بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

میم صالحی فر

@Mim_saad

139 دنبال شده

91 دنبال کننده

                      
                    

یادداشت‌ها

نمایش همه
                تصور کنید دارید یه متن بامزه‌ای رو می خوانید و خنده رو لباتون جا خوش کرده، اما یهو با همون زبان طناز متن، از شدت غم خشکتون میزنه و حتی اشکتون هم جاری میشه...
این کتاب چنين قابلیتی داره

جونیور آرنولد اسپیریت، سرخپوست ۱۵ ساله ای ساکن قرارگاه اسپوکن و نویسنده این خاطرات  هست، خاطراتی که من تا یه جاهایی فکر می کردم خاطرات واقعی یه نفر باشند اینقدر که خوب احساسات حاکم بر افراد و موقعیت ها توصیف شده بود. این پسر از دوران نوزادی یاد گرفته یک جنگجو باشه و برای همه چیز بجنگه و سختی بکشه ولی در عین حال روحیه خیلی لطیف و مهربانی هم داره.
توی این کتاب ما از شرایط بد وضعیت زندگی مادی و معنوی سرخپوست ها میخوانیم، و همراه یه سرخپوست پاره وقت برای تغییر و زنده ماندن امید تلاش می کنیم. نگاه این پسر سرخپوست و روایتش از اتفاقات که اون ها رو با تصاویر جالبی همراه کرده، واقعا خواندنی و منحصر به فرد از آب در اومده.

ترجمه هم واقعا روان هست و به جذابیت بیشتر متن خیلی کمک کرده، هرچند یه جاهایی به نظرم اگه یسری علائم نگارشی مثل َ ِ ُ بودن، خواندن متن راحت‌تر می‌شد.
        
                خلاصه داستان:
شیرین دانش آموزان درس خوانی است که پدرش را در تصادف از دست داده است. او 40 روز به مدرسه نمی¬رود و در این مدت دوستانش و به ویژه دوست صمیمی¬اش لیلا بسیار دلتنگ او می شوند. وقتی بعد از چهل روز به مدرسه باز می¬گردد خیلی بی حوصله با همه برخورد می کند و در جواب معلم که به او گفته از این به بعد باید شاد باشد و توکلت به خدا باشد می گوید شادی بدون بابایش برایش ممکن نیست. بعد از آن کادویی را که دوستانش و به ویژه لیلا برایش تهیه کرده¬اند  به او می¬دهند اما آن هم تاثیری در حال او نمی گذارد. لیلا تصمیم می گیرد برای آنکه شیرین را شاد کند و خنده به لب او بیاورد کاری کند. فکری به ذهنش می رسد و در زنگ تفریح آن را با دوستانش مطرح می کند. بچه ها دور شیرین جمع می شوند دست های یکدیگر را می گیرند. مدام بازو بسته می شوند، دور او میچرخند و برایش شعر می خوانند. کم کم دیگر بچه های مدرسه هم جمع می شوند و دایره های دیگری دور شیرین تشکیل می دهند. همه در دایره های کوچک و بزرگ می خوانند شیرین دوست داریم و انقدر می خوانند تا شیریت هم از ته دل می خندد و به بچه ها می گوید که او هم آن ها را دوست دارد
        

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

باشگاه‌ها

نمایش همه

دنیای خیال

241 عضو

گستره: بیداری لویاتان

دورۀ فعال

همخوانی کتاب

74 عضو

مادران میدان جمهوری

دورۀ فعال

پست‌ها

فعالیت‌ها

برای چند سال هست؟
شهرزاد، دختر شرقی

سلسله ماجراهای، شگفتی‌انگیز و پرهیجان از سفر دریایی ناخدا شایان به همراه خانواده‌اش در راه رسیدن به جزیره نگین را بیان می‌کند.

            خانوم اَلی هیزلوود اونور آب اصولا نویسندهٔ معروفیه، واسه همین برام عجیبه که تا به حال کتابی ازش ترجمه نشده 🤔 (خودم اصولا هر بار با اسمش مواجه می‌شدم فکر می‌کردم مَرده، چون اسمش اینطوری نوشته میشه: Ali، بعد که عکسش رو دیدم شوکه شدم 😂).
کتابای هیزلوود هم اصولا تا جایی که دیدم همه تو سبک عاشقانه‌ست، منم از اونجایی که معمولا عاشقانهٔ «خالی» نمی‌خونم رغبت نمی‌کردم برم سراغش 😏
تا اینکه این کتاب رو دیدم، یه عاشقانهٔ فانتزی :)

قبل شروع کتاب رفتم در مورد نویسنده خوندم و با کمال تعجب دیدم دکترای علوم اعصاب داره 😱😄 تازه اینجا بود که اسم کتاباش برام معنی‌دار شد 😄 (مثلا The Love Hypothesis یا Love on the Brain).
تازگی انگار استاد دانشگاه هم شده 😳 (یه لحظه فک کن استاد دانشگاهی داشته باشی که یه سره رمان عاشقانه می‌نویسه 😄). 
نکتهٔ دیگه‌ای که در موردش نوشته بودن این بود که شخصیت‌های مونث کتابش اصولا تو حوزهٔ STEM کار می‌کنن، که میشه مخفف این واژه‌ها:
Science, Technology, Engineering, Mathematics
علم (همون ساینس جدا رساتره 😅)، فناوری، مهندسی، ریاضیات

و جالبه که تو این کتاب فانتزی هم همینطوره!

🔅🔅🔅🔅🔅
اینجا خون‌آشام داریم (Vampyre) و گرگینه (Werewolf) و یه ازدواج مصلحتی برای حفظ صلح...
و بعد یه راز و معما که خواننده رو همون اول جذب داستان می‌کنه...

ولی فضای کتاب کاملا مدرنه و نویسنده حتی تمام عناصر «فانتزی» رو به صورت زیستی توضیح میده و اینش به نظرم خیلی باحال بود. کلا تو داستان قشنگ می‌شد حس کرد نویسنده علوم اعصاب خونده 😏 (کلا اونایی که علوم شناختی یا علوم اعصاب خوندن خیلی علاقهٔ خاصی دارن که همه چیز رو با تکامل یا فرآیندهای زیستی و مغزی توضیح بدن 😄)
و باز شخصیت مونث کتاب یه دختر بیست و پنج ساله‌ست که یه متخصص نرم‌افزاره، از اون آدمای خفن که با چند خط کد همه کاری می‌تونن بکنن 😎

🔅🔅🔅🔅🔅
معمولا کم پیش میاد من از شخصیت مونث کتاب‌ها خوشم بیاد! اگرم اولش نظرم رو جلب کنه، تهش یه کاری می‌کنه که کاملا از چشمم می‌افته 😄 
ولی اینجا واقعا از میزِری خوشم اومد. 
کلا کتاب، به جز بخش آخر، از زاویه‌دید میزری روایت شده و این دختر واقعا باحاله :) 

هیزلوود جدا خوب می‌نویسه و قلمش نمک خوبی داره :) 
معمای کتاب هم کشش خوبی داره و آخرش اتفاقاتی می‌افته که به شخصه اصلا حدس نمی‌زدم...

🔅🔅🔅🔅🔅
سیر بخش عاشقانهٔ کتاب هم خوبه، البته من اولاش رو خیلی بیشتر از آخراش دوست داشتم چون اون آخر دیگه تعدد صحنه‌های جنسی واقعا زیاد شده بود 😒
اون نیم ستاره رو هم به خاطر همین صحنه‌ها ازش کم کردم که خب کاملا صریح بودن... البته بازم به نسبت یه سری کتابای دیگه، این صحنه‌ها حداقل به روند داستان و رابطهٔ دو طرف می‌اومد و اینطوری نبود که با خودت بگی این الان چی بود این وسط؟! ولی خب کلا این همه توصیف زیادی بود...
اگه یه روزی ترجمه بشه قطعا سانسور زیادی خواهد داشت 😅 ولی با این وجود به نظرم اصلا مناسب نوجوون نیست.
          
            در این مدت سعی کردم اکثر  آثار ریچل برایت را بخوانم در میان آثار این نویسنده  کوالایی که دیگه می تونه و  یک شیر و سوال موشی  را دوست داشتم با این که به ایده آل های من نزدیک نبودند اما نسبت به سایر آثار ریچل برایت برای من جذابیت بیشتری داشتند هر چند که دیدگاه های ریچل  برایت را دوست دارم و بسیار از او آموختم.
به نظر من جیم فیلد به عنوان تصویرگر با ریچل برایت همکاری خوبی داشته است حتی در انتقال مفاهیم و به تصویر کشیدن ناگفته های  متن در بعضی از مجموعه ها  نسبتا  موفق بوده است با این که رابطه متن و تصویر در بیشتر مجموعه ها قرینه ای ایست  در کتاب شیر و یک سوال موشی روایت  تصویرگر  بر روایت متن چیزهایی افزوده است .
انتظار می رفت ریچل برایت در مجموعه های خود که اکثر شخصیت های آن حیوانات هستند در شروع و پایان خلاقیت بیشتری داشته باشد اما در اکثر این مجموعه ها شروع داستان با توصیف مکان آغاز می شود برای مثال داستان را با   روزی روزگاری در  جنگی یا صحرایی   آغاز می‌کند.
 ریچل برایت  با  دادن صفت هایی چون آینده نگر و ...  شخصیت های حیوانی داستانش   را  به صورت مستقیم توصیف می کند به  همین دلیل  مرا یاد حکایت های قدیمی انداخت  اما در حالی که در رویکرد های مدرن تر تلاش می شود شخصیت داستان  خود را در کنش داستانی نشان دهد.
 در این مجموعه آثار  ریچل برایت پیام داستان  را  به صورت مستقیم مانند حکایت های کهن در پایان داستان بیان می کند   و  در پایان نتیجه گیری می کند‌. 
البته متاسفانه بزرگسالان  هم هنگام خوانش داستان  برای کودک  به جای پرسیدن  سوال های درک مطلب که غالبا  بسته پاسخ هستند و همچنین  سوال های باز پاسخ که ذهن کودک را برای تفکر خلاق و انتقادی پرورش می دهد پس از خوانش مستقیما  تاکید دارند کودک از داستان چه نتیجه می گیرد و در اکثر مواقع  نتیجه ی داستان را بدون توجه به کودک  مستقیما بیان می کنند. 
در حالی که خوانش ادبیات کودک با هدف شنیده شدن صدای کودک  و به رسمیت شناختن صدای اوست. پس از خواندن لازم است فعالیت هایی انجام بدهیم که تخیل کودک گسترش پیدا کند تفکر انتقادی و تفکر خلاق کودک درگیر شود  پس از خواندن بهتر است گفت و گو در مورد کتاب  را به صورت پرسش و پاسخ پیش ببریم  تا  کودک  خودش به نتیجه برسد بنابراین کاش   پس از خوانش داستان نپرسیم خوب ما نتیجه می گیریم که شخصیت داستان نباید فلان کار را  می‌ کرد.
امروزه در کتاب های کودک تلاش می شود ساختار داستان به گونه ای نوشته شود که پیام داستان در لایه های پنهانی اثر نهفته باشد و ذهن مخاطب برای دریافت آن به تکاپو بیفتد در داستان کودکی که به راحتی نتیجه گیری می شود و ساختار داستان حتی پایان آن باز نیست نمی توان از متن داستان برداشت های متفاوت داشت و به نقطه نظر های ژرف تری رسید.
 برای سنین الف مجموعه آثار ریچل برایت بد نیست هر چند  برای آشنایی با بعضی از مفاهیم و مفهوم سازی نویسنده  متوسطی به نظر می رسد تا یادم نرفته بگویم بغلی ناسور با این که به نظر می رسد برای پایان مشاجره و ایجاد دوستی راهکار پیشنهاد داده است اما بغل کردن همیشه پایان یک مشاجره یا شروع یک دوستی نیست.
 کودکی را به یاد دارم که تحت تاثیر یکی از کتاب های کودکی که خوانده بود برای پیدا کردن دوست و برقراری ارتباط با همسالانش آنها را بغل می کرد و فکر می کرد شکل ارتباط با همه به یک صورت است  می توانید حدس بزنید که به خاطر راهکار اشتباه کتاب کودک دچار الگو اشتباهی در برقراری ارتباط شده بود کودک نمی دانست  بغل کردن فقط یکی از راه های ارتباطی ایست  و ممکن است همه از بغل کردن خوششان نیاید . 
پیشنهادی که دارم اگر همراه کودکتان کتابی می خوانید که در آن راهکاری پیشنهاد می دهد پس از خواندن آن راهکار را در موقعیت های مختلف ارزیابی کنید از کودکتان بپرسید برای چه مواقعی یا برای چه افرادی مناسب است و چگونه باید آن را به کار برد ؟ آیا راهکاری که نویسنده پیشنهاد می کند همیشه جواب می دهد؟  اگر در بعضی مواقع جوابگو نیست  او چه راهکاری پیشنهاد می کند؟ 
شاید یکی از والاترین اهداف ادبیات کودک و نوجوان  همین  پذیرش  جهان از زوایه های  دید دیگر باشد  که غالباً  به شکل خلاقانه  است و کودک  در خلال آن می آموزد که می تواند در مورد  داستان تامل کند یا حتی راهکارها و رفتاری های شخصیت داستان  را با قدرت اندیشه نقد و بررسی کند.