محمد مهدی

@M_Mahdi

124 دنبال شده

138 دنبال کننده

                      🔰 دانشجوی ارشد مهندسی صنایع
🔰 دوستدار کتاب، کتابخوانی و کتابخوانان
🔰  از گوشه ای برون آی…
                    
98_mahdi_77
https://www.goodreads.com/user/show/93336248-m-mahdi

یادداشت‌ها

نمایش همه
                باسمه
🔰 اینقدر ذوق گفتن از تجربه فوق‌العاده‌ام با این کتاب رو دارم که نمی‌دونم باید از کجا شروع کنم! شاید این بد نباشه: «برای ژنرال؛ مردی که خودش نبود»... در اصل با کتابی مواجه هستیم که جلدش، توضیحاتش و حتی مقدمه مترجم و مولف اصراری بر لو نرفتن قصه ندارن! وقتی همچین چیزی رو در مورد یک کتاب کم حجم دیدم، انتظار غافلگیر شدن نداشتم؛ اما اشتباه می‌کردم.... پس شما هم نگران لو رفتن نباشین...

🔰 داستان، در مورد انسان‌هاست... داستان آدم‌های غیرخاص هست - اگه نخوایم بگیم معمولی - در شرایط خاص... داستان تغییرات کوچیک و ریزی که در نهایت تفاوتی بزرگ نسبت به شروع کار رو رقم می‌زنه... الحق که نویسنده، کار عجیبی کرده... در این حجم، اینهمه انتقال احساس! تازه اصل داستان، واقعی هست و خود نویسنده هم در اون حاضر بوده! اوج این انتقال حس رو توی دو جا دیدم:
🔹نفرت: زمانی که جووانی پول پس‌انداز مدت‌ها عمل پست الگا رو گرفت و سر عیش، به بادش داد...
🔹حماسه: زمانی که ژنرال بعد از شکنجه به سختی در حال بازگشت به سلول هست و اسرا با هر قدمش، بخشی از سرود ملی ایتالیا رو می‌خونن...

✅ کتاب، ترجمه خوب و روانی داره. چاپش خوبیه و حجمش هم کم. این دومین تجربه‌ام از ادبیات ایتالیا بوده که هر دوتاش عالی بودن. جالب نیست که بدون تجربه زیسته یه نویسنده از یه گوشه دیگه دنیا، اینقدر قشنگ حسش نسبت به کشورش رو میشه درک کرد؟ پیشنهاد میدم حتماً کتاب رو بخونین...

پ.ن: از این داستان، اقتباس‌های زیادی شده. مشهورترینش «ژنرال دلا روره» ساخت ۱۹۵۹ ایتالیا هست. جالبه بدونین سینمایی «تشریفات» ساخته ۱۳۶۴ ایران هم از این داستان الگو گرفته...
        
                باسمه
🔰 این اولین کتابچه‌ای بود که از نشر مانِ کتاب خوندم. کم حجم و در عین حال جالب! آنتیگوا جزیره‌ای بود که  اسمش رو هم نشنیده بودم. نویسنده اصالتاً اهل اونجاست و در یه جستار جمع و جور، از کشورش میگه و چیزهایی که باعث شده کشورش در این شرایط باشه.

🔰 بلایای استعمار بریتانیا بر سر این ملت کوچیک، بخش‌های مهمی از متن رو به خودش اختصاص داده. نویسنده ابایی نداره که خشم خودش رو نسبت به کشور استعمارگر، استعمارگرها و نهادهای فراهم کننده این فاجعه ابراز کنه... اون‌هایی که نه‌تنها هیچ تلاشی برای جبران انجام ندادن؛ بلکه حتی عذرخواهی درخوری هم نکردن... نویسنده در ادامه این بحث به مسئله نژادپرستی هم ورود می‌کنه و نشون می‌ده که چقدر این فکر پلید در تار و پود نگاه غربی ریشه داشته... حتی از مخالف فاشیسمی میگه که از دست هیتلر فرار کرد و به آنتیگوا اومد؛ اما از بومی‌ها نفرت داشت... انگار که حتی فاشیسم هم اگه علیه نژاد خاصی باشه، ایراد نداره... انگار که اون حرف‌ها، فقط وقتی هست که برای غیر غربی‌ها باشه... چقدر یاد این روزهای فلسطین افتادم... بگذریم...

🔰 اما مشکلات آنتیگوا با افزایش سطح استقلالش هم حل نشد (همین الآن هم آنتیگوا فرماندار کل داره که توسط بریتانیا منصوب میشه 🙂). چرا؟ فساد افسارگسیخته بین مقامات جدید! در اینجا نویسنده توضیح میده که چه الگویی از حکمرانان استعماری قبلی اقتباس شد و چه سیاست‌هایی پای خلافکاران بین‌المللی به آنتیگوا باز کرد؛ افرادی که با ورودشون باعث افزایش کمی و کیفی سطح فساد در دولت شدن. از هم‌دستی با شبکه‌های فساد بین‌المللی تا دولت‌های آمریکا و آپارتاید آفریقای جنوبی... بعد خوندن کتاب، یه جستجویی کردم و دیدم دوستان دستی هم در واسطه گری برای فروش سلاح اسرائیلی به قاچاقچیان مواد مخدر آمریکای جنوبی داشتن...

🔰 بحث مهم دیگه هم اثرات مخرب گردشگری افسارگسیخته بر جوامع بومی هست که اینجا بررسی شده؛ چیزی که شاید در ابتدا نکات منفیش اینقدر به چشممون نیومده باشه! این بخش‌های متن هم برای خودم خیلی جالب بود.

🔰 چرا خوندن این کتابچه به همه قابل توصیه هست؟ دیدن از نگاه دیگری؛ دیگری که در عین تفاوت‌های عمیق، شباهت‌های جالبی رو هم می‌سازه! صد البته که نیاز هم نیست با همه صحبت‌ها موافق باشیم... بحث چیز دیگه‌ای هست: آنتیگوا حدود صد هزار نفر جمعیت داره و جزیره‌ای هست؛ یعنی تجربه کاملاً متفاوتی از زیست اجتماعی با ما دارن. در عین حال عمده نگاه ما به جهان، از نگاه غربی حاصل می‌شه؛ از این جهات، خوندن دیدگاه این جمع‌های «غیر خودی» نظم غالب، خالی از لطف نیست. حجم کم، ترجمه خوب و چاپ مناسب هم که مزید بر علت هستن. خلاصه اگه بخونین، ضرر نمی‌کنین...
        
                باسمه
🔰 ژئوپولتیک شاخه‌ای از علوم سیاسی هست که اهمیت جغرافیا در سیاست رو مد نظر قرار داده. جذابیت ژئوپولتیک در روزگار تغییرات قدرت جهانی باعث شد با نوشته‌های آقای «تیم مارشال» آشنا بشم که نشر «همان» کتاب‌هاشون رو به شکلی مناسب انتشار داده بود. با این حال، اصرار نشر بر این بوده که گرایش تحلیل بر پایه صرف جغرافیایی رو به خاطر شکلی از جبرگرایی که پیدا می‌کنه، تا حدی تعدیل کنن. پس عناوینی رو به چاپ رسوندن که بر نقش افراد هم تأکید داشته باشن. خود این اقدام که نشر همان حواسش هست داره چیکار می‌کنه به شدت قابل تقدیره 👌👌

🔰 طرح بحث این کتاب کم حجم چیه؟ ژئوپولتیک، شکلی از جبرگرایی داره؛ پس باید با مطالعه روابط انسانی عجینش کرد تا فهم صحیحی حاصل بشه. بهترین راه فهم احوال انسانی، مطالعه ادبیات هست و بهترین نوع ادبیات برای این کار، تراژدی. از بین تراژدی‌ها هم نگاهش به تراژدی یونانیه... حالا حرف حسابش چیه؟ ما برای اینکه دچار تراژدی نشیم، باید تراژیک فکر کنیم. چرا؟ ناپایداری خوشی + انتخاب‌های محدود + تلاش برای تحقیق نظم خوب = اوج معنای انسانی.

🔰 اما چرا با وجود همراهی با بعضی حرف‌ها و نکات، با این کتاب همدل نیستم؟ هدف نویسنده از تبیین تفکر تراژیک، اجتناب از جبرگرایی منتسب به ژئوپولتیک هست؛ اما ناخواسته به دام شکل دیگه‌ای از جبرگرایی افتاده که در اسطوره‌شناسی یونان باستان هست: ه‍یچ راه فراری از عاقبت طراحی‌شده توسط خدایان نیست. اونم اسطوره‌های یونانی... اسطوره‌هایی که ظلم و کارهای بی‌حکمتشون، مقدمه‌ای تلخ برای نفرت از آسمان و تبعاتش در آینده تمدن غربی بود... این کتاب علی‌رغم اسم و ادعاش، توجیه نامه‌ای هست برای جنگ‌های غربی‌ها در هر جای دنیا! خیلی عجیبه که از همچین تلاشی، همچین خروجی حاصل بشه که فقط نتیجه نگرفتن جنگ‌ها رو تقبیح کنه و نه نفس عمده اقدامات رو... بماند که نگاهش به صورت کامل غرب محور و آمریکا مدار هست و هر مثال بد و داغونش در مناطق دیگه اتفاق می‌افته...

🔰 علی‌رغم چاپ خوب از لحاظ فیزیکی، ترجمه کتاب خوب نیست. حجم مطالب تکراری کتاب و عدم پیوستگی معنایی فصل‌ها توی ذوق می‌زنن. بحث اصلی کتاب حول تراژدی‌های معروف می‌گرده؛ پس اگه آشنایی قبلی نداشته باشین، آن‌چنان که باید، امکان درک مباحث حاصل نمی‌شه... بماند که کلی هم داستان لو می‌ره 😂

✅ در نهایت، نظر شخصی خودم اینه که تفکر مطلوب نویسنده و اون چیزی که دوای درد این روزهای جهان می‌دونه - اما پیداش نکرده - در اخلاق الهی پیدا میشه... هم قضیه تکلیف و تقدیر حل میشه و هم رویکرد مثبت در زمین... چیزی که نویسنده سعی کرده قبول نکنه و چند بار اشاره می‌کنه این اعتقادی «شبیه دین» هست... خلاصه در مجموع هم توصیه نمی‌کنم که این کتاب رو بخونین...
        
                باسمه
🔰 کتاب «ایرانیان در عصر نبوی» کتاب کم حجم، کوچیک و جمع و جوری هست که به موضوع مهم روابط اسلام و جوامع ایرانی در زمان حیات نبوی (ص) پرداخته. طبعاً به خاطر کمبود اسناد، خیلی جاها نمی‌شه عمیق شد؛ اما حتی بر پایه گزارش‌ها و شواهد موجود هم نکات جالبی مطرح شده بود.

🔰 بخش‌های اول و دوم که به رابطه اعراب شبه جزیره و ایرانیان در عصر پیشا اسلام می‌پرداخت، علی‌رغم خلاصه بودن، واقعاً نکات جذاب و ناشنیده‌ای داشت. مرور روابط تجاری و سیاسی و در نتیجه فرهنگی نشون می‌داد بالآخره زمینه‌های ارتباطی چقدر جدی بوده.

🔰 بخش‌های سوم و چهارم به زمان حیات رسول‌الله پرداخته و از ارتباطات ایشون با ایرانیان و حکومت‌های ایرانی صحبت کرده. صد البته به شخصیت، سرگذشت و اقدامات سلمان فارسی پرداخته. گرچه معمولاً در این مواقع فقط اسم سلمان فارسی به خاطر میاد؛ اما این ارتباط با جوامع ایرانی و مرزبانان مناطق مختلفی مثل یمن و حاشیه خلیج فارس خیلی جدی بوده. یکی از نکاتی که جالب این بود که اولین شهید ایرانی‌الاصل در راه اسلام، در راه حفظ صنعای یمن به شهادت رسیده ❤️ 

🔰 بخش پنجم گرچه حدود نیمی از حجم کتاب رو به خودش اختصاص داده؛ اما عملاً به موضوع کتاب، ارتباط مستقیمی نداره. با این حال دل‌نشین بود... به خصوص احادیث نقل شده از ایشون... اینجاست که بیشتر و بیشتر با شخصیت تربیتی سلمان فارسی آشنا می‌شیم. 

🔰 کتاب حاضر در اصل مقاله‌ای بوده که پروارتر شده و به این شکل به چاپ رسیده. به همین خاطر هنوزم همون ساختار نگارشی رو میشه مشاهده کرد و حدس زد که بخش آخر، بیشتر متعلق به کتابه تا مقاله. از لحاظ نگارشی هم نیاز به بازنگری داره؛ گرچه متنش روان و ساده هست.

✅ کتاب بیشتر برای یه خوندن ساده و بی‌دغدغه قابل توصیه هست؛ اگه دنبال پژوهش‌های جدی‌تر هم هستین، کلیدواژه و مراجع تحقیق ذکرشده احتمالاً به دردتون بخوره...
        
                باسمه
🔰 بالآخره به پایان رسید! عجب سفری بود با شلومو زند! توی یادداشتی که برای کتاب «سرزمین اسرائیل چگونه اختراع شد» نوشته بودم، توضیح دادم ایشون کی هستن، اعتقادات سیاسی و مذهبیشون چیه، چه موضعی باید نسبت بهشون داشت و مواردی از این دست (توصیه می‌کنم اون یادداشت رو حتماً مطالعه بفرمایین)؛ پس دیگه اینجا تکرارش نمی‌کنم که طولانی نشه. خلاصه اینکه بعد خوندن اون کتاب و تجربه فوق‌العاده‌اش به همراه اطلاعات جذابی که بهم داد، مشتاق شدم کتاب اصلی زند یعنی اختراع قوم یهود رو هم مطالعه کنم. از اهمیت این کتاب خیلی میشه حرف زد. نمونه‌اش جمله‌ای که توی عکس موجوده! اصلاً سرزمین اسرائیل چگونه اختراع شد برای جواب به شبهات صهیونیستی علیه این کتاب نوشته شده بود!

🔰 به سیاق نگارش آقای زند، این کتاب هم صرفاً موضوع تحقیق رو مورد توجه قرار نداده؛ بلکه به صورت جامع‌الابعاد این کار رو جلو برده. این بار داستان آغازین، پرسش از هویت رو مد نظر داشته و  وارد بحث اصلی شده. مرور ادبیات کاملاً جدی حول موضوعات طرح شده، باعث میشه خواننده چیزهایی بسیار زیادی برای یاد گرفتن داشته باشه؛ برای مثال:

🔹 بررسی تاریخ فرهنگی مفاهیم مردم، ملت، مرز و روشنفکر از زمان تاریخ مکتوب تا جهانی شدن؛ مروری که باعث میشه متوجه بشیم چقدر زمان پریشی در تحلیل کلمات داریم!
🔹مرور تاریخ یهودیت از نگاه یهود و در ادامه نقد اون بر مبنای اسناد و یافته‌های علمی؛ یکی از بزرگ‌ترین درس‌های این بخش برای خودم این بود که نباید در تله فراروایت صهیونیسم از خودش افتاد و چه در تاریخ و چه در حال حاضر، فعال ما یشاء تصورش کرد!

🔰 خلاصه در این روند و با طرح ده‌ها دلیل و یافته، نفی اسطوره‌های باستانی تبعید و یگانگی نژادی یهودیان به عنوان دو رکن اساسی توجیه اشغال رقم می‌خوره! معلوم میشه تبعید به شکل جاکن شدن کل قوم رقم نخورده. مشخص میشه یهودیت در زمانه‌ای مثل مسیحیت و اسلام، تبلیغ و حاکمیت دینی داشته و به این شکل گسترش پیدا کرده و صرفاً زادولد نبوده. مشخص میشه چرا به مرور زمان محدود و محدودتر شدن و چرا مطالعه اون بخش‌های تاریخی، طرفدار خاصی در اراضی اشغالی نداره. اگه سر و کارتون با صهیونیست‌ها یا حامیانشون افتاده باشه، متوجه هستین که هر کدوم از این‌ها چقدر بازی عوض کن به شمار میان...

🔰 از لا به لای این سطور متوجه می‌شین رابطه استعمار و علم در طول تاریخ، چقدر عجیب بوده و هست... می‌بینین تاریخ، باستان‌شناسی و حتی ژنتیک در سالیان متمادی چطور مورد استفاده و سوءاستفاده قدرت‌ها در جهت اقداماتشون قرار گرفتن؛ به خصوص سیاست‌های نژادپرستانه! همین‌طور در ادامه می‌خونین ریشه‌های غربی یهود ستیزی به روم باستان می‌رسه که این سنت در جهان اروپامحور تسری هم پیدا کرد؛ وگرنه در صورت عدم خرابکاری و توطئه همزیستی مسالمت آمیز یهودیت و اسلام سابقه فراوانی داره...

🔰 بخشی از کتاب روایت‌گر تغییر نگاه حاکمیت صهیونیستی به مهاجرت به اراضی اشغالی هست و حضور دیاسپورای ادعایی در کشورهای مختلف رو منبع قدرت بهتری به نسبت حضور اونها در محل می‌دونه. با این حال ذکر کرده که نظر یهودیان جهان در مورد اسرائیل در حال تغییره؛ آینده روشنی که اعتراضات دانشجوییان یهودی دانشگاه‌های غربی می‌تونه نشونه‌ای از جدی‌تر شدنش باشه...

🔰 در نهایت، یک بخش هم به سیاست‌های هویت محور و نژاد پایه اسرائیلی پرداخته. مواردی گفته شده بود که واقعاً برای خودم تازگی داشت: اینکه حتی در نام‌گذاری برای این موجودیت، تلاش بر این بوده که اسمی انتخاب بشه تا مجبور نشن حقوق یکسانی به تمامی ساکنان اراضی اشغالی اعطا کنن! اینکه اراضی ۱۹۶۷ صرفاً برای این به اراضی اشغالی الحاق نشد چون نمی‌خواستن نژاد دیگه‌ای اکثریت یا درصدی قابل توجه پیدا کنه! بیان علل نگاه نژادی و چالش‌های دائمی اون، بسیار تکان‌دهنده و اثرگذار بود... 

✅ ترجمه کتاب سرزمین اسرائیل چگونه اختراع شد واقعاً روان نبود. ترجمه نشر نو این کتاب هم خیلی ازش تعریف نمیشه؛ با این حال خودم ترجمه نشر اختران از خانم چاکرالحسینی رو خوندم که کاملاً عالی بود و توصیه‌اش می‌کنم.  این کتاب رو هم مثل کتاب دیگه آقای زند، کتابی تخصصی در زمینه مطالعات فلسطین محسوب میشه. با این حال هم‌چنان معتقدم به شدت نیازه تا این کتاب‌ها در بدنه حامی آرمان فلسطین خونده بشه تا براشون مشخص بشه بنیان‌های ادعایی این رژیم جعلی از خانه عنکبوت هم سست‌تره! لذا پیشنهاد می‌کنم وقت بذارین و با دقت این کتاب‌ها رو مطالعه بفرمایین...

پ.ن: بریده مطالبی که از کتاب گذاشتم رو ببینین. خالی از لطف نیست.
پ.پ.ن: خوندن این کتاب خیلی بیش از چیزی که باید طول کشید... استرس‌های پژوهشی، سفر، بیماری، گرفتاری و کلی مورد ریز و درشتی که توی این بازه پیش اومد... از وعده صادق به عنوان اولین عملیات رسمی ایران علیه رژیم اشغالگر تا عروج سید ابراهیم عزیز... شادی روح شهدای خدمت، صلواتی قرائت بفرمایین 🖤
        
                باسمه
🔰 یادتون هست توی یادداشت کتاب «بازگشت به حیفا» از یه متنی در خصوص دسته‌بندی ادبیات فلسطین نقل قول کردم؟ اون متن، مقدمه همین کتاب بود. متنی که خیلی خوب ادبیات هر دوره رو با تاریخ تحولات تطبیق می‌داد و همین طلیعه، بسیار امیدوارم کرد که قراره کتاب خوبی بخونم...
 
🔰 اما این‌طور نبود! داستانی که قرار بود یکی از سناریوهای آزادسازی فلسطین باشه، خیلی ضعیف از آب در اومده (شایدم کلاً در نیومده بود؛ نمی‌دونم)... زنجیره حوادث که هیچ؛ حتی وقوع بعضی وقایع دلیل منطقی هم نداره! تازه خودشون یه طرف، روایتشون طرف دیگه! توضیحات غیر ضروری وقتی هیچ شناختی از خط محوری داستان حاصل نشده، بیشتر آزاردهنده به نظر میاد... عجیب نیست که مهم‌ترین بخش‌ها مثلاً ورود به نوار غزه، نفوذ به تل‌آویو یا تصرف الجلیل عملاً مسکوت گذاشته میشه و بعد نمی‌دونم بحث‌های توی کافه شرح داده می‌شه؟ حتی شخصیت‌های کتاب در حد نام (حتی نام خانوادگی هم نه) و شغل معرفی می‌شن... می‌فهمم کتاب ۱۶۰ صفحه‌ای قرار نیست رمان باشه؛ ولی مگه بازگشت به حیفا نبود؟... از طرح جلد هم نگم دیگه... جداً امیدوارم ادبیات فتح، در آینده گام‌های جدی‌تری داشته باشه...

✅ کتاب، حجمی کم و متنی روان داره. گرچه اصلاً گزینه بدردبخوری برای مطالعه بزرگسالان نیست؛ ولی برای گروه‌های سنی دیگه چرا! به خصوص برای بچه‌های دبستان و متوسطه اول (مثلاً سوم تا هفتم شاید) گزینه بدی نیست تا شروعی باشه که با فلسطین، فلسطینی‌ها و تبعید و اشغال آشنا بشن... اتفاقاً یه سری اسم موقعیت و اطلاعات جزئی در مورد اراضی اشغالی داره که بچه با خوندنش ذوق می‌کنه و فکر می‌کنه خبریه 😎😂 جدای از شوخی، نخونین ضرر نکردین...
        
                باسمه
🔰 در مورد مسائل مهم و تاریخی، معمولاً ترجیحم به مطالعه ناداستان هست. داستان، صناعت ادبی می‌طلبه و خود به خود تا حدی از واقعیت فاصله می‌گیره... اما چه باک از خوندن داستانی برای درک واقعیت؛ وقتی راوی، صادقانه جونش رو هم در این راه داده! چقدر این اسم برام طنین داره: غسان کنفانی...

🔰 اولش یه چیزی رو مرور کنیم! متنی رو خاطرم هست که ادبیات معاصر فلسطینی رو دسته‌بندی کرده بود. دو تا دسته رو به صورت خاص اینجا ذکر می‌کنم:
🔻 ادبیات پسا نکبت، عمدتاً هدفش نمایش درد و رنج آوارگان فلسطینی و زندگی تحت اشغال هست. آثار والایی در این حوزه، ضمن اشتراک گذاری خاطرات و تفکرات جامعه فلسطینی، از طریق حس مشترک انسانی با مخاطب ارتباط برقرار کرده؛ مثلاً کتاب «بازگشت به رام الله» هم که خیلی در موردش صحبت کردیم، یکی از این نمونه‌هاست.
🔻 ادبیات مقاومت، گرچه از همین بن‌مایه‌ها استفاده می‌کنه؛ اما هدفش ترویج روحیه پایداری در راه رسیدن به حق هست. در این زمینه گرچه افراد زیادی فعالیت داشتن؛ اما نقش آثار و فعالیت‌های شهید «غسان کنفانی» واقعاً متفاوته...

🔰 شهید غسان کنفانی، پدر ادبیات مقاومت فلسطین، در تلاش برای رسوندن ندای حق طلبی مردمش به جهان و همین‌طور برانگیختن مردمش برای احقاق حق بود... اهل قلمی که نشون داد پای حرف‌هایی که می‌زنه، در میدون عمل هم ایستاده و چه شاهدی بر صدق مدعای شهید، بهتر از ترورش توسط اسرائیل در بیروت؟...

🔰 به نظرم هرچقدر جلوتر میایم، خالد مهم‌تر میشه.دخالد، نوجوان طالب مبارزه اون ایام هست. نه گذشته اشغال نشده وطنش رو دیده و نه شرایط کنونی براش مطلوبه؛ پس برای «آینده» می‌جنگنه... جالبه که خود خالد، هیچ حضور مستقیمی در داستان نداره؛ ولی اینقدر مهمه! انگار نویسنده داشته در مورد خالدهایی که اون روز نبودن، صحبت می‌کرده... خالدهایی که امروز در غزه ایستادن...

🔰 در جای جای متن، به زیبایی علل مقاومت مسلحانه در برابر اشغال‌گری صهیونیسم به نمایش در اومده؛ همینطور تأسف از خسارتی که با عدم مقاومت جدی در سالیان ابتدایی حاصل شد... نه فقط در داستان اصلی که حتی در داستان‌های جانبی! مثلاً روند انتخاب فارس لبده از عکس بدر به سلاحش با هنرمندی تمام روایت شده... واقعاً هنر می‌خواد که هیچ‌یک از شخصیت‌ها حتی گلوله‌ای شلیک نکنن یا نخورن و در عین حال اینقدر اثر مقاومتی باشه!

🔰 کنفانی ابایی از نشون دادن ظلم نازی‌ها به یهودیان نداره؛ اتفاقاً از اون بر علیه اقدامات فعلی صهیونیسم استفاده می‌کنه و با مخاطب قرار دادن وجدان انسانی، این‌همانی می‌کنه...

🔰 انسان مدنظر غسان کنفانی، انسانی هست که هویتش با ایده و آرمانش مشخص شده؛ نه با ملیت و قومیت و زبان و چیزهایی که خودش، نقشی در شکل‌گیریش نداشته و یا لااقل تصمیم به تغییرش نگرفته! چقدر این تعریف برام قابل درک شده... به خصوص بعد حمایت‌هایی که از مردم فلسطین در جریان طوفان الاقصی شده و در کنارش پشتیبانی‌هایی از جنایت علیه این مردم... از یهودی آزاده‌ای که پای فلسطین ایستاده تا فلسطینی‌الاصلی که با اسرائیل بسته؛ همه و همه مؤید نظر کنفانی هستن...

🔰 داستان کوتاه و در عین حال احساسی، ریتم‌دار و خوبی بود؛ داستانی محوری که داستان‌های جانبی زیادی رو هم در دلش داشت؛ مثل یه هزار و یک شب کوچیک... نویسنده نثری پر از تشبیه داره! برعکس جزئیات صحنه که معمولاً باعث میشه تمرکزم از اصل موضوع برداشته بشه، این تشبیهات باعث می‌شد خیلی بهتر احساسی که درون هر شخصیت موج می‌زد رو حس کنم... شکر خدا با ترجمه، ویرایش و مسائلی از این دست هم چالشی نداشتم.

✅ تلاشم بر این بود که داستان لو نره؛ این‌قدری اثرگذار و در عین حال کوتاه هست که خودتون بخونین و تجربه‌اش کنین! خودم که بیش از پیش ترغیب شدم آثار شهید رو مطالعه کنم... خلاصه توصیه می‌کنم که از دستش ندین...


رحمت خدا بر شهید غسان کنفانی و تمامی شهدای آزادی فلسطین 🇵🇸✌️

پ.ن: بعد خوندن خط آخر کتاب، طنین «و هذا کفاح» امیر عید در قطعه «تلک القضیة» توی گوشم پیچید... دیدن مجدد کلیپ حس عجیبی داشت...
پ.پ.ن: مرحوم سیف الله داد، فیلم بازمانده رو با اقتباس آزاد از این داستان ساختن. با این حال اگه فیلم رو دیدین، با خیال راحت کتاب رو بخونین؛ چون صرفاً شالوده داستان مشترکه...

        
                باسمه
❓ یادتونه که توی پست دوم گفتم برای خریدن یه کتاب دسته دوم رفتم کتابفروشی؟ این همون کتابه! شلومو زند، تاریخ‌دان اسرائیلی، در ایران بیشتر به خاطر کتاب «اختراع قوم یهود» شناخته شده. محور اون کتاب، نفی افسانه پیوستگی نژادی یهودیان باستان با یهودیان کنونی بود. هجمه صهیونیست‌ها نسبت به اون کتاب باعث نگارش کتاب حاضر شد. محور این کتاب، بررسی ارتباط یهودیت و مفهوم سرزمین مقدس هست.

🔰 نویسنده ضد صهیونیسم هست؛ اما ضد اسرائیلی نیست. به صورت خاص اگه بخوام مقایسه کنم، حتی شاید از ایلان پاپه هم بیشتر اسرائیلی باشه (اصلاً کتاب با داستانی از حضور خودش در جنگ شش روزه و سقوط بیت‌المقدس شروع میشه؛ گرچه سرباز وظیفه بوده و روایتش خیلی خیلی منفی هست). اتفاقاً وقتی نویسنده‌ای با این مختصات، چنین اثرهایی داره، برای مخاطب غیرتخصصی بیشتر قابل توجه میشه! انصافاً هم نمیشه گفت آدم غیرمنصفی هست؛ در هر صورت اسرائیلی، اسرائیلی دیگه... به هر حال آشنایی با نظرات رهبران، کارگزاران، نخبگان اسرائیلی و مثلاً تفاوت چپ اسرائیلی و با چپ جهانی چیزهایی هستن که نگاه از درون شاید بهتر بتونه به فهمش کمک کنه.

🔰 نویسنده خداناباور هست؛ الزامی هم نیست که خواننده با این نگاهش موافق باشه تا روند تحلیل متن درست از آب در بیاد (درست مثل بخش قبل که لازم نیست نگاهمون به اسرائیل با نویسنده یکی باشه). اتفاقاً بخش‌های چالشی اول کتاب برای مخاطب مسلمان، تا حد زیادی قابل پذیرش هم هست. دلیلش هم برمی‌گرده به اینکه کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان مثل قرآن نیست؛ جدای از اعتقاد مسلمانان به تحریفات اون کتاب‌ها، ویژگی تاریخ داشتن عملاً باعث شده که مسیحیت صهیونیستی و یهودیت صهیونیستی از این کتاب‌ها به عنوان کتاب تاریخ و توجیه کننده اقدامات استفاده کنن (جالبه که از خلال بحث متوجه می‌شیم مسیحیت صهیونیستی نهایتاً دنبال رستگاری خودش و تغییر مذهب یهودیان در آخرالزمان هست)! خلاصه حرف اصلیش اینه که نباید با کتاب مقدس، معامله کتاب تاریخ بشه... از همین رهگذر هم به صورت تاریخی نشون می‌ده چطور مفهوم سرزمین اسرائیل از هزاران سال قبل تا الآن شکل گرفت، تغییر پیدا کرد و توسط صهیونیسم به عنوان وطن ملی مورد سوءاستفاده قرار گرفت...

🔰 نکته‌ای که اول انتظارش رو نداشتم و فکر می‌کردم شاید اونقدرها هم مفید نباشه، ولی بعداً متوجه شدم چقدر مهم هست، بررسی تعاریف متعدد مفاهیم فرهنگی در طول زمان برای اقوام مختلف و طبقات مختلف بود! یه جمله قشنگی داشت که می‌گفت: «درسته که گذشته، حال رو تشکیل می‌ده؛ اما حال هم می‌تونه شکل دیگه‌ای به گذشته بده»! هیچوقت به این نکته توجه نکرده بودم که وطنی که در ترجمه فلان اثر باستانی می‌خونم، برای نویسنده اون می‌تونست مفهوم متفاوتی نسبت به حال حاضر داشته باشه... بررسی تغییرات مفهومی وطن، مرز، حق (تاریخی و تعیین سرنوشت) و اینکه دانش جغرافیا و تاریخ چقدر در اون نقش داشتن، از مواردی بود که بخش‌های قابل توجهی از متن رو به خودش اختصاص داد؛ اما کاملاً برای تحلیل لازم بود. این‌طوری میشه فهمید وطن مراد باستانیان چقدر با وطن صهیونیستی متفاوته!

🔰 کتاب، آورده‌های زیادی برای خواننده داره؛ از بحث‌های پایه‌ای از قبیل معرفی ابزارهای فرهنگی تعریف جدید از اصطلاحات قدیمی در راستای منافع سیاسی (مثل زیارت، سرزمین اسرائیل، رستگاری زمین)، معرفی ابزارهای استعماری (مثل کیبوتص که اگه اینجا اینقدر جدی در موردش نخونده بودم، ایده‌ای بهتر از جلال در سفر به سرزمین عزراییل ازشون نداشتم) و معرفی ریشه‌های دانش استعماری (به صورت خاص شرق شناسی) گرفته تا بحث‌های موردی از قبیل رد افسانه های دروغینی مثل فروش زمین به یهودیان با آمار مستند، فهم علت عدم پذیرش طرح‌های بریتانیا و سازمان ملل توسط فلسطینیان با توضیح ابعاد هر کدوم، نمایش عملگرایی عجیب صهیونیسم و اثراتش در تثبیت موفقیت این حرکت یا حتی بلایی که نزدیک بود کاسب کاری روچیلد بر سر این روند استعماری بیاره!

🔰 این کتاب برای خودم اثباتی بلند در طول زمان بود که چرا «نه به اسرائیل» و چرا «آری به مقاومت»: شرط تملک سرزمین مقدس در کتب مقدس یهودیت (مذهبی)، منطق صهیونیسم در داشتن حق بر فلسطین (سیاسی) و استقرار سیاسی حال حاضر در مورد همزیستی با فلسطینیان (اجتماعی)؛ هر کدوم دلیلی بود برای اینکه چرا همچین موجودیت استعماری نژادپرستانه‌ای نباید به این شکل ادامه پیدا کنه... صهیونیسم برای یهودیت مثل داعش هست برای اسلام...

✅ این کتاب،‌ در بعضی موارد نیاز به اطلاعات پیشینی داره و چیزهایی رو فرض می‌گیره که می‌دونین و توضیح نمی‌ده؛ لذا باید با دانسته‌های قبلی بهش مراجعه کنین. با این حال معنیش این نیست که منِ مخاطب عمومی نباید این کتاب رو بخونم یا اینکه تا زمانی که کامل مسلط نشدم نیام سراغش! خوندن این کتاب و امثال این کتاب برای داشتن موضع واقعی و بدردبخور در مقابل اسرائیل لازمه! چند روز قبل صحبت‌هایی در ذیل گزارش پیشرفت همین کتاب در مورد اینکه برای فلسطین چیکار می‌تونیم بکنیم شد؛ افزایش آگاهی نسبت به مسئله فلسطین یکی از اصلی‌ترین این موارد بوده و هست. پس مطالعه‌اش به همه قابل توصیه هست...

🔻 یک‌روز پیش از روز قدس به اتمام رسید... لطفاً جهت شادی روح تمامی شهدای آزادی ملت فلسطین از اول تا آخر و به نیت پیروزی نهایی، صلواتی قرائت بفرمایید... 🇵🇸❤️

پ.ن: سنگینی نسبی متن در کنار دردآور بودن جنایات روزمره اسرائیل در غزه، ترکیب تلخی رو رقم زد... تلخه که ببینی این روند چه بلایی سر مردم فلسطین آورد... نیاز دارم یه مدتی سبک بخونم...
پ.پ.ن: بریده‌متن‌های زیادی از این کتاب در بهخوان به اشتراک گذاشتم؛ اونا رو هم حتماً ببینین...
        
                باسمه
🔰 فکر می‌کنم آخرین نمایشگاه قبل کرونا بود که خریدمش... اون موقع می‌گشتم ببینم از چی بیشتر تعریف شده و این‌طوری سبد ادبیاتم رو پر می‌کردم! اسمش، توضیحاتش و طرح جلد زیباش؛ همه باعث شد مصمم‌تر بشم. گرچه بازم به همون دلایل ذکر شده، هیچ وقت اولویت خوندنم نشد...
🔰 بعد از سال‌ها، دیدن چند قسمتی از یه سریال با موضوع نسبتاً مشابه، باعث شد یادش بیافتم... نیاز به خوندن کتاب حال خوب کن در کنار خاطره خوب کتابخانه نیمه شب، عواملی بود که باعث شد خوندنش رو شروع کنم... اما اصلاً با تصوراتم جور در نیومد! با توجه به پیش‌زمینه موضوع، انتظار فضای مفرح‌تری داشتم؛ اما با توصیفات وحشتناک صحنه‌های ضرب و شتم و قتل، بیشتر شوکه شدم... در عین حال، ضرباهنگ داستان، کند هم بود و هرچقدر بیشتر می‌خوندم، کمتر اونی رو که باید پیدا می‌کردم: حال خوب...
🔰 از خیلی جهات، انسان‌ها از کتابخانه نیمه شب ضعیف‌تره. نه فقط از لحاظ داستان پردازی؛ بیشتر از جهت معنایی که می‌تونه منتقل بکنه... در این حد بگم که رستگاری خودسازی کجا و رستگاری دیگری شدن کجا... خوشحالم که اول کتابخانه نیمه شب رو خوندم؛ چون احتمالاً با یادآوری این کتاب، دیگه سمتش نمی‌رفتم.... البته نمی‌دونم 🤷‍♂️ شایدم اگه اول انسان‌ها رو می‌خوندم، روند رشد نویسنده رو همزمان با خودش طی می‌کردم...
🔰 هرچقدر کتاب، خوش دست هست و بخش‌های کوتاهی داره که ، ترجمه نسبتاً بد قلق و ویراستاری ضعیف باعث می‌شه از سرعت مطالعه کم بشه.
☑️ در مجموع خیلی توصیه نمی‌کنم. اگه وقت آزاد یا علاقه خیلی زیاد به قلم مت هیگ داشتین، گزینه مطالعه می‌تونه باشه و در غیر این‌صورت نه...
        
                باسمه
🔰 انتظار نداشتم با پایان این کتاب، همچین حس و حالی داشته باشم... چون خودم نخریده بودم، در موردش مطمئن نبودم. دیگه هم نرفتم نظر بقیه رو بخونم؛ چون می‌ترسیدم خوب نگفته باشن و روی ارتباط گیری من با کتاب، اثر بذاره. خلاصه با همچین وضعی شروع شد...
🔰 هرچقدر جلوتر رفتم، نظرم بیشتر مثبت شد! قالب یادداشت‌های روزانه باعث شده بود در عین پیوستگی مطالب، با بخش‌های کوتاهی مواجه بشم که خوندنش خیلی وقت و تمرکز نمی‌خواد. نویسنده هم واقعاً مخاطب رو برای دونستن جزئیات گذشته و آینده هر کدوم از اعضای این خانواده تشنه می‌کنه.
🔰 کجاییم؟ ایتالیای پساجنگ. دخالت‌های استعماری در لیبی و اتیوپی، جنگ داخلی اسپانیا و دو جنگ‌ جهانی. جامعه ایتالیا بعد از مدت‌ها جنگ و تجربه اشغال بعد از جنگ جهانی دوم، به آرامی و در عین ترس از وقوع جنگ جهانی سوم، در حال بازسازی خودش هست. فقر، صف، ترس از ورشکستگی و... همه از ویژگی‌های اون ایام هستن که در متن، منعکس شده.
🔰 خانواده‌ای که در داستان همراهشون هستیم، سرگذشت جالبی دارن:
@ پدری ارتشی زاده که همیشه آرزوهای بزرگ داشته؛ ولی نیازهای مالی روزمره اجازه بالاتر از باجه بانک رفتن رو بهش نداده.
@ مادری اشرافی زاده که به خاطر نیاز مالی مجبور به کار در اداره شده.
@ پسری که آنچنان به هوش و مسئولیت پذیر نیست.
@ و دختری که باهوش و رام‌نشدنی به نظر میاد.
🔰 گرچه عمده بار مالی خانواده به دوش پدر هست؛ اما این مادر هست که داره عمده مسئولیت مدیریت خانواده و زندگی رو به دوش می‌کشه. به همین خاطر هم هست که ما داریم روایت مادرانه این زندگی رو می‌خونیم... مادری که حتی به دیگران نمیگه مشغول روزمره نویسی هست؛ چون ممکنه به نظر دیگران بیاد وقت و توان اضافی داره و یه کار جدید به دوشش بندازن...
🔰 گرچه تفاوت‌های فرهنگی جامعه ما و این جامعه در جای جای اثر خودنمایی می‌کنه؛ اما انگار سنگینی بارِ رویِ دوشِ والدین و فداکاری‌های اونا همه‌جا مثل همه... فداکاری، گوهر وجودی هست و نه وظیفه! درست نیست که اونو برای این عزیزان اجباری (و در نتیجه بی‌ارزش) تلقی کنیم...
🔰 با اینکه بحث کثیف خیانت و روابط خارج از ازدواج برای اونا به اندازه فرهنگ ما قبیح نیست؛ ولی باز هم میشه دید در حدود نیم قرن قبل، حساسیت‌های بیشتری روش بوده! اصلاً از همینجا بحث جدی تغییرات نسلی در کتاب شروع شده. تفاوت نسلی خیلی خوب نشون داده شده؛ تفاوت بین ایمان به والدین و عدم ایمان، تفاوت بین اشرافی بودن و نبودن و...
🔰 همون‌طور که گفتم کتاب، عرصه تقابل با فقر، تنهایی و تفاوت نسلی هست. نمودهای شگفت‌انگیزی از مواجهه با فقر داره که دو موردش بیش از همه در ذهنم مونده:
@ افزایش حقوق پدر که همه فکر می‌کردن میتونن باهاش زندگی رو تغییر بدن؛ اما نهایتاً دیدن هیچ چیزی از آرزوهای قبلی باهاش تأمین نمیشه و به همین خاطر تاکسی گرفتن و انعام دادن تا به خودشون اثبات کنن...
@ وقتی که ریکاردو (که قبلاً معتقد بود پدرش با کارمند شدن اشتباه بزرگی در حق خودش اشتباه بزرگی کرده) از احتمال پیدا کردن همون شغل در همون بانک ذوق می‌کنه و مسیری رو ادامه می‌ده که فکر می‌کرد پدرش اشتباه طی کرده...
🔰 در جای جای کتاب، واگویه‌ها و وقایع بسیار جالب توجهی می‌بینین. گرچه عملاً به حقوق زنان پرداخته؛ اما مثل ادبیات فمنیستیِ افراطی، عمل نکرده و دیدگاهی منصفانه داره. هرقدر به عادی شدن فداکاری مادر برای خانواده پرداخته، به انتظار از پدر برای تأمین همه جوره پول و انتظار از پسر برای برپایی زندگی از ۲۰ سالگی هم پرداخته...
🔰 فکر می‌کردم اینکه بیشتر کتاب توی ذهن نویسنده بگذره، برام جالب نباشه؛ ولی نه تنها این‌طور نشد که خیلی هم جذابیت داشت! نکته جالب دیگه نمایش خوب اثر این فکر کردن بیش از حد در خستگی روحی و جسمی مادر خانواده بود و نشون می‌داد حواس نویسنده، جمع بوده.
🔰 هرچند ترجمه کتاب قدیمیه؛ ولی جز در یه سری موارد، متنی روان و امروزی داره. نکته آزاردهنده هم مثل همیشه ضعف در موارد ویرایشی هست که توی ذوق می‌زد...
🔰 این کتاب برای من، نمود جامعه اروپایی بود در حال تبدیل شدن به آمریکا؛ آمریکای فرهنگی و سیاسی! از این جهت، تضادهای فرهنگی خیلی به چشم میان. اگه این موضوع براتون جالبه، فکر می‌کنم کتاب «سال‌ها» از نشر بیدگل هم براتون مفید باشه. آنی آرنو برمبنای روایت زندگی خودش، تغییرات نسلی جامعه فرانسه رو هم روایت می‌کنه. البته جنبه ناداستان اون کتاب خیلی بیشتره.
⚠️⚠️⚠️
همین یه بند رو نخونین که آخرش لو نره. بقیه‌اش رو بخونین
.
.
.
⚠️ گرچه همه شخصیت‌ها از لحاظ اخلاقی شکست خوردن؛ اما  رستگاری نسبی شخصیت مادر هم بیشتر از روی اجبار عدم توانایی تغییر ذاتِ احترام گذارِ به سنت بود و نه تغییر ذهنیت! اینجاست که ارزش انتخاب، بیش از پیش نمایان میشه...
.
.
.
⚠️⚠️⚠️
🔰 این اولین تجربه من از ادبیات ایتالیا بود. تجربه‌ای که خوب گذشت و امیدوارم در آینده باز هم تکرار بشه. در مجموع، چه به عنوان مخاطب تخصصی مطالعات زنان و چه به عنوان مخاطب عام توصیه می‌کنم بخونین...

پ.ن: هوای پدرها و مادرها و خودمون رو بیشتر داشته باشیم...
پ.پ.ن: تنهایی رو توی این کتاب، به شکل تلخی تجربه کردم... اینکه کسی نباشه یه حرفه و اینکه با هم باشین و تنها، یکی دیگه...

        
                باسمه
🔰 عجب کتاب بدی! بعد تموم کردنش، چند دقیقه فقط فکر کردم که چی شد چنین چیزی رو مرحوم نامداری تدوین و نشر معارف  منتشر کرد؟ اسم پرطمطراق «ستیز با خویشتن، ستیز با جهان» که نوید بیان ایده مبارزه جامع‌الابعاد رو می‌داد، کوچک‌ترین خروجی رقم نزد!
🔰 کتاب، خلاصه شده چت‌های چند گروه آنلاین با موضوعات مختلفه (از همینجا میشه حدس‌هایی زد). حتی شکل ظاهری کتاب هم می‌خواد اون فضا رو شبیه‌سازی کنه؛ اما بی‌ریخت و بد قیافه شده! انگار کپی کردی و گزینه "keep text only" رو زده باشی... ویرایش هم که دیگه بی‌خیال...
🔰 ای کاش به همین موارد ظاهری خلاصه می‌شد... شما در کتاب، یک ابراهیم دارین که به مثابه اون بزرگ بت‌شکن، حس می‌کنین با تبر داره بحث می‌کنه؛ الحمدلله هیچ‌کس هم که جوابش رو نمی‌تونه بده... کتک زن و کتک نخور!
🔰 به نظر میاد تسلط ابراهیم بر مباحث مورد استفاده برای گفتگو، آنچنان قوت نداره؛ مثلاً جایی که از یکسان دیدن همه اهداف در نظریه سیستم‌ها میگه و انتقاد می‌کنه، واضحه که نادانسته و خارج از درک صحیحه. همین‌طور ضعف در نگاه تاریخی و تفسیرش خیلی به چشم میاد...
🔰 اینکه فقط و فقط از یک آیه، کل تحلیل رو بگیری، بیشتر خاطره «لاحکم الا لله» رو تداعی می‌کنه؛ نه مبارزه با تحجر! جالب‌تر اینکه انگار مسئله تفسیر قرآن با سنت رو هم فهم نمی‌کنه...
🔰 جالبه که انگار خیلی از بحث‌ها، بی‌خود یا بی‌فایده ادامه پیدا کرده؛ مثلاً دعوای بین اولویت عدالت و اخلاق در دین یا دست‌یابی به آسایش با دین! انگار اگه هر کدوم تعریفشون از این اصطلاحات رو اول می‌گفتن، دیگه ادامه‌ای برای بحث نمی‌شد متصور بود؛ جدای از اینکه بدیهیاتی مثل «الزام یکی، نفی هدف دیگری نیست» رو در نظر نمی‌گیره...
🔰 این تعریف نکردن‌ها، به مرور بدتر هم شده! اینکه بیای عوض کردن کولر آبی مسجد رو برای خودت تجمل‌گرایی تعریف کنی (و نه بهبود وضعیت مصرف انرژی)، بعد بیای بکوبی و بعد ابراز تأسف کنی، خب چیزی ازش درنمیاد...
🔰 از بزرگوار از دنیا رفته‌ای هم برمبنای صحبتی، شدیداً انتقاد کرده؛ در صورتی که انگار بیشتر آنچه «میان» سطور تصور کرده رو کوبیده و نه آنچه «در» خود سطور گفته شده... انتقادات به مرحوم شاهرودی زیاد هست؛ اما این شکل بیان، تاسف‌باره بیشتر تا مفید...
☑️ در مورد کمتر کتابی اینطور می‌تونم صریح بگم؛ ولی لطفاً وقتتون رو برای خوندن کتاب‌های مفیدتری صرف کنین...

پ.ن: روح الله نامداری کتاب‌های خوبی مثل جدال دو اسلام و خمینی پدیده پیچیده انسانی داره. از اونا زیاد تعریف شنیدم. روحش شاد...

        
                باسمه
🔰 ایام دبیرستان بود که شهید بزرگوار محمدرضا دهقان امیری رو شناختم. مادر شهید سخنران یکی از مراسم‌های مدرسه بودن و از روحیات و شیطنت‌های خاص شهید می‌گفتن. تصویر شهید رو چند وقت قبل در بین شهدای عملیات محرم (۱۳۹۴) دیده بودم و به دلم نشسته بود. این کتاب هم جزء اولین کتاب‌هایی بود که در مورد شهدای مدافع حرم چاپ می‌شد و تهیه‌اش کردم.
🔰 خیلی زود تموم شد. ۱۰۰ خاطره کوتاه به همراه تعدادی از تصاویر شهید و نهایتاً متن وصیت‌نامه؛ کلیت این کتاب کوتاه همینه. طبعاً انتظار خاصی نمیشه از کتابی در این ابعاد داشت که جامع‌الابعاد باشه؛ اما می‌شد در انتخاب خاطره‌ها، گوینده‌های خاطرات، بازه‌های و نکات تمرکز خاطرات و مسائل ویرایشی خیلی خیلی بهتر کار کرد.
☑️ اگه به دنبال شناخت از شهید محمدرضا هستین، به نظرم عناوین دیگه‌ای رو بررسی کنین...

پ.ن: شادی روح تمامی شهدای این راه، به خصوص شهید محمدرضا دهقان امیری، لطفاً صلواتی قرائت بفرمایید...

        
                باسمه
🤦‍♂️ پایان‌نامه؛ نگارش، اصلاح، هماهنگی دفاع، خود دفاع... تا همینجاش هم هفت پشتم اومد جلوی چشمم!
🔰 در شرایطی که یکی از عجیب‌ترین فشارهای روحی تا حال حاضر عمرم رو تجربه می‌کردم، تصمیم گرفتم تا جای ممکن انتخاب‌های متفاوتی داشته باشم: رفتم به سمت ادبیات روس (که همواره به خاطر ویژگی‌هاش ازش می‌ترسم). رفتم به سمت نمایشنامه (که می‌دونستم انتخاب اولم نیست). رفتم به سمت کتاب صوتی (که حتی توی گرونی‌های کتاب چاپی هم هیچ‌وقت اولویتم نبوده). رفتم به سمت موازی خوانی (که هرگز از من برنمیاد).
🔰 خلاصه همه اینا با هم رسید به کتاب صوتی از نمایشنامه بازرس جناب گوگول. صد البته طنز هم بیشتر به درد اینجور ایام می‌خورد. راهروهای دانشکده، پشت دفتر اساتید، مسیر دانشگاه و خونه و قبل خواب؛ با اینکه طولانی نبود، کم کم گوش می‌دادم و می‌گذروندم... 
🔰 دیوان‌سالاری عریض و طویل و ناکارآمدی روسی، همواره در آثار ادبی این سرزمین به نقد کشیده شده که این کتاب هم یکی از مشهورترین مواردش هست. داستان ساده و سرراست، بدون پیچیدگی و تا حدی بامزه (خوشمزگی‌های صداپیشگان هم بی‌تأثیر نیست البته).  راه بنداز بود خلاصه.
🔰 یه چیزی برام بیش از پیش ثابت شد که هرچقدر هم یه اثر در یه قالب فوق‌العاده باشه، تا با خود اون قالب ارتباط خوب برقرار نکنی نمی‌تونی از خود اثر هم لذت ببری! درک می‌کنم که اثر جالبی بوده؛ اما چون قالب نمایشنامه برام جذابیت نداره، اینقدر هم نمی‌تونم لذت ببرم. متأسفانه فقط همین هم نیست و قالب شعر هم برام همچین مسئله‌ای داره! شعر می‌خونم و ممکنه دوست هم داشته باشم؛ ولی می‌بینم یه رفیق شعر دوستم ارتباطی باهاش می‌گیره که به هیچ وجه از من برنمیاد...
☑️ به هر حال انتخاب نرم و مهربونی هست اگه شما هم در نقطه آغاز هر کدوم از اون مواردی هستین که اول یادداشت گفتم. امیدوارم شما لذت بیشتری ببرین. ❤️

        
                باسمه
🔰 هر بیست و چهار ساعت، یک بخش قبل از خواب! این نسخه‌ای بود که برای خوندن این کتاب پیچیده شده بود.
🔰 در ایامی که کار پایان‌نامه سخت جلو می‌رفت و پیچ خورده بود، این کتاب رو شروع کردم. به کتابی نیاز داشتم که کمی بتونه در این ایام، مقداری از فکر و خیال راحتم کنه. از یادداشت‌هایی که درباره این کتاب نوشته شده بود، حدس زدم می‌تونه گزینه خوبی باشه. وقتی هم دیدم که بخش‌هایی چند صفحه‌ای داره که نیاز به تمرکز زیاد نداره، حجمش کمه و توصیه‌های کاربردی داره، انتخابم قطعی شد.
🔰 این کتاب، توی بدترین حالات جهت سلامت اعصاب و روان، انتخاب راضی‌کننده‌ای از آب در اومد. خیلی برام جالب بود که چقدر از تجربیاتی که فکر می‌کردم شاید فقط متعلق به خودم باشه، بین کتابخون‌ها رایج و متداوله. خاطرات ساده خوانی کودکی، اولین‌های کتابی و...
🔰 در کنارش فهمیدم با سنجه‌های کتابخوانی امثال آقای رضایی، واقعاً توی باغ نیستم. 😂 گرچه خیلی هم بد نیست و از اون حد کتابخواری یه کم ترسیدم...
🔰 در یکی از بخش‌ها، نویسنده از کتاب‌هایی میگه که اسمشون به سبب شرایطی که حین مطالعه بوده، خاطراتی رو تداعی می‌کنه... دوست داشتم خیلی بیشتر از این کتاب لذت ببرم؛ اما برام بیشتر مطالعه به مثابه بقا شد. حتی همین الآن هم که این یادداشت رو می‌نویسم، منتظر مدیر گروه هستم برای دفاع و...
و طبعاً محتاج دعای شما ❤️
☑️ کمتر در مورد خود کتاب گفتم. اگه کتابخون هستین توصیه‌اش می‌کنم! حداقلش مرور تجربیات شیرین گذشته و یادگرفتن یک سری نکات جدید هست؛ جدای از اینکه در شرایط ذکرشده هم کتابش جواب بود.
        
                باسمه
🔰 به پایان آمد این دفتر...
⚠️ با توجه به اینکه کتاب‌های این مجموعه پیوستگی معنایی دارن، این یادداشت رو هم در ادامه یادداشت‌های مربوط به جلدهای قبلی می‌نویسم. کلیات، به خصوص نقاط قوت و ضعف کلی، باز هم اینجا موضوعیت داره که از تکرارش صرف‌نظر می‌کنم.
🔰 جلد آخر هم به بررسی ایران (پسا مشروطه تا انقلاب اسلامی) و جهان (شروع نظم دوقطبی تا شروع نظم تک قطبی) پرداخته. به نسبت کتاب قبلی، فکر می‌کنم تا حدی بهتر بود.
🔻 در حوزه تاریخی:
🔰 اشتباهات تاریخی مثل همیشه به وفور یافت می‌شه: ابو مصعب الزرقاوی رو رهبر طالبان عراق معرفی می‌کنه! در جای دیگه‌ای هم کومینتانگ رو به عنوان مبدأ حزب کمونیست چین معرفی کرده! یه جاها هم بعد معرفی رنه گنون، میگه کشته شده؛ در صورتی که به مرگ طبیعی از دنیا رفته... اینکه آرتور میلسپو هیچ کاری کرد یا نکرد هم فکر می‌کنم برای افرادی که تاریخ توسعه ایران رو یه مروری کرده باشن، به صورت کلی معلوم باشه...
🔰 یه سری بخش‌ها هم عمیقاً نیاز به بازبینی داره. به صورت خاص، بخش بررسی بحران‌های رایجش بعد از حدود دو دهه عملاً لوث شده؛ موعدهای زمانی، نوع خطرات و کلی چیزهای دیگه دگرگون شده... همینطور بخش رسانه! مثلاً تضعیف شکل روایتگری با ورود شبکه‌های اجتماعی خیلی تغییر کرده...
🔰 مورد دیگه، این تحلیل‌های کار خودشونه طوره که خیلی ضعیف بود! طالبان، القاعده و... همه گروه‌هایی هستن که در بستری از واقعیت به وجود اومدن. ممکنه غرب از اونا سوءاستفاده کنه؛ ولی اینطور نیست که سران و اعضای اینا حقوق بگیر غرب باشن که! این فهم در ادامه، به تحلیل صحیح حملات ۱۱ سپتامبر کمک می‌کنه. تعاریف عجیب از داخل اسرائیل یا داشتن بمب اتمی توسط گروه‌های جهانی قاچاقچی مواد مخدر هم دیگه اینقدر ضعیف بود که نمی‌خوام مطرحش کنم...
🔰 گفتم اسرائیل! در مورد هولوکاست هم که صحبت زیاد شده؛ به نظرم همون نکته جناب آقای کورش علیانی در کتاب «متاستاز اسرائیل» حول اینکه چرا نیازی به انکار هولوکاست برای مقابله با صهیونیسم نیست، کفایت می‌کنه...
🔻 حوزه اقتصادی - اجتماعی:
🔰 ضعف تحلیل‌های اقتصادی و اجتماعی هم که متأسفانه به همون کثرت قبل هست: یه جا افزایش جمعیت رو نتیجه نگاه مدرن  می‌دونه با راهکار کنترل جمعیت و یه جا میگه فقط در دوران انحطاط تمدن‌ها ارزش تولید مثل کاهش پیدا کرده!
یا مثلاً از دست رفتن مشاغل رو به ضعف اقتصاد تعبیر کرده؛ در صورتی که معنای افزایش بهره‌وری داره... در همین راستا، کاهش جمعیت روستایی رو تضعیف کشاورزی و منابع غذایی ملت‌ها عنوان کرده؛ در صورتی که مثال آمریکا در این حوزه، نقیضه این ادعا هست...
🔰 ضعف شدید در تحلیل مسئله آموزش هم موج می‌زنه: نگاه مهارت آموزی مبتنی بر نیاز بازار رو تجاری کردن آموزش می‌دونه + دوره محوری رو امتداد فردمحوری می‌دونه + رقابت رو جنگ تعریف می‌کنه + اثرگذاری تکنولوژی بر اجتماع رو ضعیف می‌دونه + معتقده تخصص، طبقه جدید درست می‌کنه؛ در صورتی که معاش برای بقا هست و تضادی با تربیت نداره + دوره‌ها شخصی سازی شده و چطور جای دیگه از شخصی سازی حمایت شده و اینجا نفی + الآن مشخصه که نسل‌های ما با تکنولوژی تفاوت‌های زیادی با هم دارن + پروژه‌های مشترک بین رشته‌ها نشون میده فرض آخر هم غلطه! در مورد نگاه کتاب به آموزش، در ادامه باز هم حرف هست...
🔻 تعریف نامتناسب خوداتکایی:
🔰 نگاه تحلیلی کتاب در حوزه جایابی ما در وادی علم هم چنگی به دل نمی‌زنه... محور بحثش هم اینه که ما عقب افتاده به نظر میایم؛ چون وضعیت حال حاضر خودمون رو فارغ از روند تفکر، فرهنگ و تمدن با وضعیت حال حاضر غرب مقایسه می‌کنیم. نمیشه گفت این نگاه کاملاً غلطه (چون مسیر طی شده تاریخی متفاوتی داشتیم)؛ ولی عقب‌افتادن ما نسبت به هرگونه روند تاریخی، واضحه! اصلاً چقدر رهبران انقلاب تا حالا روی این مورد تأکید کردن که می‌بایست جبران بشه؛ عجیبه که صرفاً تقلیل داده شده به این موضوع...
🔰 در ادامه نوع دیگه تقلیل رو در استقبال از کالای خارجی می‌بینیم؛ در حالی به تصور عقب‌افتادگی ایرانی نسبتش میده که حتی اسمی هم از تفاوت کیفیت نمیاره...
🔰 در ادامه این نگاه، علم آموزی از غرب رو رد می‌کنه و اصلاً فرآیند استقلال علمی رو زیر سوال می‌بره! حا اینکه بخشی از گام‌های آغازین این روند، علم آموزی از بقیه هست! خلاصه وقتی این نگاه، نظام حوزه - بازار قبلی رو تأمین‌کننده متناسب جامعه وقت می‌دونه، میشه حدس زد چقدر اختلاف دیدگاه جدی وجود داره دیگه...
🔰 این ایراد، به شکل دیگه در نظام‌های سیاسی - اجتماعی هم دیده میشه: نفی تام و تمام جمهوری رضاخانی در حالی هست که حضرت امام، تنها انتقادشون به مرحوم مدرس، مخالفت با جمهوری بوده؛ چون با گذر زمان، اصول جمهوریت به مرور در جامعه ریشه‌دار می‌شد و خیلی تفاوت داشت با وضعیت شروع کار در بهمن ۱۳۵۷... در صورتی که اینجا، صرفاً به خاطر غربی بودن الگو و طرح کننده اون، کاملاً رد شده...

☑️ هر شروعی را پایانی نیز هست... جلد آخر این مجموعه هم تموم شد... نمی‌تونم بگم این کتاب‌ها، خیلی طولانی و پرحجم یا فوق‌العاده بودن؛ ولی بالآخره این مدت وقت گذروندن، باعث میشه با تموم شدنش، دل آدم بگیره... بگذریم... در مجموع، به نظرم اگه بخواین کل کتاب‌ها رو بخونین، می‌ارزه؛ کلی کلیدواژه برای جستجوهای بعدی و مرور سریع حجم زیادی مطلب (گرچه ضعف‌ها خیلی به چشم میاد) براتون داره... در غیر این صورت، دو جلد اول رو - اونم به شرط اینکه فقط گام اول مطالعه آتی باشه - توصیه می‌کنم.


پ.ن: اینم تو دلم مونده! مقدمه کتاب اول نوشته بود که ما سعی می‌کنیم با عکس و جدول و نمودار، مفاهیم رو توضیح بدیم. بلافاصله هم یه مفهوم بدیهی رو با نمودار نشون داد و از اون به بعد هیچی! هی گفتم تا آخر کتاب آخر صبر کنم شاید چیزی بود؛ تهشم یه نمودار ندیدیم! 😂😂😂

        

باشگاه‌ها

این کاربر هنوز باشگاهی ندارد.

چالش‌ها

این کاربر هنوز در چالشی شرکت نکرده است.

لیست‌های کتاب

اختراع قوم یهودچگونه سرزمین اسرائیل اختراع شد: از سرزمین مقدس تا مام وطنده غلط مشهور درباره اسرائیل

اسرائیلی‌ها و اسرائیلیات!

5 کتاب

باسمه 🔰 این فهرست نسبت به فهرست قبلی برای مطالعات عمیق‌تری هست. هر سه نویسنده هم اسرائیلی هستن. اینجا یه کم در موردشون صحبت میشه: 🔹شلومو زند، استاد تاریخ یهودی - اسرائیلی: 🔻 اختراع قوم یهود: اسطوره ملت یهود رو با استدلال‌های زیاد و مدارک فراوان زیر سوال برده. یعنی اون چیزی که حتی الآن هم خیلی‌ها به اون استدلال می‌کنن برای حاکمیت صهیونیستی در فلسطین اشغالی... 🔻 سرزمین اسرائیل چگونه اختراع شد: اسطوره سرزمین همیشگی قوم یهود رو زیر سوال برده. چیزی که در اصل بهانه صهیونیست‌ها بود در جواب به کتاب اول ایشون. 🔹ایلان پاپه، استاد تاریخ یهودی - اسرائیلی که بابت فعالیت‌هاش مجبور به ترک اراضی اشغالی شده. هفته‌های گذشته حتی به اتهام یهودستیزی! بعد از یه سفر هوایی در آمریکا سه ساعت بازداشت شد: 🔻 ده غلط مشهور درباره اسرائیل: استدلال‌های زمانه حال حاضر صهیونیسم در حق داشتن حاکمیت و تشکیل سرزمین رو زیر سوال برده. اینقدر هم جالب توجه هستن که مخاطب ایرانی هم بسیار بسیار می‌تونه ازش یاد بگیره. 🔻 بزرگترین زندان دنیا: هفت اکتبر شروع ماجرا نبود! این کتاب بهترین توضیح در این باره هست که چی شد اراضی ۱۹۴۸ اشغال شد، اراضی ۱۹۶۷ و به خصوص نوار غزه پرجمعیت شد و نهایتاً این محدوده کوچیک تبدیل شده به بزرگ‌ترین زندان دنیا... 🔹 رونن برگمن، نویسنده و فعال رسانه‌ای اسرائیلی: 🔻 برخیز و اول تو بکش: برعکس دو نویسنده قبلی، برگمن کوچک‌ترین هم‌دردی با فلسطین و فلسطینی‌ها نداره. مشهور هم هست که مهره رسانه‌ای رئیس سابق موساد، یوسی کوهن، هست. سعی داره ترورهای اسرائیلی‌ها در قرن معاصر رو بگه تا قدرت این حاکمیت استعماری رو تثبیت کنه؛ در صورتی که یکی از بهترین دلایل هست که چرا این موجودیت حتی مشروعیت بقا هم نداره... 🔰 اگه موجودیت صهیونیستی رو برپایه مشروعیت ادعایی باستانی، معاصر و حاکمیتی بدونیم، شلومو زند در زمانه باستان، ایلان پاپه در زمانه معاصر بنیان‌های مشروعیت تأسیس اسرائیل رو زیر سوال می‌برن و رونن برگمن هم با برشمردن تروریسم دولتی این موجودیت، مشروعیت بقای اون رو... و جالب‌تر اینکه خواسته یا ناخواسته این افراد، روند ذکر شده نتیجه‌ای جز اضمحلال حاکمیت استعماری نژادپرستانه اسرائیل نخواهد داشت إن شاءالله... پ.ن: در مورد بیشتر این کتاب‌ها یادداشت نوشتم. اگه می‌خواین بیشتر در موردشون بدونین، همون‌ها رو لطفاً مطالعه بفرمایید 🇵🇸✌️ پ.پ.ن: اصرار دارم کتاب‌هایی توی فهرست‌ها معرفی کنم که خودم خونده باشم؛ با این حال کتاب برخیز و اول تو بکش رو به پیشنهاد یکی از دوستان در فهرست قبلی و با بررسی مجدد گذاشتمش اینجا. البته در آینده احتمالاً این فهرست هم کم و زیاد بشه.

فعالیت‌ها

محمد مهدی پسندید.
            سی مرغ فدای آن سیمرغ 
در موج جمعیت ملاقاتی آن روز، پیرمردی با لهجه لری و صدای بلند شعار می داد. امام که برای دیدار مردم حاضر شد، پیر مرد دست هایش را  رو به آسمان بند کرد: «یا صاحب الزمان! مگر نایب به این خوبی را در خواب ببینی.»

   متنی که خواندید برشی از کتاب سیمرغ سی مرغ اثر نویسنده خوب و توانا آقای محمد قائم خانی است.در این کتاب زندگینامه امام خمینی (ره)  به رشته تحریر در آمده است.
   از نکات مثبت کتاب این است که سیر زمانی کتاب از قبل از تولد امام خمینی  با بیان جایگاه خانواده امام خمینی شروع میشود. همچنین در ادامه  به دوران طفولیت امام خمینی نیز اشاره های زیادی شده است. این نکته میتواند یکی از وجوه تمایز کتاب با دیگر زندگی نامه های امام خمینی باشد. با توجه به این مسئله شما میتوانید از سیر رشد و تربیت امام خمینی اطلاع پیدا کنید. 
   در شروع کتاب شاید مشکلاتی با خواندن قلم قائم خانی داشته باشید، که هر چقدر صفحات و سطور بیشتری بخوانید این مشکل کمتر  میشود. 
   در انتهای کتاب قسمتی از وصیت نامه امام خمینی قرار داده شده  که پایان جذابی به این کتاب داده است. 
ان شاالله بتوانیم همانند امام خمینی(ره) برای اسلام مفید و موثر باشیم.
          
آره دیگه این کلیدواژه «جدی» اینجا خیلی مهم بود. چقدر توی هر پادکستی دهن ما رو سرویس کردن با تحلیل‌های فرازمینی ازش 😂

همین اول کار یکی از جذاب‌ترین بخش‌هاش، ناک اوت کردن آزمایش زندان استنفورد زیمباردو بود! عجب!

دقیقاً. چقدر هم تحلیل‌های عمیق در موردش میرن و ربطش میدن به همه چیز. خیلی جالب در مورد پیش‌فرض‌ها و عملکردها گفت و نتیجه رو هوا کرد

همین اول کار یکی از جذاب‌ترین بخش‌هاش، ناک اوت کردن آزمایش زندان استنفورد زیمباردو بود! عجب!