بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

پرنده به پرنده: درس هایی درباره نویسندگی

پرنده به پرنده: درس هایی درباره نویسندگی

پرنده به پرنده: درس هایی درباره نویسندگی

آن لامات و 1 نفر دیگر
4.4
11 نفر |
6 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

11

خوانده‌ام

25

خواهم خواند

55

این توضیحات مربوط به نسخۀ دیگری از این کتاب می‌باشد.

«سی سال پیش برادر بزرگ ترم، که آن وقت ها ده سالش بود، در تلاش بود که مطلبی دربار? پرنده ها بنویسد و برای این کار سه ما هم وقت داشت. سه ماه گذشته بود و حال دیگر موعد تحویل کار، که فردای آن روز بود، فرا رسیده بود. ما برای گذراندن تعطیلات در کلب? خانوادگیمان در بولیناس بودیم، و برادرم پشت میز آشپزخانه نشسته بود. دور تا دورش پر بود از کاغذ و مداد و کتاب هایی دربار? پرندگان که لایشان هم باز نشده بود. در چنین وضعی، درحالی که بزرگی وظیف? پیش رو باعث شده بود خشکش بزند، می دیدی که هر لحظه ممکن است اشکش سرازیر شود. بعد پدرم آمد و کنارش نشت، دستش را دور شان? برادرم انداخت و گفت: "رفیق، پرنده به پرنده – دانه به دانه، یک به یک. هربار فقط دربار? یک پرنده بنویس و تمام."» (از متن کتاب) درباره این کتاب بیشتر بخوانید

لیست‌های مرتبط به پرنده به پرنده: درس هایی درباره نویسندگی

یادداشت‌های مرتبط به پرنده به پرنده: درس هایی درباره نویسندگی

            خوشایندترین چیز درباره این کتاب برای من، لحن طنزگونه نویسنده‌اش است.
اینکه چطور با هوشمندی‌ و چاشنی طنز به تو نشان می‌دهد در مسیر نوشتن احتمالا چه  هدف و رویایی داری ولی واقعیت چگونه است…

برای کسانی که هر مدل علاقه‌ای به نوشتن دارند، خواندن  این کتاب تجربه لذت‌بخشی است. قرار نیست راهنمای عملی نوشتن یا کتابی تکنیک‌وار باشد. 
فقط خیلی ساده تجربه‌های خودش را از عالم نویسندگی برایت می‌گوید، شبیه حرف‌های در گوشی دوست صمیمی‌ات :)

ولی جدا از لذت خواندن کتاب، بزرگ‌ترین درسی که کتاب برای من داشت آن موقعیتی است که نام کتاب هم از آن گرفته شده؛
اینکه یک بار برادرش یک عالمه ورق از اطلاعات پرنده‌هایی که باید حفظ می‌کرده را دورش ریخته و وحشت‌زده نگاهشان می‌کند
بعد پدرشان می‌آید و می‌گوید که از حجم زیاد این کار نترس و پرنده به پرنده جلو برو و اطلاعاتشان را حفظ کن.
از آنجا به بعد من هم این اصطلاح “پرنده به پرنده” را برای خودم، مخصوصا در عالم نوشتن نگه داشتم
 تا خودم را متقاعد کنم که هر بار لازم است مقدار مشخص شده امروز را بنویسم و درگیر ترس‌های دیدن کل کار نشوم :)