مهدی فاتحی زاد

مهدی فاتحی زاد

@MehdiFatehizad

17 دنبال شده

17 دنبال کننده

یادداشت‌ها

        «بپذیر و عبور کن.» 
والدین رکن اصلی خانواده یک کودک یا حتی بزرگسال است،  و گره ای ابدی ازلی در  نوع شکلگیری شخصیت و زندگی کودکان. 
ولی این باعث نمی شود اگر هر یک از والد ها به شما بدی های جبران ناپذیر  کرد،  به طوری ک واقعا از آن ها متنفر شدید و ارتباط با آنها باعث زجر و عذابتان  شد، فقط و فقط بنابر اصل استوار  بیشتر ادیان و فرهنگ ها به خاطر احترام گذاشتن به آنها   تصمیم به بخشیدنشان بگیرید؛ نه. نیازی نیست. 
چرا؟ چون ب هر ترتیب ما ز آنهاییم و جوهری از وجودشان؟ 
این امر  دیوانگی صرف خواهد بود چون: 
 اگر ببخشایید مطمئن باشید، بدن شما تاب و تحمل این دوگانگی واقعیت موجود و واقعت رقم خورده را ندارد و  توسط (بیماری)  طغیان میکند.

در کتاب ما شاهد نمونه هایی هستیم ک خانم میلر گلچین کردند 
زندگی افراد معروف مثال زده برای من خیلی جذاب بود چون تا حدودی با آنها توسط آثارشان آشنا بودم یا حداقل اسمشان ب گوشم خورده بود 
داستایفسکی
چخوف
کافکا
نیچه
ویرجینیا وولف
و... چندین هنرمند دیگر  
متن کتاب حاوی درد زیادی هست  و همچنین حاوی آگاهی،  پس حتما تجربه اش کنید.


من معمولا نمی دانستم نسبت به این موضوع باید چه کنم؟ 
اما اکنون متوجه شدم  باید بپذیرم و عبور کنم؛ 
بجای این که ببخشم و رها:)) 

یک جمله از کتاب ک بررسی نامه ای از مارسل پروست بود را اینجا می آورم. 
سر تیتر فصل پروست هست «عشق خفه کننده مادر» 
واقعیت این است به محض اینکه حال من خوب میشود، شما همه چیز را خراب میکنید تا حال من دوباره بد شود، زیرا آن زندگی ک ب من آرامش میدهد،  باعث خشم شما میشود... اما خیلی غم انگیز است ک من نمی توانم  همزمان، عشق شما و سلامتی ام را داشته باشم. 

پروست فهمیده است ک هر وقت تن به خواسته های مادرش بدهد ((ک از طرفی در تضاد با   خواسته های خود است ))  حال جسمانی  اش رو ی وخامت می رود. 
اما با این وجود تصمیم   دیوانه وار پروست در نامه ای دیگر هویدا میشود: 
ترجیح میدهم این حمله ها ب من دست دهد و شما را خوشنود کنم تااین حمله ها نباشد و شما ناراحت«*منظور خوشنود شدن برای بیماری نیست،  بلکه بخاطر برآورده کردن خواسته های مادرش خواسته هایی که ضدیت زیادی با شخصیت و امیال پروست داره و به همین شکاف ایجاد شده بین آنچه ک میخواهد باشد و هر آنچه که مادر از او انتظار دارد باشد به او حمله های آسم دست میده*» 


      

14

        یادداشتی بر آشنایی من با کتاب فروغ: 
سال اول یا دوم دبیرستان داشتم از مدرسه بر میگشتم  تو کتاب دست دو فروشی لب خیابون پهلوی  طرفای جایی ک الان کافه شمس هست  ایستادم   

این شد اولین مواجه من با فروغ  کتاب افست بود ((مسلما این کتاب نبود))  چند دقیقه فقط عکسش و نگاه کردم  
من تو نگاه اول از عکس  فروغ خوشم اومده بود ((اون زمان ها من نه رمان میخوندم ن شعر حتی درس های مدرسه رو هم به زور این ک بزارن برم باشگاه میخوندم)) 
بازش کردم توش نوشته بود چاپ آلمان،  وسط کتاب باز کردم از شعرش خوشم نیومد((یعنی به حال هوای پر شر و شور زمان نوجونی ک فکر میکنه دنیا به کام ش  هست نمی خورد)) 

داخل دانشگاه ک شروع کردم ب خوندم ادبیات 
اولین کتاب شعری ک خریدم  دیوان کامل فروغ بود همون افست چاپ آلمان ک نامه هاش و داره همون ک عاشق عکسش شدم  
و این دفعه دیگه با برگ برگش گریستم🙂

****فرروغ عصیان زنانگی شعر پارسی بود ****

کسی ک در جامعه پدر سالار اون زمان یه بابای سرهنگ ژاندارم  داشت شبیه اینه تو جی تی ای چهار ستاره باشی ولی فکر میکنید 
فروغ آروم مینشست تو خونه!؟  :))))  معلوم ک ن دلبرکم 
هر کاری ک فکر میکنید کرده تو زمامی ک طلاق تابو بود این بت و شکونده جایی ک شعر نو هنوز نو پا بود جز اولین خانم های شاعر نو گرای ایرانی بوده مستند ساخته با گلستان (لنتی)  رابطه عاشقانه داشته و همه اینا رو در عین بی پولی انجام میداده 
بعد ما همیشه میشنیم میگیم پول نداریم فلان کار و بکینم:) 

      

3

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز عضو باشگاهی نیست.

لیست‌ها

این کاربر هنوز لیستی ایجاد نکرده است.

بریده‌های کتاب

این کاربر هنوز بریده کتابی ننوشته است.

فعالیت‌ها

فعالیتی یافت نشد.