده
به پرنده آب و دونه میدن
براش جای مراقبت آماده میکنن
بال شکسته ش رو میبندن
تا در نهایت با صبر و امید خوب میشه
کل داستان در همین روند بهبود  پرنده میره جلو اما با تصاویر زیاد و عااالی تونسته داستان رو گسترده و با جزئیات کرده و از اون دست کتاب هاست که حسابی میشه ا تصاویر همراه شد و اتفاقا یکی از دلایلی که کتاب برای پیش از دبستان هم مناسب ه این هست که اگر یک بچه کتاب رو باز کنه و نتونه حتی یک کلمه از کتاب رو بخونه با دنبال کردن تصاویر میتونه کل داستان رو متوجه بشه
از ویژگی های مثبت این کتاب اینه که از اون دسته کتاب هایی ه که بسیار قابلیت گفتگو داره میتونید  باز کنید و بگید مامان بیا ببینیم داستانش چیه تو برام بگو چی میبینی ؟ (البته این یه مهارت ه تمرین میخواد بچه ای که اولین بازش ه که کتاب میخونید براش احتمالا نتونه خودش شروع کننده باشه)
یکی از ویژگی های مثبت کتاب توجه به زمان، صبوری و مرحله ای بودن بهبودی ه که عموما بچه ها تو دنیای واقعی خارج از داستان نمیتونن این رو درک کنن (شما بخونید کودک ۲ تا ۴ سال عمدتا)
کتاب میتونه از نوع کتاب هایی با موضوع دوستداری محیط زیست و طبیعت قرار بگیره درعین حال پررنگ ترین موضوع توجه و مراقبت ه.
درکل کتابی ه که خیلی میشه دوستش داشت :))
        

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

3

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز باشگاهی ندارد.

چالش‌ها

این کاربر هنوز در چالشی شرکت نکرده است.

فعالیت‌ها

بله فعالیت دارن صفحه اینستا دارن کانال بله هم دارن شاید باقی پیامرسان ها هم باشن که بنده بی اطلاعم فقط یه آدم کتابخون میتونه تولید محتوای آدم هایی که خیییلی متفاوت باهاشن (در جنسیت ، نقش اجتماعی و دغدغه) براش جالب باشه چون عمدتا کتابخونها علاقه مند ن با روایت های مختلف زندگی های مختلف رو بچشن از زاویه دید اونا نگاه کنن و پا بذارن به کفش آدمای مختلف با جنسیت ملیت رنگ و چهره مختلف اسم کانال شون مادران شریف ایران زمین ه همین رو سرچ کنید بالا میاد @agha_Mahdi

24

آها زدی تو هدف منم دنبال آدمایی هستم که شاید الزاما تو تعریف بلاگری نگنجن اصا دنبال بلاگر هم نیستم دنبال آدمایی م که دقیقا صادقانه روایت میکنن چی خوندن چی شد و چرا انتخاب کردن و خوندن و هرچی پیرامون این داستانه ببین تو بهخوان این اتفاق میفته ها اما نمیدونم قبول داری یا نه بهخوان شاکله ش درهم تر از اینستاست اینستا وقتی وارد پیج یه نفر میری هرچیزی معلومه کجا وایستاده (به جز مشکل سرچ) اینجا باید یه دنیا بری پایین بگردی ببینی تو فعالیت ببینی چه خبره

24

مادران شریف یه گروه از خانمای دانشگاه شریف بودن که بعد از مادر شدن خوردن به اسن چالش که چه طور هم تعداد قابل توجهی بچه به دنیا بیاریم و هم در کنارش فعالیت اجتماعی کنیم روایت هاشون رو درباره مادری در کنار فعالیت اجتماعی تو فضای مجازی میذارن هر از گاهی هم همخوانی کتاب دارن این عکس رو از کانال شون برداشتم وگرنه قضیه به خصوصی نداره فقط چون همیشه هر عکسی از جایی بردارم و منتشر کنم میگم از کجا برداشتم خواستم اشاره کرده باشم که مال اون کانال ه

24

9