بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

دیباچه‌ی نوین شاهنامه [فیلمنامه]

دیباچه‌ی نوین شاهنامه [فیلمنامه]

دیباچه‌ی نوین شاهنامه [فیلمنامه]

5.0
5 نفر |
1 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

0

خوانده‌ام

10

خواهم خواند

6

بهرام بیضایی(زاده 5 دی ماه 1317 در تهران)کارگردان سینما،تئاتر،نمایش نامه نویس،فیلم نامه نویس و پژوهشگر ایرانی است. بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش نامه نویسی در سینما عرصه های دیگری چون تدوین،ساخت عنوان بندی و تهیه کنندگی را هم تجربه کرده است.وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران است.چریکه تارا،مرگ یزدگرد،باشو غریب کوچک،شاید وقتی دیگر،مسافران و سگ کشی از مهمترین آثار وی هستند.بیضایی از لوازم قصه ها و شکل های کهن،قصه خود را باز می سازد و در این راه آنچنان پیش می رود که قابلیت کلاسیک قصه اولیه به سرعت در بازسازی نمایشی رنگ می بازد و یا دلالت های معنایی دیگری به خود می گیرند.

پست‌های مرتبط به دیباچه‌ی نوین شاهنامه [فیلمنامه]

یادداشت‌های مرتبط به دیباچه‌ی نوین شاهنامه [فیلمنامه]

باز هم بهر
            باز هم بهرام بیضایی تونست با شاهکاری اشک من رو دربیاره و مهم تر از اون، من رو به فکر واداره. 
دیباچه ی نوین شاهنامه، از اون کتاب هایی بود که آرام آرام خواندم چون دوست نداشتم تموم بشه. چون با واژه واژه‌ش زندگی کردم. با این که کتاب کم حجمیه اما بیضایی تونسته به خوبی زندگی فردوسی رو به تصویر بکشه؛ هرچند که خود فردوسی اصلا به عنوان راوی در داستان حضور نداره. ما از زندگی شخصی فردوسی بسیار کم منابع مستند داریم (تا این حد که حتی نمی‌دونیم نامش چی بوده. یا اصلا خودش، خودش رو با تخلص فردوسی قبول داشته یا نه. چون این نام رو فقط در یک بیت از کل شاهنامه به کار برده.😊) با این حال، پیوندهایی که میان شاهنامه و تاریخ اساطیری با زندگی فردوسی برقرار می‌کرد فوق العاده بود و باعث می‌شد این خلا و کمبود دانش خیلی به چشم نیاد.
مانند همیشه باید بگم، صد حیف و دو صد افسوس که به جای ساخت و سرمایه گذاری بر روی چنین فیلم نامه هایی، جومونگ و زورو و مختار و سعد ابی وقاص قهرمانان میهنمون شدند.
و ایرانیانی هستند که شرم می کنند از نگاه کردن به آینه چون نه قهرمانانشون رو می‌شناسند، نه پیشینه‌ای برای خودشون می‌بینند و نه همتی دارند برای فریدون شدن و کنار زدن ضحاک.
...................................................................................................................................................................
در پایان؛
فردوسی هنوز هم شاهنامه به دست دارد. هنوز هم شهر به شهر، کوی به کوی و خانه به خانه می گذرد تا برایمان از ایران بگوید. از دلاوری ها و جنگاوری ها و میهن پرستی ها. 
فردوسی، هنوز هم شاهنامه به دست دارد و از ما می پرسد : خودتان را در این کتاب می بینید؟ نامه ی شاه وارم را می پذیرید؟ ایرانمان را پاس می دارید؟ یا لب فرو می بندید و خاموش می مانید تا نان چرب از دست دشمن بگیرید؟
و ما پاسخ می دهیم...