بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

پارمیدا

@Mida

43 دنبال شده

161 دنبال کننده

                      [فضل جای دیگر نشیند] (تاریخ بیهقی)

✌️ترجیح می‌دهم که نه!

Shine on you crazy diamond!

◾️ جستجوگر
◾️دانش آموز همیشگی


|فقط به کتاب‌هایی که دیوانه‌ام می‌کند ۵ می‌دهم|

                    

یادداشت‌ها

نمایش همه
                این کتاب رو نه رمان می‌دونم نه یک اثر ادبی.
توقع چنین "چیزی" رو از رومن گاری نداشتم و حالا بعد از اتمام کتاب و سرچ‌هایم متوجه می‌شوم که اثر به شدت ضعیف گاری است.

 فرم و محتوا را درهم‌تنیده می‌دانم اما اگر به صورت انتزاعی و برای بحث نظری این دو را  تفکیک کنیم کتاب رو فاقد فرم ادبی می‌دونم (فرم دارد، قائل به عدم نیستم، اما این فرم اصلا ادبی و هنری نیست. دقیقا همان چیزی که یک متن را تبدیل به اثرهنری می‌کند.)
اگر به محتوا یا مضمون صرف هم نگاه کنیم چیزی جز شوخی‌های لوس، هجو کسل کننده و استعاره‌های مبتذل نمی‌بینیم. چیزی شبیه به ناله‌ها، شوخی‌ها و غرهای سیاسیِ ژورنالیستی.
شخصیت‌پردازی ضعیف و تخت. توصیفات بدون جان.
و فصل پایانی هم که ضربه‌ی نهایی به کتاب است. روایت که تا قبل از این یک رئالیسم خامِ کسل‌کننده‌ست در فصل پایانی ناگهان بدل به یک سورئال بی‌گاه می‌شه. سورئالی به شدت ضعیف، مبتذل و نپذیرفتنی‌. و چون فصل پایانی‌ست من رو وادار به نوشتن این ریویو می‌کنه. شاید اگر پایان کتاب هم شبیه به مابقی‌اش بود به دادن یک ستاره اکتفا می‌کردم.

می‌دانم که گاری به طور کل نویسنده‌ی خوبی‌ست. من "زندگی در پیش رو" اش را واقعا دوست داشتم و از "خداحافظ گاری کوپر" هم تعریف زیاد شنیده‌ام. اما به کسی که این را می‌خواند توصیه می‌کنم سمت این کتاب نرود که هیچ ارزش خواندن هم ندارد.
برای یادآوری به خودم و تمام نویسندگان تازه‌کار: از تجربه‌ی زیسته‌ به صورت خام و همراه با هیجانِ ایدئولوژیک نباید روایت ساخت. گمانم مشکل کار گاری در این بود که زمانی کتاب را نوشت که عضو هیئت نمایندگان سازمان ملل بود و این خشم و هیجان چنان تازه و خام بود که جز هجوی ژورنالیستی دستاوردی نداشت.
        
                امشب فیلم "محاکمه ژان‌دارک" برسون رو دیدم. اصلا به خاطر اینکه برسون کارگردان محبوبمه و می‌دونستم همچین فیلمی ساخته کتاب رو خریدم. امشب هم که فیلم رو دیدم گفتم بخونمش.
به جز مقدمه‌ها و موخره‌هایی در مورد نویسنده که بیشتر از نصف کتاب رو شامل می‌شه، متن اصلی ۳۵ صفحه و منظومه‌ای حماسی هست.
ژان‌دارک یک دختر روستایی بوده، که در سال ۱۴۲۹ در زمان جنگ بین فرانسه و انگلیس، وقتی خاک فرانسه در حال از دست رفتن بوده رهبری فرانسویان رو به دست می‌گیره تا کشور رو از انگلیس پس بگیره. ژان‌دارک ادعا می‌کنه که از سمت خدا و به وسیله فرشتگان این دستور رو گرفته. مدتی بعد به خاطر اختلافات دو خانواده‌ی اشرافی در فرانسه به انگلستان تحویل داده می‌شه. اونجا هم محاکمه‌اش می‌کنن و در نهایت سوزونده می‌شه.
داستان ژان‌دارک واقعا داستان عجیبیه -وقتی هم اعتقادی به قدیسگی و الهام و وحی و... نداری- مبهوت و معلقت می‌کنه.
البته باید بگم که متن اصلی شعریه که در زمان رهبری ژاندارک نوشته شده و البته همه‌اش هم مربوط به ستایش ژاندارک نیست و به‌طور کل حماسه‌ای هست برای اون جنگ. اما در ابتدای کتاب مترجم داستان رو توضیح داده.
می‌دونم فیلم‌های زیادی درمورد ژان‌دارک ساخته شده (که البته من هنوز بقیه رو ندیدم) اما پیشنهاد می‌کنم حتما محاکمه ژان‌دارک از روبر برسون کارگردان بزرگ فرانسوی رو ببنید.
این یادداشت هم بیشتر تحیری بود برای سرگذشت خود ژاندارک تا این منظومه.

در مورد ترجمه: من سواد تطبیق متن ندارم پس به نکات دیگه‌ای می‌پردازم. ترجمه به نظرم روان و سلیس بود. با توجه به اینکه زبان منظومه اصلی متعلق به قرن ۱۵م هست و "فرانسه میانه" محسوب می‌شه (که فکر کنم الان خود فرانسوی‌زبانان هم نمی‌تونن بخونن) اون لحن کهن و حماسی به شکل خوبی رعایت شده (من کلش رو با صدای بلند خوندم و به نظرم خوش‌آهنگ بود). 

این آخر یه اشاره‌ای هم به اسم بکنم: ژان‌دارک
که به فرانسوی این می‌شه:
Jeanne d'Arc
arc یه جور سلاحِ کمان‌شکل یا خود کمانه و 'd حرفیه در فرانسوی که یکی از معانی‌اش ( و در اینجا) مالکیته. حالا چی می‌شه که اولین بار تو فارسی کلش به شکل اسم خاص ترجمه می‌شه نمی‌دونم!!
        
                حقیقت چند وقتی‌ست حوصله نوشتن یادداشت و تحلیل و تفسیر ندارم. به همین دلیل هم کمتر اینجا هستم و البته به دلیل آپدیت جدید بهخوان که اصلا نمی‌پسندم؛ رقابتی، بازاری و غیرفرهنگی می‌دانمش. خواستم پستی بذارم و حرفم را بزنم اما باز هم حوصله‌ام نگرفت.
الان هم بیشتر قصد وراجی و طرح ابهام دارم.
این کتاب دیگر چاپ نمی‌شود. پدرم درآمد تا چند ماه پیش در یک دست‌دوم فروشی پیدایش کردم. دست دوم‌ها را دوست دارم مخصوصا آن‌هایی که اولش یا جایی از کتاب نوشته دارد. این ولی نوشته‌های عجیبی داشت. آوردن اسم چند آدم و تطبیقشان با موضوع کتاب (یک نوع اظهار تنفر). هرچه کردم نتوانستم به خودم غلبه کنم و اسم‌ها را سرچ کردم اما به جز یک اسم نسبتا رایج هیچ تطابقی پیدا نکردم و اولی هم به نظر آن نمی‌آمد.
 نوشته دیگری هم بود که تعدادی اسامی عام با کروشه‌ای با عنوان "رهایی‌ها" آن‌ها را کنار هم می‌گذاشت. اسامی این‌ها بودند: کولی، عشایر، دون ژوان، مریم مجدلیه، ساقی، رند (که با کروشه‌ای لات، عیار و و... را در برمی‌گرفت). می‌توانم شباهت نسبی همه‌ی این اسامی را درک کنم اما مریم مجدلیه برایم علامت سوال بزرگی‌ست. در وبیناری که در مورد تفاوت‌ها و تشابهات داستان‌های موجود در قرآن و اناجیل و اناجیل مشکوک شرکت کرده بودم متوجه نظر محققان دینی شدم (اسلام و مسیحیت) و با اعتقادات و ادراکات خودم هم از مذهب نگاه من به مریم مجدلیه کاملا با عرف تفاوت دارد اما با این نگاه متفاوت هم این اسم در میان این اسامی نمی‌گنجد بیشتر کنار صوفی می‌نشیند تا رند. 
مسئله دو: این چاپی که من دارم چاپ معمول این کتاب (بازتاب نگار) نیست. عکسش را می‌گذارم. این هم برایم داستانی شده. در صفحه‌ی اول تاریخ ثبت در کتابخانه‌ی ملی را به تاریخ شاهنشاهی زده که یعنی یا چاپ همان زمان است یا افست. اما کتاب هیچ اسمی از انتشاراتش ندارد. یک بی‌نام نشانی مطلق که افست‌ها هم اینطور چاپ نمی‌شوند و از خارج آمده‌ها هم نام و نشانی دارند. از طرفی پشت کتاب قیمت دارد. ۵۰۰۰ تومان. در گوگل که سرچ می‌کنم ۲، ۳ عکس از این چاپ را می‌بینم اما هیچ اطلاعاتی نمی‌دهد. در سایتی نوشته بود نشر آوین. نشر آوین را سرچ می‌کنم. نشری پیدا می‌کنم که پدر پولدار پدر بی‌پول، جهش ژن ثروت چاپ می‌کند. یک نفر بیاید من را از این مخمخه‌ی تو مخ دربیاورد. مرسی، اَه.

پ‌ن: در بین این سرچ‌ها دیدم که الان این کتاب از انتشارات بازتاب نگار (همین کتاب قرمز) در سایت‌ها موجود شده.

پ‌ن آخر: گزینه‌ی "یادداشت من داستان را فاش می‌کند" شرمنده‌ام کرد. یادداشت من هیچ‌کاری نمی‌کند :/
        
                کتابی  در مورد دیکتاتوری حکومت‌های کمونیستیِ اتحادجماهیر شوروی.
کتاب را بسیار مفید می‌دانم. روان و جذاب بود. انگار در حال خواندن رمان بودم. 
 کتاب دارای سه بخشِ جنگ سرد، ذوب شدن یخ‌ها و انقلاب است.
کتاب به صورت فصل به فصل و همزمان اتفاقات کشورها را جلو می‌برد. بیان فضای خفقان و سرکوب حزب حاکم، مبارزات کوچک و شکل‌گیری اپوزسیون و در نهایت انقلاب و سرنگونی حزب کمونیست و دیکتاتورها. 
این کتاب به اتفاقات ۷ کشور می‌پردازد. شوروی (روسیه‌ی کمونیستی)، آلمان شرقی، چکسلواکی، لهستان، مجارستان، بلغارستان و رومانی.
این کشورها تحت نفوذ شوروی‌ بودند و اصطلاحا به آن‌ها کشورهای اقماری می‌گویند. مجموع آن‌ها با شوروی را اتحاد جماهیر شوروی می‌نامند. در آن زمان این کشورها عضو پیمان ورشو بودند. 

شاید ابتدا پریدن از این کشور به آن کشور در فصل‌های کتاب آزاردهنده باشد اما با کمی توجه در اوایل کتاب و بعد از گذشت مدتی، با شرایط هر کشور و شخصیت‌ها آشنا می‌شوید و دیگر سردرگم نخواهید شد.
من همزمان بالای ۱۰ کتاب می‌خوانم. کش دادن این کتاب و صحبت، تفکر و سرچ درموردش برایم لذت بخش بود. این کتاب را در اواسط مهر و در اوج اشتیاقم به دانستن در مورد انقلاب‌ها شروع کردم و امروز بالاخره تمام شد.
هر مورخ و محققی پیش‌زمینه و گرایشاتی دارد که به کتابش کم یا زیاد جهت‌گیری می‌دهد. این کتاب هم مستثنی نبود. وقتی بحث از آمریکا و پرزیدنت ریگان و بوش می‌شد نویسنده بسیار راحت‌گیر و خوش‌بین(!) بود. به شخصه نظرم این است که جایی که نمی‌توانی گرایش نویسنده را تشخیص بدهی خطرناک است. 
در کل این کتاب را توصیه می‌کنم. دانش خوب و جامعی را به یک مخاطب عمومی می‌دهد، روان و جذاب است و تصور خشک از تاریخ خواندن را برهم می‌زند.

توضیح عکس: سخنرانی میخاییل گورباچف آخرین رهبر شوروی در سازمان ملل
        
                داستان پر از مفاهیم اگزیستانسیال است و حوادث و کنش‌های کمی در آن رخ می‌دهد.
ترجمه را خیلی نپسندیدم. از کلمات پرطمطراقی استفاده شده بود که سنخیتی با زمان ترجمه ندارد. ترکیبات و جملات نامانوس بود اما شاید  همین ویژگی ترجمه سبب شده بود که قسمت‌های اروتیک زیادی در متن باقی بماند و از تیغ ممیزی جان به‌در برد.
 
از اینجا به بعد داستان اسپویل (فاش) می‌شود.

در طی داستان مفهوم شن (برای مرد) چندین‌بار دستخوش تغییر می‌شود و  تغییرات دیگری نیز همزمان به وجود می‌آید. 
در بیشتر داستان از هر دو شخصیت با عنوان زن و مرد یاد شده است. حتی اسم مرد (نیکی) هم به مرور در داستان حذف می‌شود. از آنجایی که غریزه‌ و میل جنسی یکی از محورهای اصلی داستان است آبه از تکنیک خوبی استفاده کرده است.
در انتهای داستان وقتی مرد به بالای گودال می‌رسد نشانه‌های پذیرش اسارت خودخواسته در توصیفاتش نمایان می‌شود. 
دریایی که -در صفحات پیشین- در آرزوی دیدنش بود، زرد و چرکین توصیف می‌شود. هوا گلویش را به خارش می‌اندازد، به دریا پشت می‌کند و قبل از آنکه به گودال برگردد سایه خودش را درون آن می‌بیند.
        

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز باشگاهی ندارد.

چالش‌ها

این کاربر هنوز در چالشی شرکت نکرده است.

لیست‌های کتاب

کشتن مرغ مینازندگی در پیش رودیوار گذر: پنج داستان کوتاه

برای تازه‌کتابخوان‌های کمال‌گرا!

5 کتاب

کتاب بد یا آدم را از خواندن زده می‌کند یا به موجودی متوهم تبدیل می‌کند. تاریخ انقضای آن جمله‌ی معروف گذشته؛ دیگر هر کتابی ارزش خواندن ندارد. امروز ناشرانِ کاسب‌کار زیادی سربرآورده‌اند. کتاب‌های خوبی که با ترجمه‌های افتضاح (ترجمه‌های فارسی به فارسی) با ۵۰٪ تخفیف در هایپرمارکت‌ها، دکه‌ها و غرفه‌های مترو یافت می‌شوند و ناشرانی که با دریافت پول آثار نازل و بی‌کیفیت نویسندگان بالقوه را راهی بازار کتاب می‌کنند. این نویسندگان بالقوه‌ی عجول و این ناشرانِ تاجر هر دو فراموش کرده‌اند که نویسندگی شغل است و باید درآمد داشته باشد نه هزینه! از این رو سال‌هاست که دغدغه‌ام این است که به تازه‌ کتابخوان‌ها یا افرادی (مثل خودم) که سال‌ها کتاب اشتباه خوانده‌اند کتاب‌های خوب معرفی کنم و از آثار زرد و دکه‌ای دورشان کنم. توجه توجه: کتاب‌هایتان را از کتابفروشی بخرید نه《هر》جای دیگر. توجه ۲: اگر نمی‌خواهید تبدیل به انسانی تک بعدی شوید حتما از کتابفروشی‌های عمومی خرید کنید. کتاب‌هایی که فقط در کتابفروشی‌های خاصی پیدا می‌شود مدخل ورود به دگماتیسم و افراطی‌گری است. نمی‌خواهم کتاب‌های پیش‌پاافتاده معرفی کنم. نمی‌خواهم مثل بسیاری لیست‌ها کیمیاگر و چشم‌هایش معرفی کنم. بر این عقیده‌ام که فرصت کوتاه است و لازم نیست از پله‌های کمکی استفاده کنیم. هر کس که می‌خواهد کتاب خواندن را شروع کند از پیش می‌داند که اول راه کمی سختی خواهد داشت. این لیست بسیار کوتاه شامل کتاب‌هایی است که در زمره‌ی شاهکارهای ادبیات جهان‌اند و در عین حال به علت موضوع یا فرم داستانی دارای کشش و جذابیتی هستند که برای تازه‌‌خوان‌ها مناسب است. (به ترتیب و از همین مترجم‌ها بخوانید.)

بریده‌های کتاب

نمایش همه

فعالیت‌ها